تبليغاتX
محمدعلی دریابار

17 ربیع الاول

1ـ ميلاد مسعود خاتم الانبياء حضرت محمد بن عبد الله ‌(صلی الله علیه و اله)
2ـ ولادت با سعادت، امام جعفر صادق (علیه السلام)  ریيس مذهب شيعه

1ـ ميلاد مسعود خاتم الانبياء حضرت محمد بن عبد الله ‌(صلی الله علیه و اله)
در سحرگاه روز جمعه هفدهم ربيع الاول سال عام الفيل خورشيد تابناك رسالت از اُفق مکه طلوع كرد و با درخشش خود كائنات را جلوه‌اي ديگر بخشيد.
آري ! خاتم رسولان آمد تا بشر را از اسارت ناداني و كفر برهاند و آنها را به سرچشمه‌هاي نور و سعادت رهنمون سازد؛ آن رسالتي را كه انبيا هزاران سال با تحمل سخت‌ترين شكنجه‌ها بر دوش كشيدند، به نقطة كمال و اوج خود برساند.
نام گرامي آن حضرت را محمد و كنيه‌‌اش را ابوالقاسم نهادند. پدر گراميشان حضرت عبدالله و مادر بزرگوارشان حضرت آمنه بنت‌وهب بود .
ـ وقايع پيش از ولادت
در شب ميلاد مسعود آن اسوة پاكي‌ها و فضيلت‌ها، حوادث عجيبي در جهان رخ داد كه در اين جا به ذكر چند حادثه اكتفا مي‌كنيم:
1. آتشكدة فارس كه هزار سال خاموش نشده بود در آن شب خاموش شد.
2. درياچة ساوه كه آن را مي‌پرستيدند، يكباره خشك و به نمكزار تبدیل شد.
3. همة بتها در خانة كعبه فرو ريخت و اين ندا از آسمان شنيده شد: جَاءَ الحَقَّ وَ زَهَقَ الباطِل، ‎‎إِنَّ الباطِلَ كانَ زَهُوقا4. ايوان عظيم كاخ مدائن (كاخ پادشاه ايران) به لرزه درآمد و چهارده کنگره از آن فرو ريخت.
5. آب رود سماوه (رودي بين كوفه و شام)  زياد شد و به جريان افتاد. 
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «ابليس (پدر شيطان‌ها) در آسمانهاي هفتگانه، رفت و آمد مي‌كرد؛ هنگامي كه عيسي (علیه السلام) متولد شد، از پرواز به سه آسمان ممنوع گرديد ولي هنگامي كه پيامبر گرامي اسلام (صلی الله علیه و اله) متولّد شد، از پرواز به سوي همه‌ آسمانهاي هفتگانه ممنوع شد، و شيطانهايي كه به سوي آسمان مي‌رفتند با تيرهاي شهاب آسماني رانده مي‌شدند». 
ـ معجزات پيامبر اكرم ‌(صلی الله علیه و اله)
كتاب آسماني قرآن مجيد، معجزة جاودان پيامبرگرامي اسلام (صلی الله علیه و اله) به شمار مي‌رود اما گذشته از آن معجزات فراواني از آن حضرت مشاهده شد كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم:
1. سخن گفتن آن حضرت با حيوانات؛
2. مستجاب شدن دعاي آن حضرت در زنده شدن مردگان و بينا كردن كوران و شفايافتن بيماران؛
3. آگاهي پيامبر (صلی الله علیه و اله) به زبانهاي مختلف و سخن گفتن به همة آنها؛
4. تسبيح گفتن سنگريزه‌ها در دست مبارك آن حضرت به طوريكه مردم آن را مي‌شنيدند؛
5. وجود مقدس پيامبر (صلی الله علیه و اله) در آفتاب سايه‌ نداشتند؛
6. دست مبارك آن حضرت به هر طعامي كه مي‌رسيد با بركت مي‌شد و از طعام اندك، جمع كثيري را سير مي‌كرد؛
7. رسول خدا(صلی الله علیه و اله) هرگاه آب دهان مبارك را به چاهي مي‌افكندند، آن چاه بركت پيدا مي‌كرد و پر از آب مي‌شد؛
8 . رسول خدا(صلی الله علیه و اله) هر گاه بر زمين نرم راه مي‌رفتند، جاي پايشان نمي‌ماند و هنگامي كه بر سنگ سخت راه مي‌رفتند اثر پاي مباركشان مي‌ماند.


2 ـ ولادت با سعادت، امام جعفر صادق (علیه السلام) ، ریيس مذهب شيعه
در روز دوشنبه هفدهم ربيع الاول سال 83 هـ .ق. امام جعفر صادق (علیه السلام) در مدينه چشم به جهان گشودند و هستي را با نور جمالشان، صفا و طراوت بخشيدند. پدر بزرگوارشان امام محمد باقر (علیه السلام) و مادر گراميشان اُمّ فَروَه از زنان پرهيزگار، با ايمان و نيكوكار بودند. اسم مبارك آن امام، جعفر بود و كنية شريفشان ابوعبد الله و القاب آن حضرت، صابر، فاضل، طاهر و صادق بود كه مشهورترينشان همان صادق است.
در شمايل آن حضرت چنين نقل شده است كه امام ميانه قد و افروخته رو و سفيد بدن و كشيده بيني و موهاي ايشان سياه و مجعد و بر گونه‌شان خال سياهي بود. 
ـ تأسيس دانشگاه شيعه
در ميان امامان معصوم، براي هيچكدام همانند كاشف اسـرار حـقايـق، حضرت امام جعفرصادق (علیه السلام) فرصت و وضعیت مساعدي پيش نيامد تا بتوانند در سطح وسيع به انقلاب فرهنگي بپردازند و با تشريح فرهنگ غني و پر ماية اسلام و تأسيس دانشگاهها و مدارس، بر گسترش فرهنگ ناب تشيع بيفزايند؛ ولي در عصر امام صادق(علیه السلام) به سبب كشمش‌ها و رودررويي بني اميه و بني‌عباس چنين فرصتي به دست آمد. آن امام بزرگوار، از اين فرصت استفادة كامل و اسلام حقيقي را معرفي نمودند. آن حضرت غدير و فرهنگ آن را زنده كردند و به عنوان صادق آل محمد (صلی الله علیه و اله) در برابر دروغ سازان و نيرنگ بازان اموي و عباسي، چهرة راستين اسلام و فقه آل محمد (علیهم السلام) را آشكار ساختند.
ـ برترين فرد در علم و عمل
مالك بن انس مي‌گويد: «هيچ چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده و بر هيچ دلي خطور نكرده كـه در عـلم و عبـادت و پاكدامنـي و پرهـيزكاري كسي برتر از جعفر بن محمد صادق (علیه السلام) باشد» . در جاي ديگر نيز چنين مي‌گويد: «من نزد جعفر بن محمد بسيار مي‌رفتم؛ او مردي پر تبسّم بود. هنگامي كه در محضرش نام رسول خدا (صلی الله علیه و اله) برده مي‌شد، رنگش دگرگون مي‌شد. هرگز او را از سه حالت خارج نديدم : يا نماز مي‌خواند، يا روزه بود و يا به قرائت قرآن مشغول بود. هرگز بدون وضو از رسول خدا (صلی الله علیه و اله) حديث نقل نمي‌كرد و سخن بيهوده بر زبان نمي‌راند؛ از بزرگاني بود كه خوف خداوند سرتاسر وجودش را فراگرفته بود» .

+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 17:52 |
+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 و ساعت 23:56 |

آموزش پرواز با پاراگلايدر

متن فوق بر گرفته از کتاب آموزش پرواز با پاراگلايدر  می باشد که در خصوص تاريخ پاراگلايدر توضيح داده است

خلاصه اي از تاريخ پاراگلايدر
توسعه و گسترش ورزش پاراگلايدر مانند بيشتر هواپيماها در ابتدا كند و آهسته بود، ولي در رابطه با پاراگلايدر اينطور نيست چون بعد از مدتي نمادي از تلفيق ذوق وروياها، باعث شد نظرات وتجارب گوناگون پروازي كنار هم جمع ودست به دست هم داده تا بتوانند اين ورزش با شكل كنوني اشت را به مرحله ظهور برسانند البته آغاز كار اين عمل چندان خوب و آسان نبود و آن مانند ساير صنايع هوائي در ابتدا كاربرد نظامي پيدا كرد .در جنگ جهاني ،من مسئول توسعه وتحقيقات علوم نظامي وفن آوري دررابطه با تسليحات از جمله زير دريايي بودم در آن زمان تنها مشكل ما عدم دسترسي به نوآوري و حيات فني خوب امروزه علوم الكترونيك درهدايتهاي آبي وكارائي كم ابزارها در صنعت بود كه پيشرفت امور را كاهش مي داد دراين زمينه بدانيد اگر ضمن كار نتوانيد مسير را بيابيد عدم توانائي در جهتت يابي چندان عمل ساده اي نيست دراين مواقع براي نجات و رهائي از مخمصه بايستي به خود اعتماد به نفس داده و شجاعت را حفظ كنيد بدين جهت براي ايجاد عزم راسخ در رويارويي با مشكلات مهارت يدك كشي بال وچتر نجات بر پشت خلبان در ارتفاع گسترش يافت.متاسفانه مانسبت به ديده بان تنهاي مستقر در سكوي چوبي بزرگ بالاي دكل كشتي فقط مي توانيم تصور كنيم كه در آنجا لذت مي برد ولي  درآن دوران ميان دريا وقتي كه  چشمان وي او را از نزديك شدن دشمنان آگاه ساخته و به اعلام خطر وامي داشت مواقعي بود كه باعث هيجان و شيرجه زدن وتقلاي وي در آب مي شد بنابراين متوجه مي گرديم كه عامل ترس در پرواز شجاعت واعتماد به نفس خلبان را از بين مي برد.
بعد از اولين جنگ جهاني تمرين يدك كشي برروي زمين بوسيله چترهاي نجات رايج و درآلمان وهلند رشد محسوسي در كارها را حاصل ساخت جنگ جهاني دوم اينگونه تمرينات خاتمه يافت ولي بعد از پايان آتش اين جنگ خانمان برانداز بيشتر از يك هزار پايگاه هوائي دراروپا وامريكا تعطيل شد اين امر باعث گرديد مكانهاي رها شده پرواز هواپيماها فضاهاي مناسبي براي عمليات روز افزون يدك كشي چترهاي نجات گردد.تامقصد هنوز راه بسياري در پيش بود اما به هر حال موضوع بكارگيري چترهاي نجات ضرورت استفاده از قوه نيروي كشش جهت توليد نيروي برآ را به وجود آورد ولي گذشته از اين در عمليات تمامي آنها قابليت هدايت خوبي نداشتند بطوري كه عمل رها سازي طناب چندان مثمر ثمر نبود. پس از مدتي  چترهاي پيشرفته تري ظهور كردند اين نوع چتر جديد با سبكي جديد با ساختماني دوكي شكل وتحت فرمان طراحي شده بود كه بخشهاي مياني بزرگتر آن جهت پيشروي به سمت جلو وتوليد نيروي برآ و به دست آوردن سرعت به شكل خاصي بريده و درآورده شده بود آنها تااواخر سالهاي 1950توسط شركت هاي سازنده چترهاي نظامي رواج داشتند و اين امر باعث شد ورزش چتر بازي تغيير اساسي يافته وعمليات يدك كشي با آن به كار گرفته شود.چترهاي پيشرفته بر خلاف نوع مرسوم كه حركت  نزولي تقريبا عمودي را داشتند به ازاي هر 30سانتيمتر افت با 2/5پا پيشروي به سمت مقابل مي سريدند كه به علت سرعت كم و وجود نيروي كششي شرائط مطمئن و بي خطري را در عمليات حاصل مي ساخت و اين عامل باعث گرديد سواري با چتر توسط قايق بر فراز آسمان سواحل زيباي جهان فرصت خوبي براي تفريح گردشگران در استفاده از تعطيلاتشان گردد. گام بعدي تكامل توسط سازمان هوائي ناسا برداشته شد آزمايشات آنان در غالب ساخت موشك راه گشايي شد تا امكان طراحي هاي گوناگون در زمينه چترهاي قابل هدايت ازجمله بالهاي روگالو فراهم گردد اين تحقيقات خيلي زود به شكل جديد بالهاي مثلثي و چترهاي داراي هواي كوبشي ادامه يافتند و عامل محركي در پيدايش ورزش جديد پاراگلايدر گشتند.سرانجام يدك كشي با چترهاي از نوع كوبشي عامل تحريك گروهي شد كه اتحاديه هوانوردي انگلستان را اوايل سالهاي 1970در كوتاهترين مدت تشكيل دهند و چون طبيعتا با همان حالت يدك كشي و طي مسير ثابتي د رارتفاع كارمي كردند ورزش خود را هوانوردي تحت فرمان ناميدند به هر حال رقابت درزمينه شجاعت و توانائي هاي فردي خيلي زود باعث تصويب آئين نامه و قوانين پروازي و لزوم اجراي آن را باعث گشت و شناوري در آسمان و سرازيري به سمت زمين براي بالا بردن مهارتهايشان ترغيب ساخت. مشكل كار با اينگونه وسائل كه به بال يا چترهاي چهار ضلعي معروف بودند اين بود كه سرعت آنها در حين عمليات نسبتا بالا و عمل فرود را دچار نقض مي ساخت طوري كه احتمال آسيب ديدن هر دو قوزك پا حتمي مي شد كه اين عامل باعث كنجكاوي و تحقيق بيشتري در دستيابي به ويژگي هاي خوب عملياتي گرديد.د رانگلستان جان هاربو و آندره كرولي پس از اينكه با چند آزمايش و اجرا بوسيله دويدن توانستند از روي شيب به پروازدر آيند و مبادرت به ساخت چتر نجات چهار ضلعي نمودند اما تا صورت واقعي پيدا كردن پاراگلايدر امروزي هنوز راه بسياري در پيش بود ولي اين آزمايشات اوليه جان هاربو را به يكي از اولين خلبانهاي آزمايشي و سپس سازنده و مربي پاراگلايدر مبدل ساخت شايد نام اولين شخصي كه با موفقيت توسط اندام پا عمليات پاراگلايدر را اجرا كرد در گذران تاريخ فراموش شده باشد به هر حال طولي نكشيد كه جسارت و ماجراجوئي آنها را در يافتن شيبي كه بتواند خواسته هايشان را ارضاع كند به انجام آزمايشات متعدد پروازي واداشت به همين دليل بود كه دراواسط سال1980 آئين نامه و قوانين پروازي وضع شد و تولد ورزش جديد را خبر داد كه آن آغاز پرواز پاراگلايدر بود.

پاراگلايدر در عصر حاضر:
امروزه ما در آموزش و روش عمليات با پاراگلايدر تجربه و آشنايي زيادي پيدا كرده ايم پيشگامان نخستين در اجراي پرواز جهت دوري از درختان و ساير عوارض ناخوشايند مي بايستي براي پايداري مشكلات بسياري را پشت سر گذارند كه در حال حاضر براي كمك به پيشروي شما در پرواز و ايجاد تحسين تماشاگراني كه براي خلبان ورزيده ابراز مي كنند مدارس و باشگاه هايي دائر شده است تنها راه معقول براي لذت بردن از پرواز شركت در كلاسهاي معتبر است تا در مهارتهاي اوليه تسلط يافته و گواهي نامه سطح مقدماتي از اتحاديه پاراگلايدري امريكا را كسب نماييد اين مركز هماهنگ كننده امنيت و امور پروازهاي ورزشي در قاره امريكاي شمالي است و مركزي براي ارائه اطلاعات قابل دسترس و مفيد درباره مربي ميزان آموزش مجوز تاسيس باشگاه امكانات مرسوم ارتباطي و قوانين اين رشته ورزشي جهت افراد علاقه مند مي باشد.در اروپا نقش مردمي ساختن ورزش هاي هوائي را پاراگلايدر به عهده گرفته است كه بي شك به طور يكسان در سراسر جهان گسترش خواهد يافت در حال حاضر اكثر دوستداران پرواز از ارتفاعات بلند پس از طي مسيرهاي طاقت فرسا و رسيدن به بالاي كوه براي پايين آمدن از قلل مرتفع مانند فوجي در ژاپن و اورست در هيماليا پاراگلايدر را به كار برده اند. گستردگي امكانات براي يك خلبان مبتدي پاراگلايدر فراوان است كه شامل آموزش و فروش وسائلي  در رابطه با صعود ،فرود ،اوجگيري،پروازهاي آموزشي دو نفره،عكس برداري هوائي، يدك كشي و برگزاري مسابقه براي رقابت ها مي باشد و فراموش نشود كه تمام موارد ياد شده در فصلهاي بعدي شرح داده خواهد شد  اما در حال حاضر براي تسريع در فهم بهتر پرواز با پاراگلايدر با نگاه خلاصه و كوتاهي به آينده كارمان اولين عنوان درسمان را شروع مي كنيم.

پاراگلايدر در آينده:
هيچ كس نمي تواند به عاقبت دلخواه يك ورزش يا كاري يقين كامل داشته باشد بنابراين براي ما هم اين چنين است به هر حال با بهره جوئي از تجربيات ساخت و فن آوري ديگرورزشهاي هوائي مثل هواپيماي يك باله بي موتور ، بالهاي مثلثي  و پرنده هاي فوق سبك كه آنچنان شهرتي ندارند شايد بتوانيم تصوير خوبي از آينده اين ورزش داشته باشيم بدون شك پيشرفت روز افزون صنايع هوائي كارايي بال ما را افزايش مي دهد و درميان تنوع و گوناگوني طرح هاي شگفت انگيز و ساختهاي هوايي امروزي و بالهاي تكامل يافته و نو ظهور كه با خصوصيتهاي ويژه اي طراحي شده اند بهره هاي فراواني خواهيم برد.شايد رمز موفقيت در پيشرفت خلق و سائل بهتر توليد نيروي برآ يا بال هايي به مراتب كوچكتر با طراحي جهت افزايش سرعت در آنها مي باشد تا امنيت پروازمان را بالا برده و بتوانيم در جريان باده هاي زياد به آسودگي ادامه مسير دهيم .نكته قابل توجه ديگردر ساختمان اين وسيله وسعت زياد با حجم كم و جليقه صندلي مخصوص هدايت است كه خلبان درمحل نشيمن مي تواند با تغيير محل ثقل خود به وسيله تحريك بندهاي تعليق اصلي جلوي يا عقبي زاويه حمله را عوض كند تمام اين ابداعات بطور كامل آزمايش خود را گذرانده ودر ساخت بالهاي امروزي به بهترين شكل اعمال شده اند كه اين سعي و كوششها خود نويد دهنده تغييرات و تكامل بيشتر آنان در آينده است نمونه هاي ديگري كه امكان پيشرفت و توسعه بيشتري براي آنان وجود دارد نمونه بالهايي است كه جهت بالا رفتن درمحوطه وسيع از نيروي موتور مستقر در پشت خلبان پاراگلايدر و روش هاي مختلف يدك كشي استفاده مي كنند كه شايد تا به حال به فكر كسي نرسيده باشد و بسيار واضح است اين ورزش تابه دست آوردن نهايت ايمني به رشد خود ادامه خواهد داد. پروازهايي مي توانند به نحو مطلوب ميسر گردند كه منطبق بر قوانين هوائي باشند اگر خلبان پاراگلايدر در مورد آنها بي توجهي كند و حريم هوائي مناطق خاص يا مكانهاي عمومي را به واسطه حركات ناشيانه رعايت ننمايد خودمان را چسبيده به بال بر روي زمين خواهيم يافت لذا براي جلوگيري از اين گونه حوادث بايستي نكات ايمني و رايج هوائي را دنبال كنيم و براي داشتن پروازي خوب و مستقل خودمان را با آن قوانين هماهنگ و در آسمان رعايت نمائيم.

آشنايي بيشتر با پاراگلايدر:

ممكن است به ورزش پاراگلايدر هنوز تا اندازه اي ظن و گمان بد داشته باشيد كه آيا اين تفريح خطرناك است يا خير؟ آ يا د روضعيت مناسب جسماني قرار داريد؟ آيا داراي وسيله مناسب پروزاي هستيد؟ كه طبيعتا اينگونه سئوالات براي اطمينان، معقول و عادي هستند.عامل خطرناك در بيشتر رشته هاي ورزشي، اضطراب و تصورات بيش از حد فشارهاي رواني قبل از شروع رقابتها هستند.واقعيت اين است اگر شما در مسير عزيمت براي پرواز باشيد ممكن است بخاطر فشارهاي رواني قبل از كار مشكل پيدا كنيد پس مي توان گفت الان شما در حال پرواز هستيد كه دچار آشفتگي شده ايد به هر حال مااين حقيقت را كه فن هوانوردي به طور كلي حركات ناشيانه يا بي پروا و احمقانه را پذيرا نيست از نظر پنهان نمي داريم و براي خلباناني كه سخت به فكر انجام عمليات مخاطره آميز در آسمان هستند تكرار بسيار عبارت خوب و مفيد ورزش پاراگلايدر، آن اندازه اينكه شما بخواهيد سالم است را توصيه مي كنيم چون اگربخواهيد مي توانيد كمترين خطر را در پروزا داشته باشيد.لوازم فيزيكي ورزش پاراگلايدر چندان زياد نيست و وزن اقلام آن كمتر از يك كيف گلف است و نيروي لازم حمل آن نيز كمتر از توپهاي فوتبال است يقينا در دوره آموزشي براي عمليات لازم است به بالاي تپه برويد و پرواز را با عزمي راسخ انجام داداه و به محوطه پائين درمحل فرود برسيد فراموش نكنيد زمان اجراي عمليات را يادداشت نمائيد چون اگر سختي انجام اين مراحل را بتوانيد تحمل كنيد تمامي آنها نشانگر اين است كه قادر به عمليات هستيد. هميشه اين سوال مطرح است كه آيا همه مي توانند پرواز كنند يا نه ؟ جواب خير است چون ورزش پاراگلايدر ويژگي خاص خود را دارد كه اگر عوامل سه گانه در آن تغيير كنند جهت يابي فضائي مقدور نخواهد بود زيرا اكثر مردم در جرات و جسارت و اعتماد به نفس چه كم و چه زياد توانايي كافي را ندارن د و دچار ضعف هستند آدم بسيار خجالتي هيچگاه اراده گام نهادن بر پهنه آسمان را نمي تواند پيدا كند براي اينكه ويژگي جسارت هيچگاه با نيروي احساس هماهنگي ندارد و عدم اراده مانع تربيت يك خلبان قدرتمند و توانا است و شخص داراي چنين وضعيتي نبايد در عرصه ورزش پاراگلايدر وارد شود. به هر حال در اكثر فضاهاي باز و مناسب عمليات پاراگلايدري مي تواند بي خطر و جالب باشد ما به شما پيشنهاد مي كنيم شك و دودلي را كنار بگذاريد و به اجتماع خلبانان شناور در آسمان كه به ورزش رنگارنگ ما رونق بخشيده اند بپيونديد و لذت ببريد.

 

+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت 0:15 |

 

نبرد نامتقارن

 نبرد نامتقارن اصطلاحی است که وضعیتی نظامی را بیان می کند که دو طرف متخاصم قدرت نابرابری داشته و از مزیتها و ضعفهای قدرت نسبی خود بهره گیری می کنند. این کنش اغلب استراتژیها و تاکتیکهای حاشیه نبرد متعارف را شامل می شود.
 

پایه های استراتژیکی


همواره در هنگام آغاز یک درگیری، دوطرف نیروهایی مانند یکدیگر را به خدمت می گیرند و طرفی که نیروهایی بیشتر و بهتر دارد، فاتح نبرد می شود. ممکن است یکی از طرفین جنگ حساب کند که بهایی که باید برای جنگ بپردازد، بیش از مزیتهایی است که در اثر پیروزی به دست می آورد. در اینجا امتیازی برای ورود او به درگیری نظامی وجود ندارد. دراین صورت او مجبور می شود تظاهر کند که نیروهای بالقوه اش از جنگ ترسیده اند و یا با گزینه های بدون درگیری موافقت خواهدکرد.
زمانی که دو طرف نیروهایی از جنس هم را وارد کارزار می کند، می توان آن طرف را که تعداد کاملا بیشتری نیرو دارد و یا فرماندهی و کنترل بهتری را بر نیروهایش اعمال می کند، پیروز میدان دانست. اما این امر همواره صادق نیست چرا که هر دو طرف از استراتژی هایی بهره گیری می کنند تا برای طرف دیگر استفاده موثر از نیروهایش را غیرممکن سازند. نمونه ای از این وضعیت را می توان در ستیزه بین نیروی زمینی متعارف فرانسه در مقابل نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا در طی انقلاب فرانسه و جنگهای دوران ناپلئون دانست. دریاسالار جرویس در نبردهای سال1801 بیان می کند:" سرورمن! من نمی گویم که فرانسوی ها نخواهند آمد. بلکه می گویم آنها از طریق دریا نخواهد آمد."



 

پایه های تاکتیکی
 

موفقیت در جنگ نامتقارن حداقل به عوامل زیر بستگی دارد:
§ یک طرف می تواند -نسبت به حریفش- هم برتری تکنولوژیکی و هم برتری در تعداد داشته باشد. نمونه آن قطعی بودن برتری کمان داران ولزی در نبرد آگینکورت می باشد. ممکن است برتری از نوع دیگری باشد. مثلا برتری عددی بیکران نیروهای چینی در طی جنگ کره که برتری تکنولوژیکی نیروهای ملل متحد را در خود مستحیل کرده بود.
§آموزش و تاکتیکها به همان اندازه تکنولوژی می توانند برتری بیاورند و اجازه دهند تا نیرویی کوچکتر بر نیروی بسیار بزرگتر از خود فائق آیند. برای مثال می توان به برتری پیاده نظام سنگین اسلحه یونان باستان -فالانکس- اشاره کرد که توانستند در نبرد ماراتن، بر سپاهیان خشایارشاه پیروز گردند.
§ اگر قدرت درجه دوم در حالت دفاع از خود قرار داشته باشد، تحت حمله و یا درحال اشغال شدن باشد ممکن است که از تاکتیکهای غیرمتعارف استفاده کند. نیروی ضعیف تر می تواند از تاکیتک بزن-دررو استقاده کند یا میدانی را به نیروی برتر تحمیل کند که در آن میدان، نیروی برتر ضعیفتر عمل کند و بدون اینکه از قوانین جنگ سرپیچی کند آنها را به ستوه آورد. نمونه این گونه نبردها، نبرد مجاهدین افغانی در برابر نیروهای ارتش سرخ مسکو بود. مخصوصا سردار بزرگ افغان احمد شاه مسعود در جایی موضع گرفته بود -دره پنجشیر- که ارتش سرخ هیچگاه نتوانست کنترل آنجا را به طور کامل در دست گیرد.
§ اگر نیروهای ضعیفتر در وضعیتی هجومی هستند، به هرحال می توانند به سمت استفاده از تاکتیکهایی که توسط قوانین جنگی منع شده اند بروند. موفقیت این تاکتیکها بستگی دارد به قدرت غافلگیری که از اینگونه تاکتیکها ناشی می شود. برای نمونه، طبق قوانین جنگ برای حمله و یا کمین کردن نمی توان از ماشینهایی که دارای نشان آمبولانس و یا صلیب سرخ هستند استفاده کرد. اما در یک نبرد نامتقارن ممکن است یکی از طرفین از این ماشینها برای غافلگیرکردن نیروهای دشمن استفاده کند. همچنین قوانین جنگی استفاده از مجتمعها، جمعیتها و تسهیلات غیرنظامی را به عنوان پایگاه نظامی منع کرده اند. اگر نیروی ضعیفتر بخواهد از این تاکتیکهای استفاده کند بستگی دارد به اینکه نیروی برتر چقدر به این قانون پایبند باشد و از حمله به اهداف غیرنظامی خودداری کند. در اغلب درگیریهای چریکی مشاهده می شود که چریکها در لباس مردم عادی وارد نبرد می شوند. نمونه تاریخی آن نبرد عید تت است که چیزی نمانده بود سایگون به دست چریکهای ویت کونگ سقوط کند. ویت کونگها ادوات جنگی خود را در میان گاریهای کشاورزی و خورجین دوچرخه و موتورسیکلت وارد سایگون کردند.
استفاده از عوارض زمین در نبرد نامتقارن
 

وقتی که نیروی کوچکتر می خواهد مانع نیروی بزرگتر شود، عوارض زمین می تواند نیروی کوچک را چندبرابر کند . اینچنین عوارضی را عوارض سخت می نامند.
" پستی و بلندی های زمین می تواند به ارتش کمک کند؛ ؟؟
 

برای مثال، در تاکتیک همواره به جنگهای پارتیزانی استناد می کنند که اغلب توسط طرف ضعیفتر به عنوان نبردنامتقارن استفاده می شود. هر دو طرف درگیر، ممکن است به یک جمعیت دوستانه تکیه کنند تا آذوقه و اطلاعات و عوارض سخت برای پوشش و فرار به دست آورند. جمعیت و عوارض زمین، اغلب برای نیروهای محلی شناخته شده هستند. آنها از جمعیت و عوارض زمین برای مقابله با ارتشهای متعارف استفاده می کند و نیروهایشان را برای عملیاتهایشان بدین طریق تغذیه می کنند. استفاده از تاکتیکهای نامتقارن توسط نیروهای خارجی اغلب به عملیات شناسایی گسترده نیاز دارد تا بتوانند از مشخصات عوارض زمینی آگاه شوند. برای مثال می توان به نبرد سرویس ویژه هوابرد بریتانیا در دهه پنجاه در مالایا اشاره کرد. تیمهای کوچک سرویس ویژه هوابرد بدون پشتبانی نیروهای متعارف وارد جنگلهای انبوه منطقه مالایا می شدند و با تقلید از شیوه زندگی چریکهای کمونیست در جنگل به شکار آنها می پرداختند. آنها مانند نیروهای متعارف نظامی به خطوط مواصلاتی، سلسله فرماندهی عالی خارج از میدان و دیگر ملزومات نبردهای متعارف وابسته نبودند.
نیروی کمتر، اغلب در سرزمینهایی -مانند نواحی کوهستانی و جنگلی- عملیات می کند که پوشش و اختفای زیادی برایشان تهیه می کنند. این تاکتیک بر علیه نیروهای بزرگ نسبتا بی تحرک در اینگونه عوارض، باعث برتری می شود. نمونه این جنگ را می توان در انقلاب کوبا دید که با یاری دهقانان و در پوشش جنگلی کوبا به دست آمد. در نواحی شهری آنها می توانند خود را در میان جمعیت پنهان کنند و این امر اغلب بستگی دارد به پایگاه های تدارکاتی که مردم برایشان تهیه می کنند.
 

مائو: " پارتیزان باید در میدان مردم حرکت کند همانگونه که ماهی در دریا شنا می کند."
 

جنگ بوسیله نماینده


جاییکه نبردنامتقارن توسط وفاداران غیرحکومتی -که به حکومت متصل هستند و یا با کشور خاصی احساس همدردی می کنند- انجام شود می توان آن را جنگ توسط نماینده نام داد. این شیوه نوعا برای کشور مورد نظر قابل تکذیب می باشد. قابلیت تکذیب می تواند برای کشور بازیگر اصلی بسیار مهم باشد چرا که حیثیت آن کشور را از لکه دار شدن دور نگاه می دارد و اجازه می دهد تا آن کشور بتواند -با ادعای اینکه در برابر فعالیتهای طرفدارانشان در کشور دیگر مسئولیتی ندارند- در وضعیت روحی مناسبی به مذاکره بپردازد . در ضمن کشورهای دیگر نمی توانند کشور بازیگر اصلی را به عنوان جنایتکار جنگی و یا متحارب معرفی کنند.
نمونه های اینگونه نبردها در دوران جنگ سرد بسیار پیش آمد. در حقیقت در اغلب نبردهای این دوره طرفین درگیری در حقیقت به نمایندگی از ابرقدرتهای وقت –آمریکا و شوروی- وارد کارزار می شدند. در جنگ کره و ویتنام شوروی سابق -بدون اینکه خود رسما وارد جنگ شود- طرفهای درگیر با آمریکا را با آموزش، تجهیزات و سلاح های خود تغذیه می کرد. در عوض در جنگ افغانستان، آمریکا با حمایت مالی و نظامی از مجاهیدین افغان، به صورت غیرمستقیم به جنگ با شوروی سابق پرداخته بود.
 

نبرد نامتقارن و تروریسم


دو تعبیر از رابطه بین تروریسم و نبرد نامتقارن وجود دارد. در تعریف اولی نبرد نامتقارن را مترادف تروریسم می دانند و اعتقاد دارند طرف ضعیفتر از اعمال تروریستی -مانند قتل و بمبگذاری- چونان تاکتیکی نامتقارن استفاده می کند تا بتواند بر نیروی بزرگتر غلبه کند. اغلب این کلمه توسط اشغالگران بر علیه پارتیزانهایی بکار می رود که می خواهند کشور خود را آزاد کنند. بدین طریق با استفاده از مفهوم تحقیرآمیز کلمه تروریست، اشغالگران می خواهند که به اهداف تبلیغاتی خود برسند. برای نمونه، اسرائیلی ها همواره از حزب الله لبنان نه به عنوان یک نیروی مقاومت بلکه به عنوان یک گروه تروریستی یاد می کنند.
در تعریف دوم می گویند که نبرد نامتقارن معادل دقیق تروریسم نیست چراکه گاهی نیروی قویتر برای در هم شکستن اراده و روحیه طرف ضعیفتر ممکن است دست به اعمال تروریست بزند.
مثال هر دو مورد را می توان در قضیه اسرائیل دید. در مورد اول هنگامی که هنوز فلسطین تحت الحمایه انگلیس بود، صهیونیستها برای فشار بر انگلیسی ها دست به اعمال تروریست می زدند و حتی سازمان ایرگون -تحت فرمان بگین- 2 سرباز انگلیسی را شبانه دار زد و جنازه آنها را در خیابان آویخت تا با ایجاد فشار روانی توسط اعمال تروریستی بتوانند بریتانیا را راضی به ترک فلسطین کننند. اما زمانی که صهیونیستها به قدرت هم رسیدند و بر فلسطینی ها -از نظر نیروی نظامی متعارف- برتری داشتند به اعمال تروریستی خود ادامه دادند. نمونه های فعلی آن حمله های موشکی توسط هلیکوپتر به ماشینهای فعالان فلسطینی و یا ربودن آنان توسط تیمهای کوماندویی است. در گذشته نیز برای از بین بردن روحیه فلسطینی ها از ترور استفاده می شد که کشتارهای وسیع در دهکده های کفرقاسم و تل زعتر نمونه هایی از آن می باشند.
اما نمونه تاریخی تروریسم را باید در مغولها جستجو کرد. شهرت درندگی مغولهای از خود آنها سریعتر حرکت می کرد به گونه ای که با رسیدن به پای دیوارهای شهرها، اغلب آنها با کمترین مقاومتی تسلیم می شدند چرا که آوازه ددمنشی مغولان انگیزه دفاعی مردم شهر را نابود می کرد. این تاکتیک جنگ روانی در قرن بیستم به خوبی توسط طالبان ادر افغانستان تقلیدشد. طالبان با تکیه بر وحشت افکنی بین مردم شهرهایی که می گرفتند در حقیقت به مردم دیگر شهرها نیز پیام می دادند و با این روشهای ددمنشانه توانستند در اندک زمانی از تفرقه بین نیروهای مجاهدین افغانی سود برده و تمام افغانستان را تسخیرکنند.

+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:17 |
آيا واقعه آرماگدون پايان جهان است؟ چاپ پست الكترونيكي

جرولد آست ترجمه: فاطمه شفيعي سروستاني


  اشاره‌ :
از آنجا كه‌ صحبت‌ از موعود و آخرالزمان‌ منحصر به‌ اسلام‌ و شيعه‌ نيست‌ و در ديگر اديان‌ و مكاتب‌ از آن‌ گفت‌وگو بوده‌ است‌. بنا داشته‌ايم‌ با عنايت‌ خداوند متعال‌ در هر شماره‌ بخشي‌ از نظريات‌ آنها را در مجله‌ بياوريم‌. الزاماً مطالبي‌ كه‌ در اين‌ بخش‌ منتشر مي‌شود، از حيث‌ محتوايي‌ مورد تأييد ما نمي‌باشد و قصدمان‌ تنها عرضه‌ گزارشي‌ از عقايد و آراء ايشان‌ مي‌باشد. در شماره‌هاي‌ قبل‌ به‌ دجال‌ (آنتي‌كريست‌) و برخي‌ مصاديق‌ آن‌ پرداختيم‌ و در اين‌ نوبت‌ هم‌ نگاهي‌ به‌ اوصاف‌ آرماگدون‌ در ديگر كتب‌ آسمان‌ خواهيم‌ داشت‌.
  نيروهاي‌ نظامي‌ در محلي‌ كه‌ كتاب‌ مقدس‌ آن‌ را آرماگدون‌ معرفي‌ كرده‌ است‌ به‌ هم‌ مي‌پيوندند. بعضي‌ از علماي‌ كتاب‌ مقدس‌ ادعا كرده‌اند كه‌ آرماگدون‌ تمدن‌ امروزي‌ بشر را نابود مي‌ كند. بنابراين‌ جاي‌ تعجب‌ نيست‌ كه‌ آرماگدون‌ تجسم‌ بدترين‌ پايان‌ جهان‌ گردد.

 معني‌ كلمه‌ آرماگدون‌
 
كلمه‌ آرماگدون‌ از كلمه‌ «مگيدو» (مجدّو) كه‌ شهر مهمي‌ در فلسطين‌ قديم‌ بود ريشه‌ گرفته‌ است‌. بسياري‌ از محققان‌ فكر مي‌كنند كه‌ آرماگدون‌ از «هرمجدون‌» به‌ معني‌ «تپه‌ مجدّو»  گرفته‌ شده‌ باشد. اين‌ ناحيه‌ تاريخي‌ غني‌ دارد. حفاري‌هاي‌ انجام‌ شده‌، بيست‌ دوره‌ اشغال‌، از تاريخ‌ چهار هزار سال‌ قبل‌ از ميلاد تا چهار صد و پنجاه‌ سال‌ قبل‌ از ميلاد مسيح‌ (ع‌) را نشان‌ مي‌دهد. «مجدّو» در 18 مايلي‌ «بندر حيفا»  در اسراييل‌ شمالي‌ و 55 مايلي‌ شمال‌ بيت‌ المقدس‌ واقع‌ است‌.
  موقعيت‌ استراتژيكي‌ مگيدو (مجدّو)، بيش‌ از مساحتش‌ به‌ آن‌ اهميت‌ بخشيده‌ است‌. اين‌ منطقه‌ مشرف‌ بر كوه‌هاي‌ اسراييل‌ شمالي‌ است‌ و به‌ روستاي‌ «اسدارلون‌»  نيز معروف‌ است‌. در قديم‌ فلسطين‌ شمالي‌ به‌ ويژه‌ منطقه‌ مگيدو به‌ علت‌ محافظت‌ از شرقي‌ترين‌ راه‌ به‌ «منطقه‌ حاصل‌خيز»  اهميت‌ نظامي‌ داشت‌. جاده‌ عبوري‌ ميان‌ سه‌ قاره‌ آفريقا، آسيا و اروپا كه‌ از مغرب‌ به‌ درياي‌ مديترانه‌ و از مشرق‌ به‌ صحراي‌ عربستان‌ مي‌رسيد تحت‌ قلمرو كهن‌ اسرائيل‌ بود. اين‌ منطقه‌ كوچك‌ ارتباطي‌ بين‌ دريا و دشت‌، سرزمين‌ استراتژيكي‌ بود كه‌ سه‌ قاره‌ را به‌ هم‌ متصل‌ مي‌كرد. اين‌ پل‌ باريك‌، منطقه‌اي‌ آن‌چنان‌ مهم‌ بود كه‌ نظاميان‌ دائماً بر سر به‌ دست‌ آوردن‌ آن‌ در حال‌ جنگ‌ بودند.
  در گذشته‌ قسمت‌هايي‌ از قلمرو اسرائيل‌ گذرگاه‌هاي‌ مهم‌ نظامي‌ به‌ حساب‌ مي‌آمد و ميگدو از يكي‌ از اين‌ گذرگاه‌ها محافظت‌ مي‌كرد. تاكنون‌ بيش‌ از 200 جنگ‌ در اين‌ منطقه‌ يا اطراف‌ آن‌ رخ‌ داده‌ است‌. به‌ همين‌ خاطر يكي‌ از محققين‌ آن‌ را «سرزمين‌ جنگ‌ قرون‌» ناميده‌ است‌ .
  آينده‌مگيدوياآرماگدون‌چيست‌؟آياكتاب‌مقدس‌چيزي‌ درباره‌اين‌سرزمين‌حياتي‌واستراتژيكي‌بيان‌كرده‌است‌؟

 پيشگويي‌ آرماگدون‌
 
اگر چه‌ در كتاب‌ مكاشفات‌ يوحنا به‌ آرماگدون‌ اشاره‌ شده‌ امّا چيزي‌ در باره‌ اينكه‌ نيروهاي‌ نظامي‌ به‌ هم‌ پيوسته‌ در منطقه‌ به‌ يكديگر حمله‌ مي‌كنند بيان‌ نگرديده‌ است‌. ليكن‌ ذكر شده‌ كه‌ اين‌ نيروها در دشت‌ مگيدو جمع‌ شده‌ و از اين‌ منطقه‌ هموار و وسيع‌ به‌ عنوان‌ پهنه‌اي‌ جهت‌ آماده‌ شدن‌ براي‌ حمله‌ بزرگ‌ استفاده‌ مي‌كنند. سؤال‌ اين‌ است‌ چه‌ كساني‌ در آنجا جمع‌ مي‌شوند و چه‌ كسي‌ آنها را جمع‌ مي‌كند و بالاخره‌ اينكه‌ و براي‌ چه‌ هدفي‌ در آنجا جمع‌ مي‌شوند؟
  به‌ نظر مي‌رسد اين‌ افراد از چند گروه‌ سياسي‌ و مذهبي‌ باشند: «پادشاه‌ جهان‌ ـ شيطان‌ ـ پادشاه‌ كل‌ عالم‌ خدا» و «پادشاهي‌  از شرق‌ رود فرات‌». شايان‌ ذكر است‌ كلمه‌ «پادشاه‌» لزوماً به‌ شكل‌ امروزي‌ آن‌ به‌ رهبران‌ اطلاق‌ نمي‌شود. بلكه‌ ممكن‌ است‌ از آنها به‌ عنوان‌رييس‌جمهور،نخست‌وزيريارييس‌ياد شده‌ باشد.
  در تاريخ‌، بسياري‌ از ملت‌ها به‌ هم‌ پيوسته‌اند تا از قدرت‌ «چهار پاي‌» نيرومندي‌ كه‌ در كتاب‌ مكاشفات‌ به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌ حمايت‌ كنند. خداوند قدرت‌ عظيم‌ اين‌ اتحاد را به‌ حيواني‌ كه‌ به‌ وسيله‌ نيروهاي‌ غير خدايي‌ هدايت‌ مي‌شود تشبيه‌ كرده‌ است‌.
  در كتاب‌ مقدس‌ آمده‌ كساني‌ كه‌ اين‌ اتحاد را تشكيل‌ مي‌دهند «از يك‌ ذهنند  و قدرت‌ و فرمانروايي‌ خود را به‌ چهارپا خواهند داد.»
  كتاب‌ مقدس‌ ذكر كرده‌ است‌ كه‌ آنها ارواحي‌ هستند كه‌ معجزاتي‌ را ظاهر مي‌سازند و بر پادشاه‌ تمام‌ ربع‌ مسكون‌ خروج‌ مي‌كنند تا آنها را براي‌ جنگ‌ عظيم‌ آن‌ روز فراهم‌ آورند .
  سؤال‌ اين‌ است‌ كه‌ چرا نيروهاي‌ نظامي‌ در آرماگدون‌ جمع‌ مي‌شوند؟ از قرار معلوم‌ اين‌ نيروهاي‌ نظامي‌بدين‌منظوردرخاورميانه‌جمع‌مي‌شوند كه‌ نشان‌ دهند چه‌ كسي‌ كنترل‌ جهان‌ را در دست‌ خواهد گرفت‌.
  هر چند به‌ جاي‌ نبرد با يكديگر شروع‌ به‌ جنگ‌ عليه‌ عيسي‌ مسيح‌ مي‌كنند!
  ما تا به‌ حال‌ در مورد افرادي‌ كه‌ شجاعت‌ اين‌ را داشته‌ باشند تا به‌ جنگ‌ در مقابل‌ خدا بروند، فكر نكرده‌ايم‌. معمولاً انسان‌ها با يكديگر مي‌جنگند. امّا كتاب‌ مقدس‌ آشكار مي‌سازد كه‌ در واقع‌ مردم‌ سعي‌ خواهند كرد تا با عيسي‌ مسيح‌ جنگ‌ كنند در اين‌ زمان‌ پاياني‌، ديكتاتورها و عوام‌ فريب‌ها براي‌ فرمانروايي‌ بر جهان‌ طمع‌ مي‌كنند واميد دارند كه‌ در مقابل‌ نيروهاي‌ عظيم‌ و سلاح‌هاي‌ كشنده‌ آنها پيروز شوند. سلاح‌هايي‌ آنچنان‌ قدرتمند كه‌ قادرند زندگي‌ را نابود كنند.تنها خداوند است‌ كه‌ مي‌ داند اگر عيسي‌ مسيح‌ (ع‌) را نفرستد تا در امور انسان‌ها مداخله‌ بكند «هيچ‌ موجود زنده‌اي‌ نجات‌ نخواهد يافت‌» .

 شيطان‌ و آرماگدون‌
 
پشت‌ صحنه‌، رهبر قدرتمند ديگري‌ وجود دارد كه‌ نقش‌ برجسته‌اي‌ را در گروه‌ نيروهاي‌ نظامي‌ در آرماگدون‌ ايفا مي‌كند. «خداي‌ اين‌ عصر»  تمام‌ ملت‌ها را فريب‌ مي‌دهد . هدف‌ او به‌ عنوان‌ دشمن‌ انسان‌ها فريب‌ و نابودي‌ نسل‌ انسان‌ است‌ .
  به‌نظرمي‌رسدلشكريان‌انبوهي‌كه‌درپايان‌زمان‌ گرد هم‌مي‌آيندوسيله‌اي‌براي‌رسيدن‌وي‌به‌هدفش‌هستند .
  امّا چيزي‌ كه‌ ملت‌ها نمي‌دانند آن‌ است‌ كه‌ خداوند به‌ شيطان‌ فرصت‌ داده‌ تا رهبران‌ متكبر جهان‌ را بفريبد؛ زيرا كه‌ فكر مي‌كنند با اين‌ جنگ‌ قادر خواهند بود كنترل‌ جهان‌ را به‌ دست‌ گيرند.
  طبق‌ آيات‌ كتاب‌ مقدس‌ خداوند خود با آن‌ ملت‌هاي‌ فريب‌ خورده‌ كه‌ كمرشان‌ از ويراني‌ خم‌ شده‌ وارد جنگ‌ خواهد شد . خداوند ثابت‌ خواهد كرد كه‌ خود قادر مطلق‌ است‌ نه‌ شيطان‌ و نه‌ كساني‌ كه‌ او آنها را فريب‌ مي‌دهد و خداوند به‌ انسان‌ اجازه‌ نخواهد داد تا خود را كاملاً نابود كند .
  با اين‌ مقدمه‌ زماني‌ كه‌ مي‌خوانيم‌: سپاهيان‌ چگونه‌ در «جنگ‌ عظيم‌ آن‌ روز خداي‌ قادر مطلق‌» گرد مي‌آيند، هدف‌ آرماگدون‌ آشكار مي‌شود.
  زكرياي‌ نبي‌ نيز اين‌ زمان‌ بحراني‌ را اين‌ چنين‌ توصيف‌ مي‌كند: «نظاره‌ كنيد! روز خداوند فرا مي‌رسد... و خداوند بيرون‌ آمده‌ با آن‌ قوم‌ها جنگ‌ خواهد نمود. چنان‌ كه‌ در روز جنگ‌ جنگيد و در آن‌ روز پاهاي‌ او بر كوه‌ زيتون‌ كه‌ از طرف‌ مشرق‌ به‌ مقابل‌ اورشليم‌ است‌ خواهد ايستاد .

 نيروهاي‌ نظامي‌ گرد هم‌ مي‌آيند
 
تفسير كتاب‌ مقدس‌ فرضيه‌ ديگري‌ را در باره‌ آرماگدون‌ روشن‌ مي‌كند و تعجب‌آور است‌ كه‌ چرا هيچ‌ كس‌ مشتق‌ شدن‌ مگدون‌ را از منظر دوم‌ در نظر نگرفته‌ است‌. يعني‌ از كلمه‌ عبري‌ «گاداد» كه‌ به‌ معني‌ «جمع‌ شدن‌ دسته‌ يا گروه‌ سربازان‌ است‌. در زبان‌ عبري‌ با اضافه‌ كردن‌ حرف‌ «ما» به‌ فعل‌ اسم‌ ساخته‌ مي‌شود.بنابراين‌ «ماگد» كه‌ به‌ معني‌ محلي‌ براي‌ جمع‌ شدن‌ گروه‌ سربازان‌ است‌ ساخته‌ مي‌شود و پسوند «و» به‌ معني‌ «براي‌ او (مذكر)». در نتيجه‌ «محلي‌ از آن‌ او» كه‌ گروه‌ سربازان‌ در آن‌ جمع‌ مي‌شوند.
  در كتاب‌ يوئيل‌ نبي‌  خداوند اين‌ فرمانروايان‌ و تداركاتشان‌ را براي‌ تهاجم‌ و جنگ‌ مجسم‌ مي‌كند. چنانكه‌ مي‌گويد: « اين‌ را در ميان‌ اقوام‌ اعلام‌ كنيد (جار زنيد)، براي‌ جنگ‌ آماده‌ شويد! مردان‌ نيرومند را پيدا كنيد، بگذاريد تمام‌ مردان‌ جنگي‌ بيرون‌ آيند. بگذاريد تا به‌ اورشليم‌ بيايند. گاو آهن‌هاي‌ خود را در مقابل‌ شمشيرها و اره‌هاي‌ خود در مقابل‌ نيزه‌ها خرد كنيد. بگذاريد ضعيف‌ بگويد من‌ قوي‌ هستم‌».
  پيشگويي‌ فوق‌ اشاره‌ مي‌كند كه‌ رهبران‌ در جايي‌ كه‌ امكانات‌ ساختن‌ ابزار آلات‌ كشاورزي‌ را به‌ ساختن‌ تسليحات‌ و جنگ‌ افزار تغيير مي‌دهند دست‌ از توليدات‌ خود بر مي‌دارند.
  سپاهيان‌ در حالي‌ كه‌ تمام‌ اطراف‌ دشت‌ را اشغال‌ كرده‌اند در آرماگدون‌ جمع‌ شده‌ و به‌ پيشروي‌ خود به‌ ديگر مناطق‌ سرزمين‌ مقدس‌ ادامه‌ مي‌دهند. امّا جنگ‌ واقعي‌ 55 مايل‌ پايين‌تر از مگدون‌، در اطراف‌ اورشليم‌ رخ‌ خواهد داد.
  در واقع‌ جنگ‌ بزرگ‌ بيش‌تر از يك‌ ستيزه‌ نيست‌. خدا اجازه‌ خواهد داد تا سپاهيان‌ در آرماگدون‌ جمع‌ شوند ولي‌ در پايان‌ ترديدي‌ وجود نخواهد داشت‌ كه‌ خود حكومت‌ خواهد كرد. با اجازه‌ دادن‌ به‌ شيطان‌ و مزدوران‌ او و رهبران‌ فريب‌ خورده‌ براي‌ به‌ حركت‌ درآوردن‌ ملت‌ها براي‌ جنگ‌ با او (خدا)، به‌ آن‌ لشگريان‌ كه‌ مانع‌ حكمراني‌ عيسي‌ (ع‌) بر اورشليم‌ خواهند شد، اجازه‌ خواهد داد كه‌ فقط‌ در جنگ‌ با او نابود شوند. بنابراين‌، آرماگدون‌ نشانه‌ جنگي‌ بزرگ‌، نه‌ ميان‌ ملت‌هاي‌ نيرومند و اتحادهاي‌ نظامي‌ بلكه‌ ميان‌ نيروهاي‌ خير و شر است‌. جنگ‌ نظامي‌ در اورشليم‌ و اطراف‌ آن‌ در خواهد گرفت‌ .
  جنگ‌ به‌ هم‌ پيوسته‌ است‌:
  كتاب‌ مقدس‌ توضيح‌ مي‌دهد كه‌ زمان‌ تزلزل‌ زمين‌ به‌ عنوان‌ «روز خدا» اتفاق‌ مي‌افتد . زماني‌ كه‌ در طول‌ آن‌، در امور انسان‌ مداخله‌ خواهد شد تا به‌ سركشي‌ او بر عليه‌ خدا پايان‌ دهد .
  در ادامه‌ پيشگويي‌ ذكر شده‌، در كتاب‌ يوئيل‌ نبي‌ خداوند مي‌فرمايد: «اجازه‌ دهيد ملت‌ها بيدار شوند و به‌ (اورشليم‌) به‌ روستاي‌ ژهوت‌  بيايند. در آنجا من‌ براي‌ داوري‌ ميان‌ همه‌ اقوام‌ اطراف‌ خواهم‌ نشست‌. داس‌ را پيش‌ آوريد؛ زيرا كه‌ حاصل‌ رسيده‌ است‌. بياييد، پايمال‌ كنيد؛ زيرا كه‌ خمره‌هاي‌ شراب‌ لبريز شده‌اند، زيرا كه‌ شرارت‌ شما عظيم‌ است‌. جماعت‌ها، جماعت‌ها! در وادي‌ قضاوت‌؛ زيرا روز خداوند در وادي‌ قضا نزديك‌ است‌ .
  عيسي‌ مسيح‌ (ع‌) در بازگشت‌ خويش‌ با بيان‌ لشگريان‌ روبرو خواهد شد. و از دهانش‌ شمشيري‌ بيرون‌ خواهد آمد كه‌ با آن‌ امت‌ها را مي‌زند... او خود خمره‌ شراب‌ خشم‌ خداي‌ قادر مطلق‌ را، زير پا لگد مي‌كند (مكاشفه‌ 15:19). پرندگان‌ جمع‌ مي‌شوند تا به‌ افرادي‌ كه‌ با عيسي‌ مسيح‌ (ع‌) جنگيدند غذا دهند .
  ظاهراً كشتار محدود به‌ منطقه‌ اطراف‌ اورشليم‌ نخواهد بود.مكاشفه‌ 20: 14 اشاره‌ مي‌كند كه‌ پيشروي‌ آن‌ تا حدود 200 مايل‌ ادامه‌ مي‌يابد.

 آرماگدون‌، مقدمه‌ صلح‌
 
عيسي‌ مسيح‌ (ع‌) سرانجام‌ به‌ عنوان‌ منجي‌ انسان‌ها شناخته‌ خواهد شد. او پادشاه‌ پادشاهان‌ است‌ . بشر بيهودگي‌ طغيان‌ بر ضد خدا را درك‌ خواهد كرد. ملاكي‌ نبي‌ در باره‌ قدرت‌ عظيم‌ خدا صحبت‌ كرده‌ است‌: «زيرا كه‌ از مطلع‌ آفتاب‌، تا مغربش‌، نام‌ من‌ در ميان‌ امت‌ها عظيم‌ خواهد بود» .
  در پايان‌ خداوند به‌ عنوان‌ بزرگترين‌ حكمران‌ بشرشناخته‌ مي‌شود. در كتاب‌ بقرنتيان‌ اشاره‌ شده‌ هزاران‌ سال‌ است‌ كه‌ شيطان‌ ـ خداي‌ اين‌ عصر ـ با وجود پيشگويي‌ خدا مبني‌ بر اجراي‌ برنامه‌ خود براي‌ انسان‌كه‌ زمين‌ را براي‌ او خلق‌ كرده‌، خود را به‌ عنوان‌ خداي‌ انسان‌ها جا زده‌ است‌ .
  اكثر پيامبران‌ ذكر كرده‌اند، زماني‌ كه‌ اين‌ اتفاق‌ مي‌افتد انسان‌ از صلحي‌ بي‌سابقه‌ و كاميابي‌ بي‌نظير بر روي‌ زمين‌ لذت‌ خواهد برد. اين‌ صلح‌ از هزاران‌ سال‌ قبل‌ به‌ انسان‌ وعده‌ داده‌ شده‌ است‌ .
  آرماگدون‌ در حالي‌ كه‌ نشانه‌ نابودي‌ نيروهاي‌ شيطان‌ است‌، مقدمه‌اي‌ براي‌ رستگاري‌ انسان‌ مي‌باشد. اين‌ اتفاق‌ با پايان‌ سوء داوري‌ انسان‌ همراه‌ است‌. در
 آرماگدون‌ است‌ كه‌ انسان‌هاي‌ حريص‌ و فريبكار در مكاني‌ مشخص‌ جمع‌ مي‌شوند تا مسيح‌ (ع‌) بتواند به‌ مصيبت‌هايي‌ كه‌ آنهابراي‌ انسان‌ها ايجاد كرده‌اند پايان‌ دهد.
  آرماگدون‌ خبر از پايان‌ ترس‌، درد، ويراني‌ ومرگ‌ نابهنگام‌ مي‌دهد، متأسفانه‌ راه‌ ديگري‌ براي‌ انسان‌ وجود ندارد تا درسش‌ را بياموزد. خدا بالاخره‌ بايد در
 امور انسان‌ دخالت‌ كند تا صلح‌ را در اين‌ جهان‌ جاري‌ سازد .
  طبق‌ سخنان‌ دانيال‌ نبي‌ حضرت‌ عيسي‌ سيستم‌ اجتماعي‌، اقتصادي‌، سياسي‌، تربيتي‌ و مذهبي‌ اين‌ جهان‌ را عوض‌ مي‌كند و جهاني‌ بر مبناي‌ راه‌ و روش‌ خدا بنا مي‌كند .
  علايم‌ روز اصلاح‌، نشان‌ مي‌دهد كه‌ مسيح‌ شيطان‌ را اسير مي‌كند و مانع‌ از تاثير گذاري‌ او بر انسان‌ مي‌شود .
  روز بزرگ‌ آخر، حاكي‌ از زماني‌ است‌ كه‌ تمام‌ افرادي‌ كه‌ خداي‌ واقعي‌ را نشناختند، زنده‌ مي‌ شوند تا حقيقت‌ او را درك‌ كنند و فرصت‌ رستگاري‌ را به‌ دست‌ آورند .
  آرماگدون‌ پايان‌ جهان‌ نيست‌ .بلكه‌ مكاني‌ براي‌ جمع‌ شدن‌ سپاهيان‌ عظيم‌ است‌ و محلي‌ است‌ كه‌ خداوند رهبران‌ فريب‌ خورده‌ را براي‌ شكست‌ در جنگي‌ حتمي‌ با خود در اورشليم‌ فرا مي‌خواند.
  فراتر از نابودي‌ انسان‌ها، آرماگدون‌ نويد هزار سال‌ صلح‌ و كاميابي‌ براي‌ همه‌ است‌. انسان‌ به‌ زندگي‌ خود ادامه‌ خواهد داد و آرماگدون‌ حكومت‌ مسيح‌ (ع‌) را به‌ عنوان‌ حاكم‌ زمين‌ و تمام‌ ملت‌ها نويد مي‌دهد، زمين‌ در زير پادشاهي‌ خدا در صلح‌ غوطه‌ ور مي‌گردد.


 پي‌نوشت‌ها :
 1. Megiddo .
 2. Haifa .
 3. Esdrealon .
 4. Fertile crescent .
 5 . ممكن‌ است‌ منظور نويسنده‌ سفياني‌ باشد كه‌ در منابع‌ اسلامي‌ به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌ است‌.(مترجم‌).
 6 . توسط‌ يك‌ نفر رهبري‌ مي‌شوند (يعني‌ شيطان‌).
 7 . (مكاشفات‌ 1311: 17).
 8 . مكاشفات‌ 16-13:16.
 9 . متّي‌ 22:24.
 10 . رساله‌ دوم‌ بقرنتيان‌ 4-4.
 11 . مكاشفات‌ 9-12.
 12 . رساله‌ اول‌ پطرس‌ 508.
 13 . اشعيا 17 و 12:14.
 14 . كتاب‌ زكريا 3-1:14.
 15 . انجيل‌ متي‌ 22-24.
 16 . زكريا 4-1:14.
 17 . 10-9 : 3.
 18 . اشعيا 9 و 6:13 و 12:2.
 19 . زكريا 1:14.
 20. Jehoshapat .
 21 . يوئيل‌ 14-12:3 آن‌ را با مكاشفات‌ 19-15:14 مقايسه‌ كنيد.
 22 . شايد منظور از پرندگان‌، هواپيما باشد. مترجم‌.
 23 . مكاشفه‌ 16:19 و 14:17.
 24 . ملاكي‌ نبي‌ 11:1.
 25 . رساله‌ دوم‌ بقرنتيان‌ 44 و 4:11.
 26 . تيمورتاوس‌ 2 ، 9:1 ، تيتوس‌ 2:1 ، اشعيا 10-1:11.
 27 . مكاشفات‌ 19 ، ذكريا 14، يوييل‌ 3.
 28 . دانيال‌ 45-44:2.
 29 . مكاشفات‌ 5-4 : 20 ، اشعيا 1-11.
 30 . مكاشفات‌ 12-11 : 20.

+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:8 |
متن کامل کتاب «آرماگدون: تدارک جنگ بزرگ»



نویسنده: گریس هال سل

تـرجمــه: خســرو اســدی

-------------------------------------------

 

نبرد هارمجدّون(1)  

از سال 1980، اين عادت در من پيدا شده است كه هر يكشنبه، برنامه «ساعت بشارت انجيل كهن» فال ول را در تلويزيون بگيرم.  

براى آنكه مطالب بيشترى درباره خداشناسى هار مجدون فال ول بدانم؛ و دريابم كه پيروانش تا چه اندازه مانند خودش فكر مى‏كنند، در سال 1983، در گشت مسافرتى به سرپرستى او به سرزمين قدس، نام نويسى كردم.  

من يكى از 630 نفر مسيحى‏اى بودم، كه از نيويورك به تل آويو پرواز كرديم. در آنجا ما را به گروههاى حدود 50 نفرى تقسيم كردند. به هر يك از گروهها يك اتوبوس و يك راهنماى اسراييلى اختصاص داده شده بود. ما پس از يك استراحت شبانه با اتوبوس ها يمان به راه افتاديم.  

حالا در اين سفر كوتاه، شما هم با من همراه شويد:  

براى اين كه به دره مجدو برويم، از تل آويو حدود 55 مايل به طرف شمال سفر ‏مىكنيم. به محلى مى‏رسيم كه در 20 مايلى جنوب - جنوب شرقى حيفا، قرار دارد و فاصله آن از درياى مديترانه، حدود 15 مايل است پس از پياده شدن از اتوبوس، با كلايد، يك مدير اجرايى بازرگانى بازنشسته از مينياپوليس، كه سالهاى آخر دهه 60 سالگى خود را مى‏گذراند، همگام مى‏شوم. كلايد، فارغ التحصيل كالج است و در جنگ دوم جهانى، در ارتش آمريكا با درجه سروانى، در آفريقاى شمالى و اروپا، خدمت كرده و به خاطر فرماندهى هوشمندانه سربازانش و شجاعت شخصى اش در زير آتش دشمن به گرفتن نشان افتخار، مفتخر شده است. قدى دارد در حدود شش پا و هيكلى مناسب، كه آن را نتيجه خدمتش در ارتش مى‏داند.  

همسر كلايد دو سال پيش درگذشته است و به همين جهت در اين سفر تنهاست. سر و وضعش تميز و مرتب است. با شلوارى پشمى، پيراهنى سفيد، كراوات مناسب و كت كشمير؛ سرى دارد پرمو كه تنها بخشى از آن خاكسترى شده است.  

فاصله كوتاهى تا يك تل يا پشته كوچك، پياده طى مى‏كنيم. اين تپه‏اى است مصنوعى، كه از لايه‏هاى مختلف يا برجا مانده از گياهان و جانوران و يا جامعه‏هاى باستانى كهن پوشيده شده است.  

كلايد توضيح مى‏دهد: «زمانى در اينجا يك شهر قديمى كنعانى قرار داشته است» و اضافه مى‏كند كه ما در لبه جنوبى فضاى بزرگ گسترده و هموار دشت اسدرالون (2) قرار داريم، كه در كتاب مقدس «دره جزرال» هم گفته شده است.  

در زمانهاى قديم مجدو شهر بسيار مهمى بود. اين شهر در محل تقاطع دو جاده مهم استراتژيك نظامى و كاروان رو قرار داشت.  

كلايد، اين كهنه سرباز از تاريخ دان مى‏گويد: «جاده ماريس، يعنى جاده باستانى ساحلى، كه مصر را از راه مجدو، به دمشق و مشرق مربوط مى‏ساخت، از اين دره مى‏گذشت.»  

مى‏گويم: «پس با اين توصيف، اين محل هميشه ميدان جنگ بوده است؟»  

كلايد پاسخ مى‏دهد: «بله، برخى از تاريخ نويسان اعتقاد دارند، كه در اينجا بيش از هر جاى ديگر در جهان، جنگ روى داده است. فاتحان كهن هميشه مى‏گفتند، هر فرماندهى كه مجدو را داشته باشد، در برابر همه مهاجمان پايدارى مى‏كند.»  

«شما در صحيفه يوشع بن نون (باب 12، آيه 21)(3) مى‏خوانيد كه چگونه يوشع و اسراييليان، در اينجا كنعانيان را شكست دادند. و در «كتاب داوران» باب چهارم و پنجم مى‏خوانيد كه دو قرن پس از آن نيروهاى اسراييلى در زير فرماندهى دبوره و باراق، در نبردى بر سيسرا سردار كنعانيان چيره شدند.(4)»  

«و بعد چنانكه مى‏دانيم، شاه سليمان اين شهر را مستحكم ساخت و به مركزى براى اسبها و ارابه هايش بدل كرد.  

حتى در طى سالهاى عمر من هم در اينجا نبردهاى مهمى داشته‏ايم. نزديك به پايان نخستين جنگ جهانى، در سال 1918، ژنرال انگليسى آلن بى، درست در همين جا در مجدّو، به پيروزى قاطعى بر تركها دست يافت.»  

همه عضوهاى گروه ما، به پياده روى خود تا يك نقطه مناسب ادامه مى‏دهيم و سپس در نقطه‏اى كه بر همه دره جزدال كه به سوى شمال غربى تا دوردست اشراف دارد، غرق تماشا مى‏شويم.  

كلايد با صداى هيجان زده‏اى مى‏گويد: «و سرانجام، حالا دارم ميدان آخرين نبرد بزرگ را تماشا مى‏كنم!»  

مى‏پرسم: اما آخر شما از كجا مى‏دانيد كه نبرد نهايى در اينجا روى خواهد داد؟  

- «شما همين اسم - يعنى مجدّو - را بگيريد، كلمه عبرى هار، يعنى كوه را به آن اضافه كنيد. اين دو كلمه به شما هارمجدّو را مى‏دهد، كه ما هارمجدّون ترجمه مى‏كنيم.»  

در حالى كه او صحبت مى‏كند، من مى‏كوشم استدلال او را، با جستجوى هار يا كوه دنبال كنم؛ اما كوهى پيدا نمى‏كنم. با وجود اين، چون دره روبروى خودمان را مى‏توانيم ببينم، پس نقطه مناسبى كه روى آن ايستاده‏ايم، بآسانى مى‏تواند هار (كوه) تلقى بشود. اما با همه اينها، آيا هارمجدّو - كه كلمه كلمه به معنى كوه مجدو است - به يك محل دلالت مى‏كند يا يك رويداد؟  

كلايد، كمى با بى حوصلگى پاسخ مى‏دهد: «نه، نه، اين ميدان نبردى است كه همه ملتها در آن درگير مى‏شوند. اين آخرين نبرد ميان نيروهاى نيكى و نيكوكارى به رهبرى مسيح و نيروهاى شيطانى به رهبرى دجال خواهد بود.»  

من، مانند ميليونها مردم ديگر، سخن كلايد را باور مى‏كنم. من هميشه چيزهايى درباره هارمجدّون شنيده بودم، اما با همه شنيدن هاى اين واژه اشتقاق آن را نمى‏دانستم. پرسيدم كه آيا درباره اين واژه هارمجدّون مطالب زيادى خوانده‏ايد؟  

- «مى‏دانيد، واژه هارمجدّون تنها يك بار در انجيل آمده است؛ يعنى درست همان كه در كتاب مكاشفه يوحنا باب شانزدهم، آيه 16 آمده است؛ و سپس اين آيه مختصر را نقل مى‏كند:  

«و ايشان را به موضعى كه آن را در عبرانى هارمجدّون مى‏خوانند، فراهم آوردند.»  

از آن جا كه اين واژه در زندگى ما نقش چنين با اهميتى دارد، اميدوارم بتوانم اشتقاق آن را پيدا كنم، من آنچه را كه كلايد گفت تكرار مى‏كنم: در كتاب عهد عتيق، هيچ ذكرى از اين واژه نشده است. در كتاب عهد جديد هم تنها يك مورد، يعنى در باب مكاشفه كه گاهى مكاشفات، يا مكاشفه يوحناى قديس هم گفته مى‏شود، آمده است. اما من هنوز سردرگم هستم، در حالى كه در مكاشفه، از «محلى» به نام هارمجدّون صحبت مى‏كند، كلايد اصرار دارد كه هارمجدّون معنى يك نبرد را مى‏رساند.  

كلايد مى‏گويد: «يوحناى پيش گو كتاب مكاشفه را نوشته است؛ و چنانكه مى‏دانيم ما از همين اثر يوحنا است كه بيشترين اطلاعات خودمان را از آخرين روزهايى كه داريم مى‏گذرانيم، به دست مى‏آوريم. او تصوير كاملى از آخرين نبردى كه بايد درست در همين محل صورت بگيرد، به دست داده است. به ياد داريد كه او در پيشگويى خود از اين نبرد بزرگ، مى‏نويسد(5):  

«و بلدان امتها خراب شد... و هر جزيره گريخت و كوهها ناياب گشت.» و بعد مى‏افزايد:  

«خداوند همه چيز را درباره آينده مى‏داند. هيچ چيز را از او گريزى نيست. خداوند از همان آغاز مى‏داند، چه كسى به هاويه خواهد رفت و چه كسى دقيقا نخواهد رفت. هنگامى كه خداوند قانون را نازل كرد، دقيقا مى‏دانست كدام انسان قادر به رعايت آن نخواهد بود.»  

من به خودم جرات داده مى‏پرسم: «خداوند از پيش مى‏داند؟ و از پيش مقرر كرده است؟»  

- «شما بايد به خاطر داشته باشيد كه اين از پيش دانستن، تعيين كننده همه چيز نيست. اما آنچه كه خداوند مى‏داند، فراتر از هر حدس و گمانى است. آنچه خداوند مى‏داند، با يقين كامل صددرصد مى‏داند؛ و او همه چيز را مى‏داند.  

«در كتاب مكاشفه، خداوند با بكار گرفتن يوحنا، توصيف كاملى از آنچه كه اين جنگ آخرالزمان خواهد بود، به ما مى‏دهد»  

و ادامه مى‏دهد:«يك ارتش 200 ميليونى شرقى در طى يك سال به سمت غرب به حركت درمى آيد. اين ارتش به حركت درمى آيد و در تغيير مكان خود پرجمعيت‏ترين ناحيه‏هاى جهان را پيش از رسيدن به رودخانه فرات، ويران خواهد ساخت.»  

«باب 16 مكاشفه به ما مى‏گويد كه رودخانه فرات خشك خواهد شد، و اين به پادشاهان مشرق زمين، مشرقيان، اجازه خواهد داد كه سرزمين اسراييل را درنوردند.»(6)  

- تكرار كردم: پادشاه مشرق زمين؟ و ذهن من به سوى سرزمينهاى جهان كه در مشرق رود فرات قرار دارند، به پرواز درمى آيد. هيچ پادشاهى كه امروز در آن ناحيه حكمروايى داشته باشد به ذهنم خطور نمى‏كند. در زمان ما، شاه ايران آخرين پادشاه مشرق رود فرات بود. امروز ديگر هيچ شاهى در آنجا نيست، اما در زمان يوحنا چنين شاهانى وجود داشتند - پس گفتم آيا اين نمايانگر آن نيست كه يوحنا اين سخنان را درباره زمان خودش گفته است، و نه زمان ما؟  

كلايد گفت:«نه، نه، شما مى‏توانيد پادشاهان را به معنى رهبران يا سران دولتها بگيريد.»  

كلايد كه در همه جا طرفدار جدى تعبير كلمه به كلمه كتاب مقدس است، در اين مورد، خود كلمه كتاب مقدس را قبول ندارد.  

حرف او را قطع نمى‏كنم و او به نقل خود ادامه مى‏دهد: «اين پادشاهان - يا رهبران - تمامى ربع مسكون، بزرگترين ارتش تاريخ جهان را درست به اينجا، به مجدّو مى‏آورند.» با چشمان فراخ شده سخن مى‏گويد و چهره‏اش وقتى از فرشته‏اى حرف مى‏زند كه پياله خود را بر نهر عظيم فرات ريخت و آبش خشكيد تا راه ارتش بزرگ پادشاهانى كه از مشرق آفتاب مى‏آيند از بستر آن باز بشود، برق و درخشندگى ناشى از پيش بينى به خود مى‏گيرد.  

اما وقتى سازمان دادن يك ارتش خوب، ارتشى بسيار كوچكتر از همه ارتش هاى مشرق زمين، تا اين اندازه دشوار باشد، چگونه يك رهبر، يا گروهى از رهبران مى‏توانند موفق به بسيج كردن يك ارتش 200 ميليون نفرى بشوند؟  

كلايد مى‏گويد: «خوب، روشن است، اين رهبران هدف هاى ژئوپليتيك دارند، و ارواح شيطانى آنان را به پيش مى‏رانند».  

پرسيدم: ارواح شيطانى؟  

- «در اين مورد، اينها همان ارواح شيطانى فرشتگان به خاك افتاده‏اى هستند، كه از شيطان در عصيانش در برابر خداوند، پشتيبانى كردند. پس از اينكه اين ارواح شيطانى بر ذهن رهبران جهان مسلط شدند، اين رهبران و ارتش هاى جهان، نادانسته به پيادگان آنها تبديل مى‏شوند.»  

به نظرم همه چيز دارد بخوبى جفت و جور مى‏شود. براى اينكه مطمئن شوم كه همه چيز را به درستى فهميده‏ام، گفتم: آيا اين دجال است كه اين ارواح شيطانى را در ذهن رهبران جهان جاى مى‏دهد؟ و كلايد تصديق كرد.  

كلايد علاوه بر ارواح شيطانى، از «وحش» مكاشفه يوحنا هم صحبت كرد و توضيح داد كه: «وحش، يعنى اينكه اتحاد نيرومندى از ملت هاى اروپايى و گروهى از ملت ها كه در آخرين روزها به پا خواهند خاست، به وجود خواهد آمد. حالا ما مى‏دانيم كه داريم در عهد آخرالزمان زندگى مى‏كنيم. زيرا پيدايش اتحاد نيرومند ملت هاى اروپايى را ديده‏ايم - و اين همان چيزى است كه ما جامعه اقتصادى اروپا يا بازار مشترك مى‏ناميم. با مطالعه اين پيش‏گويى، ما مى‏توانيم به چشم ببينيم كه خداوند همه اين رويدادها را از پيش خبر داده است.(7)  

«همه آنچه كه روي دادنش را در جهان امروز مى‏خوانيم، به روشنى نشانگر اين است كه اين پيشگويى به زودى روى خواهد داد.  

و در اين نبرد آخرالزمان - كه با مطالعه زكرياى نبى و همين مكاشفه از آن آگاه مى‏شويم - نيروهاى ملت هاى سرتاسر زمين در زير فرمان دجال، بر ضد خداوند ما عيسى مسيح و قديسان پرافتخارش خواهند جنگيد و چنان كه مى‏دانيم، مسيح، در اين خونين‏ترين نبرد تاريخ، آن ميليون ها را از ميان خواهند برد و دجال را به قتل خواهد رسانيد.»  

كلايد براى اينكه نكته‏اش را اثبات كند، آيه هشتم از باب دوم تسالونيكيان (كتاب عهد جديد) را از بر خواند:  

«آن گاه آن بى دين - كه كلايد اضافه مى‏كند، منظور از بى دين همان دجال است - ظاهر خواهد شد، كه عيسى خداوند، او را به نفس دهان خود هلاك خواهد كرد و به تجلى ظهور خويش او را نابود خواهد ساخت.»  

من براى كلايد تفسير كردم كه، احتمال ندارد مسيحيان، جز در مورد بهشت و جهنم، اين اندازه انديشه و كلام را به هارمجدّون اختصاص داده باشند.  

هنگامى كه كلايد و من، گرم گفتگو هستيم، ديگر كسان گروه ما، با نشستن بر روى سنگها يا علفها، غرق انديشه درباره اين دره داراى مزرعه‏هاى گندم و جو و باغهاى ميوه شده‏اند. در حالى كه اين دره تا اين اندازه ساكت و آرام تا اين اندازه صلح‏آميز به نظر مى‏رسد، رفتار و گفتار كلايد نشانگر آن است كه زير و رو شدن همه جهان در يك انفجار بزرگ، ناگزير به نظر مى‏رسد. او از جزئيات توصيف خودش درباره اين آتش سوزى بزرگ، سخت مطمئن به نظر مى‏رسد.  

با اين همه، اين جنگ قرار است كه در همين ميدان برابر ما روى دهد - دره‏اى كه چنان كوچك است، كه در يك مزرعه نيراسكا جاى مى‏گيرد؛ و اگر در يك ايلخى پرورش گاو تگزاس قرار داشته باشد، در آن گم مى‏شود. در حالى كه به سوى اين دره كوچك آرام پوشيده از مزرعه‏هاى با سنگچين از هم جدا شده اشاره مى‏كردم، به كلايد گفتم كه اينجا، براى يك چنين جنگ عظيمى، بيش از اندازه كوچك به نظر مى‏رسد.  

خيلى جدى گفت: «نه، تانكهاى خيلى زيادى را مى‏توان در اينجا جاى داد.»  

تكرار كردم، تانكها، و همه ارتشهاى روى زمين؟  

- «بله، همه اين ها را. اما بايد به خاطر داشته باشيد كه اين بزرگترين نبردى خواهد بود كه تاكنون روى داده است. چندين ميليون نفر، همين جا خواهند مرد.»  

پرسيدم: «و يك جنگ هسته‏اى همين جا، در مجدّو شروع خواهد شد و همه دنيا را ويران خواهد كرد؟»  

پاسخ داد: «بله، شما اين را در باب سى و هشتم و سى و نهم صحيفه حزقيال نبى مى‏خوانيد. در اين دو باب يك جنگ هسته‏اى توصيف شده است. سپس مى‏گويد: «باران هاى سيل آسا و تگرگ سخت آتش و گوگرد، تكان هاى سختى در زمين پديد خواهند آورد، كوه ها سرنگون خواهد شد و صخره‏ها خواهد افتاد و جميع حصارهاى زمين منهدم خواهد گرديد، رويارو «در برابر هر گونه وحشت».(8) امكان ندارد كه حزقيال نبى، به چيز ديگرى جز مبادله سلاح هاى تاكتيكى هسته‏اى، اشاره كرده باشد.»  

اطمينان و يقين كلايد، احساس واقع بينى مرا متزلزل مى‏سازد. با اين حال مى‏دانم، او چيزى را مى‏گويد، كه ميليون ها آمريكايى، دقيقا به آن باور دارند.  

- پرسيدم: «آيا تصور كلايد از مسيح، شبيه يك ژنرال پنج ستاره‏اى است كه ارتش ها را رهبرى مى‏كند؟ و آيا كلام كتاب مقدس را چنان تعبير مى‏كند كه مسيح به عنوان سر فرمانده آن، نيروهايى را كه بر ضد او متحد شده‏اند، با به كار بردن سلاح هاى هسته اى، نابود خواهد كرد؟»  

- پاسخ داد: «بله، در واقع مى‏توانيم انتظار داشته باشيم كه مسيح، ضربه نخست را وارد كند. او، سلاح نوينى را براى نخستين بار، به كار خواهد برد. و اين سلاح، همان اثرهايى را خواهد داشت، كه بر اثر يك بمب نوترونى ايجاد مى‏شود. شما مى‏توانيد اين مطلب را در آيه دوازدهم باب چهاردهم كتاب زكرياى نبى بخوانيد، كه مى‏گويد:  

- «گوشت ايشان در حالتى كه بر پايهاى خود ايستاده‏اند، كاهيده خواهد شد و چشمانشان در حدقه گداخته خواهد گرديد، و زبان ايشان در دهانشان كاهيده خواهد گشت.»  

مى‏پرسم، منظور حرف كلايد اين ست كه آيا خود مسيح ضربه نخست را خواهد زد؟ كلايد پيش از دادن پاسخ همه قد شش پايى خودش را روى پاهايش راست مى‏كند و با صداى قوى و سخت صميمى خود مى‏گويد:  

«بله، عيسى مسيح به اين زمين باز مى‏گردد، تا حكومت الهى را در آن برقرار سازد ؛ و اين كار را از ستاد خود در اورشليم، خواهدكرد.»  

- و بر سر يهوديانى كه در اسراييل زندگى مى‏كنند، چه خواهد آمد؟  

كلايد گفت: «دو سوم يهوديانى كه در اينجا زندگى مى‏كنند، كشته خواهند شد. اين مطلب را مى‏توانيد در آيه‏هاى هشتم و نهم باب سيزدهم كتاب زكرياى نبى بخوانيد.(9)امروز در حدود 13 ميليون و نيم يهودى در جهان هستند. به اين ترتيب، خداوند به ما مى‏گويد كه 9 ميليون يهودى در اين نبرد، كشته خواهند شد - يعنى بيش از همه يهوديانى كه توسط نازي ها كشته شدند. آن قدر خون جارى خواهد شد كه خداوند آن را به چرخشت شراب‏گيرى، كه خون آنان را مى‏گيرد، تشبيه مى‏كند. تا مسافت 200 مايل، خون تا به دهانه اسبان، بالا خواهد آمد.»  

پرسيدم، چرا كلايد تصور مى‏كند كه خداوند خواستار آن باشد، كه يك رشته از عقوبت ها را نازل گرداند تا بيشتر مردمان جهان را بكشد و بخش اعظم تمدن ما را نابود كند؟  

كلايد گفت: «خداوند، اين كار را بيشتر به خاطر امت قديمى‏اش، يهوديان مى‏كند، خداوند دوران هفت ساله آزمايش سخت را مقرر كرده است، تا يهوديان تصفيه شوند، تإ وادارشان سازد، روشنايى را ببينند و مسيح را به عنوان نجات دهنده خود بشناسند.»  

اعتراف مى‏كنم كه تعبيرهاى او، مرا سخت گرفتار شبهه كرده است. چرا خداوند بايد يهوديان را، يعنى برگزيده‏ترين در ميان همه امتها را برگزيده باشد، تنها براى اينكه - بنا بر واژه همراه با حسن تعبير كلايد- «آنان را تصفيه» كند؟  

- «آيا نمى‏بينيد كه خداوند ميخواهد آنان در برابر تنها پسرش، خداوندگار ما عيسى مسيح به سجده درآيند؟»  

سپس كلايد توضيح مى‏دهد كه خداوند پس از نابود كردن دو سوم اين امت، سرزمين اسراييل را نجات خواهد داد. يعنى اينكه خود شخصا وارد نبرد هارمجدّون خواهد شد. و خداوند همه آن چيزهايى را كه براى نابودى كسانى كه مصمم به آزادی اسراييل هستند، نيازمند است؛ در اختيار دارد.»  

در ذهن من اين نكته شروع به جا افتادن مى‏كند كه كلايد اسراييل را دوست دارد، اما علاقه‏اى به يهوديان ندارد. به نظر مى‏رسد كه هيچ احساس تاسفى براى آن يهوديان يا ديگرانى كه مى‏گويد كشته مى‏شوند، در او نيست.  

«هفت ماه طول خواهد كشيد تا يهوديان زنده اسراييل بتوانند همه سربازان كشته شده را دفن كنند» و به عنوان دليل، آيه دوازدهم باب سى و نهم كتاب حزقيال نبى را نقل مى‏كند: «و خاندان اسراييل مدت هفت ماه ايشان را دفن خواهند كرد تا زمين از وجودشان پاك گردد.»(10)  

با پذيرش احتمال خطر تكرار سخنم، دوباره پرسيدم، چرا خداوند رحمان بايد بخواهد كه ما سلاح هاى هسته‏اى به كار ببريم؟  

پاسخ داد: «به خاطر داشته باشيد، انسان دانش خود را و چگونگى ايجاد كردن اين قدرت ويرانگر را، از خداوند كسب كرده است. انرژى هسته‏اى، براى خداوند چيز تازه‏اى نيست؛ و تهديد يك همه سوزى هسته‏اى، قادر متعال را غافل گير نخواهد كرد. خداوند در همه اوقات مى‏داند چند ماهى در درياها و چند ستاره در آسمانها و چند دانه شن در ساحلهاى درياها وجود دارد. او خداوند عالم و قادر متعال است. آنچه كه او بخواهد، خواهد شد. هيچ انسان، يا امتى نمى‏تواند از تحقق اراده خداوندى جلوگيرى كند.»  

و كلايد با لبخندى مرموز با اين سخنان، حرف خود را به پايان برد: «هنگامى كه مسيح دوباره به زمين بازگردد، از آسمانها به ارض اورشليم نزول خواهد كرد. ملاحظه كنيد، همه تاريخ مربوط و متمركز است بر امت اسرائيل كه تخم چشم و برگزيده خداوند دوباره زمان تاريخ بشر را به دست خود مى‏گيرد.»  

 

پايان نزديك است‏  

در طى گشت در سرزمين مقدس، من سخنان كلايد را روى نوار ضبط صوت ضبط كردم؛ و وقتى بعدها به آن گوش دادم، آن را بسيار همانند سخنان جرى فال ول و بسيارى از كشيشان معتبر انجيلى پروتستان تلويزيونى ديدم كه مى‏گويند: بى هيچ نرمشى از پيش چنين مقرر كرده است؛ و بنا به سخن كلايد، خداوند زمام تاريخ بشر را خود به دست مى‏گيرد.  

پس از بازگشتم از سفر كوتاه 1983، به تحقيق پرداختم، ديگر كشيشان پروتستان انجيلى بنيادگرا در موضوع هارمجدّون ، چه مى‏گويند. در سال 1970، بيلى گراهام هشدار داد كه: «جهان اكنون به سرعت دارد به سوى جنگ آخرالزمان هارمجدّون خود نزديك مى‏شود» و «نسل كنونى جوان ما، شايد آخرين نسل در تاريخ باشد».  

گراهام در فرصت ديگرى گفت: «اكنون بسيارى از مردم مى‏پرسند. اين آخرين جنگ آخرالزمان در كجاست؟ ما چه اندازه به آن نزديكيم؟ خوب، محل اين جنگ در غرب رودخانه اردن است، در دشت جزرال، ميان جليله و سامريه. ناپلئون وقتى اين جايگاه سترگ را ديد، گفت: «اين ميدان بزرگترين نبرد جهان است»، زيرا كه انجيل به ما آموزش مى‏دهد كه جنگ بزرگ آخرالزمان، اين بزرگترين جنگ تاريخ؛ در اين بخش جهان روى خواهد داد: يعنى در خاورميانه!»  

س.س.كريب، رييس پيشين انجمن كشيشان پروتستان انجيلى، در سال 1977 نوشت: «شاه مسيح، ميليونها نظامى گرد آمده توسط ديكتاتور شيطان صفت، دجال را، به سختى تار و مار خواهد ساخت.»  

هال ليندسى، نويسنده يك كتاب پرفروش، همه تاريخ را - يعنى تاريخ خاورميانه و همه جهان را - به كمك قرائت كتاب مقدس تعبير مى‏كند. او در كتاب خود به نام «زمين، سياره بزرگ مرحوم» مى‏گويد: دولت اسراييل، خط مرزى ميان رويدادهاى عمده كنونى و آينده است.  

ليندسى مى‏گويد: «پيش از اين كه يهوديان، تشكيل يك ملت بدهند، هيچ چيز درست سر جايش نبود. تنها حالا كه اين اتفاق افتاده است، تحقق همه گونه علايم پيشگويى‏هاى نبوى، دارد سر جاى خودش قرار مى‏گيرد. زيرا كه برخى فضاهاى قدرت سياسى بايستى نخست پديد مى‏آمد، و اكنون بنابر الگوى پيشگويى‏هاى نبوى، كانون همه جهان در خاورميانه، و بويژه، در سرزمين اسراييل امروزى متمركز شده است. همه ملت هاى جهان، بر اثر آنچه كه در آن جا مى‏گذرد، به رنج و عذاب خواهند افتاد؛ و در آن درگير خواهند شد. حالا مى‏توانيم ببينيم چگونه آنچه كه در اين زمان ها روى مى‏دهد، مانند همين اتفاقهايى كه روزنامه‏ها مى‏نويسند، درست، با الگوى پيشگويي هاى نبوى جور درمى آيد.  

ناخداى پيشين يك قايق رودخانه‏اى كه تولد دوباره يافته است و طلبه سمينارهاى مذهبى ليندسى شده، چهار سرانجام را براى مرحوم سياره بزرگ زمين پيشگويى كرده است، كه همگى دربردارنده پيشگويى‏هاى نبوى كتاب مقدس هستند؛ و در همه آنها اسراييل نقش اساسى را ايفا مى‏كند.  

من ليندسى را در سال 1985، در يك گردهمايى دعاى صبحانه براى اسراييل، ملاقات كردم. او به عنوان ناظر و كارپرداز تحقق پيشگويي هاى نبوى، نسبت به بسيارى از پيشينيان، و حتى رقيبان خود، برترى در خور ملاحظه‏اى دارد. او از زمره واعظان سنتى بر حذر دارنده از آتش دوزخ و لعنت ابدى نيست. ليندسى با صداى كم و آرام و قيافه‏اى روشنفكرنما، آدمى است، تقريبا پنجاه ساله، با سرى پر از موها و سبيلهاى تيره. وى در شگرد جا زدن خود به عنوان كارشناس رويدادهاى تاريخ عمومى جهان، به استادى رسيده است. ظاهر آدمى دل سوز و در غم ديگران و علاقمند به آنان را دارد. او، در محفل هاى وعظ و خطابه، و حوزه‏هاى مذهبى - كه در آنها مدت هشت سال به عنوان عضو هيات علمى «جنگ صليبى دانشجويان در راه مسيح» كار كرده است - به عنوان سخنران و مبلغ شناخته شده پيشگويي هاى مكاشفه‏يى انبيا، محبوبيت دارد.  

ليندسى در برداشت خود از كتاب مكاشفات، به گفته خودش «روش استقرايى و استنباطى» دارد. او مى‏كوشد آنچه را كه خداوند، از خلال دانش فنى و مجموعه واژگان محدود يوحناى رسول مى‏خواهد بگويد؛ استنباط و نتيجه‏گيرى كند. به عنوان مثال، يوحناى رسول، در مكاشفه يا روياى خود، ملخ هايى را با دم عقرب ديده بود. ليندسى حدس مى‏زند كه اينها هلى كوپترهاى كبرا هستند، كه از دم خودشان، يك نوع گاز فلج كننده اعصاب پخش مى‏كنند.(11)  

ليندسى با قطعيت اظهار مى‏كند: نسلى كه از 1948 به اين سو به دنيا آمده است، شاهد عينى دومين ظهور مسيح خواهد بود.  

اما پيش از آن رويداد، ما بايد هم جنگ «ياجوج و ماجوج» را ببينيم و هم نبرد هارمجدّون را. كشتار همه سوزى بدين گونه آغاز خواهد شد: همه عرب ها به اضافه كنفدراسيون روسيه، به اسراييل هجوم خواهند برد.  

او در كتاب «دنياى نوينى دارد فرا مى‏رسد» مى‏نويسد: «فكرش را بكنيد، دست كم 200 ميليون سرباز از مشرق زمين، با ميليون ها سرباز بيشتر از مغرب زمين، در زير رهبرى دجال امپراطورى نوزاده روم (يعنى اروپاى غربى)!  

«عيسى مسيح، نخست، كسانى را كه شهر او، اورشليم را غارت كرده‏اند، تار و مار خواهد كرد؛ سپس ارتش هايى را كه در دره مجدو يا هارمجدّون جمع شده‏اند، به هلاكت خواهد رسانيد. تعجبى ندارد اگر تا فاصله 200 مايلى اورشليم، خون تا دهنه اسبان بايستد .... همه اين دره با آلات و وسايل جنگى، حيوانات و جسدهاى آدميان، و با خون، پر خواهد شد!»  

ليندسى مى‏نويسد: «باور نكردنى مى‏نمايد! ذهن آدمى، حتى نمى‏تواند رفتار ضد بشرى انسان با انسان را تصور بكند. با اين حال، خداوند اجازه مى‏دهد كه انسان در آن روز، ماهيت خود را به تمامى به نمايش بگذارد.  

با خواندن كتاب ليندسى، من هيچ نشانى از روح اوگوستين قديس در كتاب «شهرخدا» را نمى‏يابم. وقتى او اعلام مى‏كند كه همه شهرهاى جهان در جنگ هسته‏اى آخرالزمان ويران خواهند شد، كوچكترين اثرى از اندوه، در او ديده نمى‏شود: «تصورش را بكنيد، شهرهايى مانند لندن، پاريس، توكيو، نيويورك، لوس آنجلس و شيكاگو با خاك يكسان شده باشند!»  

تنها نيروهاى مشرق زمين يك سوم جمعيت جهان را نابود خواهند كرد. ليندسى مى‏نويسد:«مسيح زمين را ويران خواهد كرد و مردمانش را خواهد سوزاند. هنگامى كه «جنگ بزرگ آخرالزمان» به چنان نقطه اوجى رسيد كه تقريبا تمام آدميان كشته شدند، «عظيم‏ترين لحظه» فرا مى‏رسد - و مسيح با نجات دادن مومنان باقى مانده، نوع بشر را از نابودى كامل نجات خواهد داد. در اين ساعت، آن يهوديانى كه كشتار نشده باشند، به دين مسيح خواهند گرويد.  

ليندسى مى‏گويد، پس از نبرد هارمجدّون، تنها 144000 يهودى زنده خواهند ماند؛ و همه آنان چه مرد، چه زن و چه كودك، در برابر مسيح سجده خواهند كرد و به عنوان مسيحيان نوآيين، همگى خود به تبليغ كلام مسيح خواهند پرداخت. و چنين به وجد درمى آيد: «تصورش را بكنيد! اينها شبيه 144000 بيلى گراهام يهودى خواهند شد، كه همگى با هم شروع به تبليغ كنند!»  

جرى فال ول، موضوع هارمجدّون را تقريبا به هر موضوع ديگر ترجيح مى‏دهد. او در موعظه دوم دسامبر 1984 خود، وعظ خود را با قرائت آيه شانزدهم باب شانزدهم مكاشفات آغاز كرد - كه نخستين و تنها مورد ذكر هارمجدّون را در كتاب مقدس به دست مى‏دهد(12) - پس از ذكر اين آيه اعلام كرد:  

«اين سخن در قلب مردم ترس مى‏پراكند! آخرين بار نبردى پيش مى‏آيد، سپس خداوند همه كيهان را در اختيار خود مى‏گيرد. كتاب مقدس در بابهاى 21 و 22 مكاشفات، به ما مى‏گويد، خداوند اين زمين را - يعنى آسمانها و زمين را - ويران خواهد كرد. و پطرس قديس در نوشته‏هاى خود مى‏گويد كه آن ويرانى، با يك حرارت بسيار سوزان، يا انفجار بس نيرومند همراه خواهد بود»  

فال ول در «همه سوزى در هارمجدّون» ادامه مى‏دهد كه «دجال، وارد خاورميانه مى‏شود، و هيكل (تنديس) خود را در معبد يهودى، يعنى مقدس‏ترين معبدهاى مقدس، نصب مى‏كند و تقاضا مى‏كند كه همه جهان آن را به جاى خداوند بپرستند.  

ميليون ها يهودى ديندار در اين مرحله كشته خواهند شد (آيه هشتم از باب سيزدهم كتاب زكرياى نبى (13))، اما باقيماندگان نجات خواند يافت (آيه نهم از باب سيزدهم كتاب زكرياى نبى)؛ و خداوند، به گونه خارق العاده‏اى آنان را در طى مدت سه سال و نيم آخر دوران آزمايش سخت، از خود پنهان خواهد ساخت. برخى خود را در شهر پترا (واقع در كشور اردن) كه داراى سنگهاى سرخ است تصور خواهند كرد. من نمى‏دانم چگونه، اما خداوند آنان را حفظ خواهد كرد؛ زيرا كه يهوديان امت برگزيده خداوند هستند.».  

فال ول با نقل آيه يازدهم باب دوازدهم كتاب زكرياى نبى (14)، و آيه شانزدهم باب شانزدهم كتاب مكاشفه يوحناى نبى و همچنين آيه‏هاى سى و پنجم و سى و ششم باب سى و چهارم و آيه نخست همين باب سى و ششم از صحيفه اشعياى نبى (15) مى‏گويد:  

«ميدان نبرد هارمجدّون از مجدو در شمال تا ادوم در جنوب، فاصله‏اى در حدود 200 مايل كشيده شده است. اين ميدان از درياى مديترانه در غرب تا تپه‏هاى موآب در شرق، خواهد بود؛ يعنى فاصله‏ى حدود 100 مايل و شامل وادى يهوشافاط هم مى‏شود. آيه دوم و همچنين دوازدهم باب سوم صحيفه يوييل نبى (16) را بخوانيد. و مركز همه اين ناحيه بنابر آيه‏هاى 1 و 2 باب چهاردهم كتاب زكريايى نبى (17) - شهر اورشليم و وادى جزرال، خواهد بود.  

«در اين وادى چندين ميليون مردم به هارمجدّون درمى آيند كه شمار آنان بى گمان نزديك به 400 ميليون نفر خواهد بود. اينان براى آخرين همه سوزى بشريت جمع خواهند شد و يوييل نبى در آيه 14 باب سوم كتاب خود مى‏گويد، شاهان با ارتش هاى خود، از شمال و جنوب و شرق و غرب خواهند آمد. اين وادى، در برجسته‏ترين مفهوم آن، وادى تصميم درباره بشريت خواهد بود، كه چنانكه در مكاشفه يوحناى رسول اشارت شده است (آيه 15 باب نوزدهم)(18)، چرخشت خمر غضب و خشم خداى قادر مطلق، در آن ريخته خواهد شد.  

«چرا اين ارتش ها در آنجا خواهند جنگيد؟ چرا دجال ارتش هاى همه جهان را بر ضد خداوند عيسى مسيح رهبرى خواهد كرد؟ در درجه نخست از اين رو كه او، از سلطنت خداوند نفرت دارد. نبرد، هميشه نبرد شيطان بر ضد مسيح بوده است. اين يك دليل. اين امت ها به علت فريب شيطان خواهند آمد. سوم، به علت نفرت اين امتها نسبت به خداوند عيسى مسيح. برخى معجزات در طى اين نبرد ظاهر خواهد شد. نهر عظيم فرات خشك خواهد شد (مكاشفه يوحناى رسول، آيه 12 باب 16)(19)، و ويرانى اورشليم حادث خواهد گرديد.»  

فال ول باز با نقل مكاشفه يوحناى رسول، به سخن خود ادامه مى‏دهد: «تمامى مرغانى كه در آسمان پرواز مى‏كنند، به جهت ضيافت عظيم خدا فراهم مى‏شوند، تا بخورند گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جباران و گوشت اسبها و سواران آنها و گوشت همگان را، چه آزاد، چه غلام، چه صغير و چه كبير».  

فال ول ادامه مى‏دهد: «يوحنا در مكاشفه خود وحش را ديد.» و پادشاهان زمين را و لشكرهاى ايشان را كه جمع شده بودند، تا با خداوند عيسى مسيح و لشكر او جنگ كنند. در روياى يوحنا مردى هست كه بر اسب سفيدى سوار است. هنگامى كه جنگ هارمجدّون به پايان رسيد و ميليون ها نفر به خاك هلاك افتادند، خداوند عيسى مسيح، وحش و نبى كاذب (دجال) را زنده به درياچه آتش افروخته شده به كبريت خواهد انداخت» و عيسى مسيح، همه دشمنان ديگرش را كه به گونه‏اى در هارمجدّون زنده مانده‏اند، هلاك خواهد كرد.  

فال ول تصوير وحشتناكى از پايان جهان تصوير كرده است. اما به نظر نمى‏رسد كه از آن هيچ غم و اندوهى و حتى نگرانى، داشته باشد. در واقع او وعظ خودش را با لبخند بزرگى به پهناى صورتش و گفتن اين جمله، به پايان برد:  

«هى، چه عظمتى دارد مسيحى بودن! ما آينده‏اى بس عالى در پيش رو داريم.»  

پس از گوش دادن به اين موعظه، من نوار «دكتر جرى فال ول، پيشگويى‏هاى كتاب مقدس را تعليم مى‏دهد» را، كه توسط «ساعت جزوى از كتاب مقدس كهن» در سال 1979 منتشر شده بود، گذاشتم. فال ول در اين نوار مى‏گويد:  

«چنانكه مى‏بينيد، هارمجدّون واقعيت است، واقعيتى وحشتناك اما شكر خدا، اين پايان روزگار امت هاى جز يهودى و جز مسيحى است. زيرا كه پس از آن، صحنه براى سلطنت پادشاه ما، خداوندگار عيسى مسيح، در نهايت قدرت و افتخار آماده مى‏شود.  

تقريبا تمام تعليم دهندگان كتاب مقدس كه من مى‏شناسم، بازگشت بسيار نزديك مسيح را پيش بينى مى‏كنند. و من مشخصا ايمان دارم كه ما بخشى از آن نسل آخرين هستيم. آن واپسين نسلى كه تا سلطان ما مسيح نيايد، نخواهد مرد.»  

«در همين آخرها، پيش آمدهايى در روسيه اتفاق افتاده‏اند كه توسط حزقيال نبى، پيشگويى شده بود و بر ظهور مجدد نزديك خداوندگار دلالت مى‏كند. اين كمونيست ها بى خدا هستند، آنها مسيح را انكار مى‏كنند و هدف نهايى شان، تسخير جهان است. حدود 26 قرن پيش، حزقيال، نبى يهودى، پيشگويى كرده است كه چنين امتى، درست پيش از دومين ظهور مجدد مسيح، از شمال فلسطين قيام خواهد كرد.  

«در باب هاى 38 و 39 كتاب حزقيال نبى، ما مى‏خوانيم كه نام اين سرزمين «روش» خواهد بود. و اين در آيه 2 باب 38، ترجمه رسمى آمريكايى «روش» است: ر-و-ش. او، (يعنى حزقيال نبى) در ادامه پيش گويى‏هاى خود، نام دو تا از شهرهاى روش را مى‏برد. اين دو ماشك و توبال هستند. همه اينها در آيه دوم آمده است. اين دو نام، به نحو عجيبى شبيه مسكو و و توبولسك يعنى دو پايتخت حكومتى روسيه امروزى هستند.  

«حزقيال همچنين نوشته است كه آن سرزمين ضد خدا است - يعنى در آيه 3، و بنابراين، خداوند ضد آن سرزمين است. و باز او - در آيه 8 - مى‏گويد: كه روسيه يا «روش» در آخرين روزها، به اسراييل هجوم خواهد برد. بعد او - در آيه‏هاى 5 و 6 مى‏گويد: در اين هجوم، متحدان مختلفى، متفق روش خواهند بود.(20)  

«او، اين متفقين را نام مى‏برد: ايران (كه ما در گذشته پارس مى‏ناميديم) جنوب آفريقا يا اتيوپى [!] شمال افريفا يا ليبى، اروپاى شرقى (كه در اينجا در باب 38 جومر ناميده شده است)، و قزاق هاى جنوب روسيه، كه در اين باب توجرمه ناميده شده‏اند. در آيه 15 باب 38 كتاب حزقيال نبى، اين نبى نقش عمده اسبان را در اين هجوم توصيف كرده است.(21)  

«البته قزاقها، هميشه بيشترين و بهترين خيل اسبان را در تاريخ داشته‏اند. حزقيال (در آيه 12 باب 38 مى‏گويد: «هدف از اين هجوم، تاراج نمودن و بردن غنيمت(22) است. امإ؛ اگر كسى دو حرف نخست واژه spoil (23) را بردارد، فورى مى‏فهمد كه روسيه در حقيقت دنبال نفت (oil) است. و اين درست همان جا است كه ما امروز در آن قرار داريم. بنابراين، اين است نبوت حزقيال درباره روسيه.»  

«به رغم انتظارهاى خوشبينانه و سخت دور از واقع بينى دولت ما (درباره قراردادهاى كمپ ديويد در ميان اسراييل و مصر)، اين قرارداد، پيمان پايدارى نخواهد بود. ما از صميم قلب براى صلح در اورشليم دعا مى‏كنيم. ما به يقين بالاترين احترام ها را براى نخست وزير اسراييل و رياست جمهورى مصر قايل هستيم. اين دو، مردان بزرگى هستند و در اين هيچ ترديدى نيست. اينان به يقين صلح مى‏خواهند. من به اين حرف ايمان دارم. اما هم شما و هم من مى‏دانيم، تا روزى كه خداوندگار ما عيسى مسيح، بر روى تخت داوود در اورشليم جلوس نكند، صلحى در خاورميانه، برقرار نخواهد شد.»  

«آن روز دارد فرا مى‏رسد، و به يقين فرا خواهد رسيد و شما و من هم بخشى از آن خواهيم بود. اما تا آن روز، يعنى تا روزى كه شاهزاده صلح، نجات دهنده ما بازگردد، هيچ صلحى در روى زمين وجود نخواهد داشت.»  

وقتى فاول با خبرنگار رابرت شير مصاحبه مى‏كرد - كه بعد در شماره 4 مارس 1981 لوس آنجلس تايمز، منتشر شد - بيشتر نبرد هارمجدّون را در ذهن خود داشت. گفتگوى آن وقت اين دو از اين قرار است:  

شير: «اما درباره آينده، شما در جزوه خودتان درباره هارمجدّون يك جنگ هسته‏اى را با روسيه پيش بينى مى‏كنيد.»  

فال ول:«ما باور داريم كه روسيه، به علت نيازش به نفت - چون حالا نفتش دارد تمام مى‏شود - به خاورميانه؛ و به ويژه - به علت نفرتش از يهوديان - به اسراييل مى‏آيد؛ و درست در همان وقت است كه درهاى جهنم باز مى‏شود. آن وقت به اعتقاد من چند همه سوزى هسته‏اى در اين كره زمين روى خواهد داد. زيرا [كتاب مقدس‏] مى‏گويد كه در جاده‏هاى دره اسدراون، تا 200 مايل، خون، تا دهنه اسبان راه خواهد افتاد. نيز از حوادث وحشتناكى صحبت مى‏كند كه يك انسان، بنا به شرح رساله دوم پطرس رسول در باب سوم - يعنى گداخته شدن عناصر از گرما - را تنها مى‏تواند به يك جنگ هسته‏اى نسبت دهد. اما من فكر مى‏كنم در پايان عصر كليسا، يعنى وقتى كليسا - چنانكه ما اصطلاحا مى‏گوييم - از خود بيگانه شده يا فاسد شده، ربوده شده باشد - آن وقت جنگ و ستيزهاى افسارگسيخته‏اى، در روى زمين، روى خواهد داد.»  

شير: «و روسيه...»  

فال ول: «و روسيه هجوم خواهد كرد و سرانجام به كلى نابود خواهد شد.»  

شير: «و همه جهان، جز اينست؟»  

فال ول:«نه، نه همه جهان، زيرا خداوند ما به جهان باز مى‏گردد. نخست، او مى‏آيد و كليسا را به دست خود مى‏گيرد. هفت سال بعد، بعد از هارمجدّون، يعنى آن همه سوزى وحشتناك؛ او، درست به همين زمان ما باز مى‏گردد. در نتيجه زمين نابود نخواهد شد. كليسا هم با او مى‏آيد، تا در طى هزاران سال، در زمين با مسيح حكومت و سلطنت نمايد. و سپس آسمان هاى نوين و زمين نوين و ابديت فرا مى‏رسد. اين است همه آنچه كه در آن كتاب درباره هارمجدّون گفته شده - و اين، البته فقط كليات مطلب است.»  

شير: اما مگر ممكن است كه روسيه با سلاحهاى هسته‏اى نابود شود، بى آنكه دنيا را نابود كرده باشد؟»  

فال ول:«بله، البته منظورم اين نيست كه هر فرد روسى نابود مى‏شود، چون در آنجا هم مسيحيان بسيار والايى هستند. كليساى مخفى در روسيه و چين سرخ، به طرز بسيار موثرى، دارد كار مى‏كند. اينان به هنگام از خود بيخود شدگى، نجات داده خواهند شد ... آن جنگ، از شمال برافروخته مى‏شود - كه بايد از اتحاد شوروى باشد - و به وسط زمين مى‏رسد - يعنى اسراييل و خاورميانه؛ و به اين علت است كه ما فكر مى‏كنيم جنگ و جدال توسط اتحاد شوروى شروع خواهد شد. به اين علت است كه بيشتر ما به ظهور نزديك عيسى مسيح اعتقاد داريم. به اعتقاد ما، ما داريم درست، در روزگار پيش از ظهور مسيح به سر مى‏بريم.»  

شير: «ظهور نزديك؟ منظورتان يك سال است، يا چند سال؟»  

فال ول: «البته، هيچ كس اين را نمى‏خواهد - خداوند هشدار داده است كه هرگز تاريخى معين نكنيم. خداوند مى‏گويد: «هيچ انسانى، روز يا ساعت آن را را نمى‏داند.» من فكر مي كنم هر گروه يا رهبر مذهبى كه تاكنون تاريخش را معين كرده باشد، به حيثيت و آبروى خداوند، بى احترامى كرده و خودش را به زحمت انداخته است. ممكن است 50 سال بشود. من اين طور فكر نمى‏كنم، من فكر نمى‏كنم اين همه وقت داشته باشيم. من فكر مى‏كنم، ما داريم به يك بن بست مى‏رسيم. همه تاريخ، دارد به نقطه اوج خود مى‏رسد. فكر نمى‏كنم كه بچه‏هاى من، همه عمرشان را بكنند...»  

فال ول در تراكتى كه با عنوان «جنگ هسته‏اى و دومين ظهور مسيح» توسط «ساعت جزوى از كتاب مقدس كهن»، در سال 1983 منتشر شد، چنين نوشته بود: «بر اثر اين آزمايش سخت، چنان خونريزى و ويرانى به بار خواهد آمد كه همه جنگ هاى پيش از آن، بى اهميت خواهند بود.»  

فال ول در فصلى از كتاب خود با عنوان «جنگ آينده با روسيه»، تهاجمى را از سوى شوروى به اسراييل پيشگويى مى‏كند، كه به نابودى نيروى‏هاى شوروى در كوه هاى اسراييل، انجاميده خواهد شد.  

و كتاب مقدس به عنوان سرانجام اين نبرد، به ما مى‏گويد كه پنج ششم (83 درصد) سپاهيان روسى، هلاك خواهند شد (حزقيال، آيه 2 از باب 39) و نخستين ميهمانى مهيب خداوند آغاز مى‏شود، (حزقيال، آيه‏هاى 4 و 17 تا 20 باب 39)(24). به نظر مى‏رسد كه ميهمانى مشابهى، پس از آن، يعنى پس از نبرد هارمجدّون، پيش بيايد (مكاشفه يوحنا، آيه‏هاى 17 و 18 از باب نوزدهم (25) و آيه 28 باب 24 انجيل متى(26).) تهديد كمونيستى براى هميشه پايان خواهد گرفت. هفت ماه طول مى‏كشد تا كشتگان را دفن كنند (حزقيال نبى، آيه‏هاى 11 تا 15 از باب سى و نهم).(27)  

 

 

-----------------------------------  

پی نوشت:  

Armageddon .1  

Esdraelon .2  

3. متن آيه:«وى يك ملك تعناك و يكى ملك مجدو».  

4. متن سفر داوران باب پنجم، آيه 19: «پادشاهان آمده جنگ كردند. آنگاه پادشاهان كنعان مقابله نمودند «تعنك نزد آبهاى مجدو»  

5. متن دو آيه مكاشفه يوحناى سول، باب شانزدهم، آيه‏هاى 19 و 20: «و شهر بزرگ، به سه قسم منقسم گشت و بلدان امتها خراب شد و بابل بزرگ در حضور خدا به ياد آمد تا پياله خمر غضب آلود خشم خود را بدو دهد. و هر جزيره گريخت و كوهها ناياب گشت.»  

6. «و ششمين پياله خود را بر نهر عظيم فرات ريخت و آبش خشكيد تا راه پادشاهانى كه از مشرق آفتاب مى‏آيند مهيا شود.»  

7. متن باب سى و هشتم، آيه 4 تا 7 كتاب صحيفه حزقبال نبى: «... و تو را با تمامى لشكرت بيرون مى‏آورم، اسبان و سواران، كه جميع ايشان با جمعيت تمام آراسته و جمعيت عظيمى با سپرها و مجنها و همگى ايشان شمشير به دست گرفته. فارس و كوش و فوط با ايشان و جمع ايشان با سپر و خود. جومر و تمامى افواجش و خاندان توجرمه از اطراف شمال با تمامى افواجش و قومهاى بسيار همراه تو.»  

8. متن آيه‏هاى 18، 19 و 20 باب سى و هشتم كتاب حزقيال نبى:«خداوند يهوه مى‏گويد در آن روز يعنى در روزى كه جوج به زمين اسرائيل برمى آيد همانا حدت خشم من به بينيم خواهد برآمدريا، زيرا غيرت و آتش خشم خود گفته‏ام كه هر آينه در آن روز تزلزل عظيمى در زمين اسرائيل خواهد شد و ماهيان دريا و مرغان هوا و حيوانات صحرا و همه حشراتى كه بر زمين مى‏خزند و همه مردمانى كه بر روى جهانند، به حضور من خواهند لرزيد و كرم ها سرنگون خواهد شد و صخره‏ها خواهد افتاد و جميع حصارهاى زمين منهدم خواهد گرديد»  

9. متن آيه‏هاى هشتم و نهم باب سيزدهم كتاب زكرياى نبى: «و خداوند مى‏گويد در تمامى زمين دو حصه منقطع شده خواهند مرد و حصه سوم در آن باقى خواهد ماند و حصه سوم را از ميان آتش خواهم گذرانيد و ايشان را مانند قال گذاشتن نقره، قال خواهم گذاشت و مثل مصفى ساختن طلا ايشان را مصفى خواهم نمود و اسم مرا خواهند خواند و من ايشان را اجابت نموده خواهم گفت كه ايشان قوم من هستند و ايشان خواهند گفت يهوه خداى ما مى‏باشد»  

10. متن آيه دوازدهم از بابت سى و نهم كتاب حزقيال نبى: «و در آن روز موضعى براى قبر در اسراييل يعنى وادى عابريم را به طرف دريا به جرج خواهم داد و راه عبوركنندگان را مسدود خواهد ساخت و در آنجا جوج و تمامى جمعيت او را دفن خواهند كرد و آنرا وادى جوج خواهند ناميد»  

11. متن آيه‏هاى 3 تا 7 باب نهم مكاشفات يوحنا: «و از ميان دود ملخ ها به زمين آمدند و به آنها قوتى چون عقربهاى زمين داده شد و بديشان گفته شد كه ضرر نرسانند، به گياه و نه به هيچ سبزى و نه به درختى؛ بلكه به آن مردمانى كه مهر خدا را بر پيشانى خود ندارند و به آنها [امر] داده شد كه ايشان را نكشند، بلكه تا مدت پنج ماه معذب بدارند و اذيت آنها مثل اذيت عقرب بود وقتى كه كسى را نيش زند و در آن ايام هر دم طلب موت خواهند كرد و آن را نخواهند يافت و تمناى موت خواهند داشت اما موت از ايشان خواهد گريخت»  

12. متن آيه 16 از باب 16 مكاشفه يوحناى قديس: «و ايشان را به موضعى كه آن را عبرانى هارمجدّون مى‏خوانند، فراهم آوردند.»  

13. متن آيه 8 و 9 از باب 13 كتاب زكرياى نبى: «و خداوند مى‏گويد كه در تمامى زمين دو حصه منقطع شده خواهند مرد و حصه سوم در آن باقى خواهد ماند و حصه سوم را از ميان آتش خواهم گذرانيد و ايشان را مثل قال گذاشتن نقره قال خواهم گذاشت و مثل مصفى ساختن طلا ايشان را مصفى خواهم نمود و اسم مرا خواهند خوانند و من ايشان را اجابت نموده خواهم گفت: ايشان قوم من هستند و ايشان خواهند گفت كه يهوه خداى ما مى‏باشد»  

14. متن آيه 11 از باب 12 كتاب زكرياى نبى:«در آن روز، ماتم عظيمى مانند ماتم هددرمون در هموراى مجدون در اورشليم خواهد بود»  

15. در متن اصلى چنين است؛ اما باب سى و چهارم تنها 17 آيه دارد و به نظر مى‏رسد كه غلط چاپى باشد و درست آن: آيه‏هاى پنجم و ششم باب سى و چهارم باشد كه متن آن اينست: «زيرا كه شمشير من در آسمان سيراب شده است و اينك بر آدوم و بر قوم مغضوب من براى داورى نازل مى‏شود شمشير خدواند پرخون شده و از پيه فربه گرديده است يعنى از خون بره‏ها و بزها و از پيه گرده قوچها»  

16. متن آيه‏هاى دوم و دوازدهم باب سوم كتاب بوييل نبى:«آن گاه جميع امت ها را جمع كرده به وادى يهوشافاط فرود خواهم آورد و در آنجا با ايشان درباره قوم خود و ميراث خويش اسراييل محاكمه خواهم نمود، زيرا كه ايشان را در ميان امتها پراكنده ساخته و زمين مرا تقسيم نموده‏اندريا، امت ها برانگيخته شوند و به واى يهوشافاط برآيند، زيرا كه من در آنجا خواهم نشست تا بر همه امتهايى كه به اطراف آن هستند داورى نمايم»  

17. متن آيه‏هاى 1 و 2 باب چهاردهم كتاب زكرياى نبى: «اينك روز خداوند مى‏آيد و غنيمت تو در ميانت تقسيم خواهد شد و جميع امتها را بر ضد اورشليم براى جنگ جمع خواهم كرد و شهر را خواهند گرفت و خانه‏ها را تاراج خواهند نمود و زنان را بى عصمت خواهند كرد و نصف اهل شهر به اسيرى خواهند رفت و بقيه قوم از شهر منقطع نخواهند شد»  

18. متن آيه 15 باب نوزدهم مكاشفه يوحناى رسول: «و از دهانش شمشيرى نيز بيرون مى‏آيد تا به آن امت ها را بزند و آنها را به عصاى آهنين حكمرانى خواهد نمود و او چرخشت خمر غضب و خشم خداى قادر مطلق را زير پاى خود مى‏افشرد»  

19. متن آيه 12 باب شانزدهم مكاشفه يوحناى رسول: «و ششمين پياله خود را بر نهر عظيم فرات ريخت و آبش خشكيد، تا راه پادشاهانى كه از مشرق آفتاب مى‏آيند مهيا شود»  

20. متن آيه‏هاى 2 تا 8 باب 38 كتاب حزقيال نبى: «اى پسر انسان نظر خود را بر جوج كه از زمين ماجوج و رييس روش و ماشك و توبال است، بدار و بر او نبوت نما و بگو خداوند يهوه چنين مى‏فرمايد اينكه من اى جوج رييس روش و ماشك و توبال بر ضد تو هستم و تو را برگردانيده قلاب خود را بر چانه ات مى‏گذارم و تو را با تمامى لشكرت بيرون مى‏آورم اسبان تو سواران كه جمعى ايشان با اسلحه تمام آراسته جمعيت عظيمى با سپرها و مجنها و همگى ايشان شمشيرها به دست گرفته، فارس و كوش و فوط با ايشان و جميع ايشان با سپر و خود جومر و تمامى افواجش و خاندان توجرمه از اطراف شمال با تمامى افواجش و قوم هاى بسيار همراه تو. پس مستعد شو و تو و تمامى جمعيتي كه نزد تو جمع شده‏اند خويشتن را مهيا سازيد و تو مستحفظ ايشان باش بعد از روزهاى بسيار از تو تفقد خواهد شد و در سال هاى آخر به زمينى كه از شمشير استرداد شده است خواهى آمد كه از ميان قومهاى بسيار بر كوه هاى اسراييل كه به خرابه‏هاى دايمى تسليم شده بود، جمع شده است و آن از ميان قوم ها بيرون آورده شده و تمامى اهلش به امنيت ساكن مى‏باشند»  

21. متن آيه 15 باب 38 كتاب حزقيال نبى: «و از مكان خويش در اطراف شمال خواهى آمد و تو قوم هاى بسيار همراه تو كه جميع ايشان اسب سوار و جمعيتى عظيم و لشكرى كثير مى‏باشند».  

22. متن آيه 12 باب 38 كتاب حزقيال نبى: «تا تاراج نمايى و غنيمت را ببرى و دست خود را به خرابى‏هايى كه معمور شده است و به قومى كه از ميان امت ها جمع شده‏اند بگردانى كه ايشان مواشى و اموال اندوخته‏اند و در وسط جهان ساكنند.»  

23. غنيمت معادل واژه انگليسى spoil است. از اين رو با برداشتن دو حرف نخست اين واژه oil مى‏ماند كه به معنى نفت است.  

24. متن آيه‏هاى 2، 4، 17 تا 20 باب سى و نهم كتاب حزقيال نبى: «و تو را برمى گردانم و رهبرى مى‏نمايم و ترا از اطراف شمال برآورده بر كوه هاى اسراييل خواهم آورد.» (آيه 2). «و تو و همه افواجت و قومهايى كه همراه تو هستند، بر كوههاى اسراييل خواهيد افتاد و ترا به هر جنس مرغان شكارى و حيوانات صحرا، به جهت خوراك خواهم داد» (آيه 4). «و اما تو اى پسر انسان، خداوند يهوه چنين مى‏فرمايد كه به هر جنس مرغان و به همه حيوانات صحرا بگو جمع شويد و بياييد و نزد قربانى من كه آنرا براى شما ذبح مى‏نمايم، فراهم آييد. قربانى عظيمى بر كوههاى اسراييل تا گوشت بخوريد و خون بنوشيد. گوشت جنابران را خواهيد خورد و خون روساى جهان را خواهيد نوشيد از قوچها و بره‏ها و بزها و گاوها كه همه آنها از پروارى‏هاى با شان مى‏باشند و از قربانى من كه براى شما ذبح مى‏نمايم پيه خواهيد خورد تا سير شويد و خون خواهيد نوشيد تا مست شويد و خداوند يهوه مى‏فرمايد كه بر سفره من از اسبان و سواران و جباران و همه مردمان جنگى سير خواهيد شد» (آيه‏هاى 17 تا 20).  

25. متن آيه‏هاى 17 و 18 از باب نوزدهم مكاشفه يوحنا: «و ديم فرشته‏اى را در آفتاب ايستاده كه به آواز بلند تمامى مرغانى را كه در آسمان پرواز ميكنند ندا كرده و مى‏گويد بياييد و به جهت ضيافت عظيم خدا فراهم شويد تا بخوريد گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جباران و گوشت اسبان و سواران آنها و گوشت همگان را چه آزاد، چه غلام و چه صغير و چه كبير».  

26. متن آيه 28 از باب بيست و چهارم انجيل متى: «و هر جا كه مردارى باشد، كركسان در آنجا جمع شوند»  

27. متن آيه‏هاى 11 تا 15 باب سى و نهم از كتاب حزقيال نبى: «و در آن روز موضعى را براى قبر در اسراييل يعنى وادى عابريم را به طرف مشرق دريا به جوج خواهم داد و راه عبوركنندگان را مسدود خواهد ساخت و در آنجا جوج و تمامى جمعيت او را دفن خواهند كرد و آن را وادى هامون جوج خواهند ناميد و خاندان اسراييل مدت هفت ماه ايشان را دفن خواهند كرد تا زمين را طاهر سازند و تمامى اهل زمين ايشان را دفن خواهند كرد و خداوند يهوه مى‏گويد روز تمجيد من نيك نامى ايشان خواهد بود و كسانى را معين خواهند كرد كه پيوسته در زمين گردش نمايند و همراه عبوركنندگان آنانى را كه بر زمين مانده باشند دفن كرده آن را طاهر سازند، بعد از انقضاى هفت ماه آنها را خواهند طلبيد»

 

 

---------------------------------------------------------------------

آرماگدون؛ تدارک جنگ بزرگ (2)
ريگان: برای يك هارمجدون واقعی مسلح شويم‏

+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:6 |
آخرالزمان در اسلام

 موضوع ظهور مصلح در آخرالزمان در اسلام بسیار قدیمی و ریشه‌دار است و اختصاص به تشیع ندارد بلکه اتصال آن بوضوح به نبی اکرم ص می‌باشد.( كليات عقايد مربوط به آخرالزمان از جمله مطالبي است كه تقريباً در ميان همة فرقه‌هاي بزرگ اسلام پذيرفته شده است، ولي اينكه آيا تحولات آخرالزمان با ظهور مهدي موعود پديدار خواهد شد نيز اينكه مهدي موعود چه كسي است، مورد اختلاف است.

هم اکنون بیش از 50 جلد کتاب مستقل، از علمای اهل سنت پیرامون حضرت مهدی عج در دست است. نخستین کتابی که از طرف علمای اهل سنت در حق آن حضرت نگارش یافته، کتاب «صاحب‌الزمان» است که مؤلف آن متوفی سال 275 هجری است و احتمالا این کتاب پیش از ولادت حضرت بقیة الله(255 هجری) نگاشته شده است.

مسئله مهدویت به صورت یکی از ضروریات دین اسلام در آمده است که منکر آن از آیین اسلام بیرون خواهد بود و آن، مضمون حدیثی است که علمای اهل سنت از پیامبر اکرم ص روایت کرده‌اند:

«من کذّب بالمهدی فقد کفر»

هر کس مهدی را انکار کند به راستی کافر است.

عقدالدرر ص157، تألیف یوسف بن یحیی المقدسی الشافعی

 گروهی از علمای اهل سنت به مضمون این حدیث فتوا داده‌اند.4

 

آخرالزمان در قرآن

دانشمندان مسلمان برخی از آیات قرآن را به استناد احادیث ذیل آن آیات، مرتبط با آخرالزمان و ظهور دانسته‌اند. در حالیکه برخی دیگر از آیات صراحتاً مربوط به آخرالزمان می‌باشد. در مجموع، آیاتی از قرآن که به آخرالزمان و ظهور می‌پردازد «آیات المهدی عج» نامیده می‌شوند. 5

 

آخرالزمان در احادیث

احادیث آخرالزمان را بسیاری از دانشمندان شیعه و اهل سنت روایت کرده‌اند6. در اینگونه احادیث وقایع بسیاری ذکر شده‌اند که در آخرالزمان رخ می‌دهند و تحت عنوان کلی «علایم آخرالزمان» یا «اشراط الساعه» نام برده می‌‌شوند. به برخی از این نشانه‌ها «علایم حتمی» اطلاق شده است و به برخی دیگر «علایم احتمالی»7.

 عنوان برخی از این وقایع در ادامه آمده ‌است:

 ۱ - خروج سفيانى (بنا به اعتقاد شیعه: سفيانى، يكى از طاغوتهاى مقدّس مآب از نسل ابوسفيان است و در شام به دست سپاه مهدى شكست خورده و كشته مى شود).

۲ - كشته شدن سيّدِ حسنى (بنا به اعتقاد شیعه: جوان خوش صورت از آل امام حسن با سپاهش به حمايت از امام مهدی برمى خيزد و سرانجام، کشته می‌شود).

۳ - اختلاف بنى عبّاس در رياست دنيا.

۴ - گرفتن خورشيد در نيمه ماه رمضان .

۵ - گرفتن ماه در آخر آن ماه، برخلاف عادت (و نظم فلكى).

۶ - فرو رفتن زمين بيداء (زمين بين مكّه و مدينه).

۷ - فرو رفتن زمين در نقطه اى از مشرق و مغرب .

۸ - توقّف خورشيد، هنگام اوّل ظهر تا وسط وقت عصر.

۹ - طلوع خورشيد از مغرب .

۱۰ - كشتن « نفس زكيّه » در پشت كوفه همراه هفتاد نفر از یارانش .

۱۱ - سر بريدن يك مرد هاشمى بين حجرالاسود و مقام ابراهيم .

۱۲ - ويران شدن ديوار مسجد كوفه .

۱۳ - به اهتزاز درآمدن پرچمهاى سياه از جانب خراسان .

۱۴ - خروج يمانى (بنا به اعتقاد شیعه: يمانى از مردان نيك و طرفدار امام زمان است ) كه به حمايت از مهدی ، با سپاه خود برمى خيزد.

۱۵ - ظهور مغربى در مصر و حكومت او بر مردم شام .

۱۶ - فرود تركها به جزيره .

۱۷ - ورود روميان به رمله .

۱۸ - طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق كه همچون ماه مى درخشد سپس دو جانب آن خم گردد كه نزديك شود كه آن دو جانب به همديگر متّصل شوند.

۱۹ - پديد آمدن سرخى در آسمان كه در فضا پراكنده گردد.

۲۰ - آتشى در طول مشرق، آشكار شود و سه روز يا هفت روز در آسمانى باقى بماند.

۲۱ - آزادی عرب از اسارت خود را و حكومت عرب بر شهرها و كشورها.

۲۲ - بيرون رفتن عرب از تحت نفوذ سلطان عجم .

۲۳ - كشتن امير مصر، توسّط مردم مصر.

۲۴ - خراب شدن شام .

۲۵ - كشمكش سه گروه در شام.

۲۶ - ورود دو گروه قيس و عرب به كشور مصر.

۲۷ - به اهتزاز درآمدن پرچمهاى قبيله « كنده » در خراسان .

۲۸ - آمدن اسبهايى از جانب مغرب، تا اينكه در كنار حيره (نزديك كوفه ) بسته شوند.

۲۹ - برافراشته شدن پرچمهاى سياه از جانب مشرق به سوى حيره .

۳۰ - طغيان آب فرات، به طورى كه سرازير كوچه هاى كوفه گردد.

۳۱ - خروج شصت دروغگو كه همه آنان ادّعاى نبوت مى كنند.

۳۲ - خروج دوازده نفر از نژاد ابوطالب كه همه آنان ادّعاى امامت براى خود دارند.

۳۳ - سوزاندن مردى بلند مقام از شيعيان بنى عبّاس بين سرزمين جلولاء (واقع در هفت فرسخى خانقين) و سرزمين خانقين .

۳۴ - بستن پلى نزديك محله كرخ بغداد.

۳۵ - برخاستن باد سياهى در بغداد، در آغاز روز.

۳۶ - زلزله شديد در بغداد.

۳۷ - فرو رفتن بيشتر شهر بغداد در زمين بر اثر زلزله .

۳۸ - ترس عمومى كه عراق و بغداد را فراگيرد.

۳۹ - مرگهاى سريع و عمومى در بغداد.

۴۰ - كم شدن اموال و انسانها و محصول كشاورزى .

۴۱ - پيدايش ملخ در فصل خود و در غير فصل خود تا آنجا كه زراعتها و غلاّت را از بين ببرد.

۴۲ - كم شدن غلاّت و محصولات گياهى .

۴۳ - اختلاف و كشمكش در ميان دو صنف از عجم و خونريزى بسيار بين آنان .

۴۴ - بيرون آمدن بردگان از زير فرمان اربابان و كشتن اربابان .

۴۵ - مسخ شدن جمعى از بدعتگذاران، به صورت ميمون و خوك .

۴۶ - پيروزى بردگان بر شهرهاى اربابان .

۴۷ - نداى (غيرعادى ) از آسمان بر همه جهان به طورى كه هركسى در هر زبانى باشد آن ندا را به زبان خودش مى شنود.

۴۸ - پيدايش صورت و سينه انسان در قرص خورشيد.

۴۹ - مردگانى زنده از قبرها بيرون آيند و به دنيا بازگردند و به ديد و بازديد با همديگر بپردازند.

۵۰ - در پايان همه، ۲۴ بار، باران پى در پى مى آيد و زمين خشك را پس از مرگش، زنده و سبز و خرّم مى كند و به دنبال آن بركتهاى زمين بروز مى نمايد و در دسترس قرار مى گيرد. 8

 

شباهت موضوعات مطروحه در احادیثِ مربوط به اشراط الساعه(علایم برپایی قیامت) و احادیث مربوط به علایم آخرالزمان این بحث را مطرح می‌کند که چه بسا برخی از آیات قرآن که به ذکر حوادثی از قیامت می‌پردازند مربوط به آخرالزمان و ظهور امام زمان عج باشد. چرا که در ذیل اینگونه آیات قرآن احادیثی وارد شده است که در آن ها «یوم القیامة» به «یوم قیام القائم ع» تأویل شده است.9

 نسبت به احادیث مربوط به آخرالزمان دو گونه نگرش دیده می‌شود. برخی دانشمندان و دانش‌پژوهان معتقدند وقایع آخرالزمان به همانگونه که در احادیث ذکر شده است واقع می‌شود، در حالیکه برخی دیگر، حوادث مذکور در روایات را به مسایلی امروزی تعبیر می‌کنند. به عنوان مثال در روایات آمده است که مهدی عج با شمشیر (سیف) قیام می‌کند10. دو گونه نگاه می‌توان به این حدیث داشت. یکی اینکه بگوییم منظور اهل‌بیت ع از شمشیر در این حدیث، سلاح است و چون در آن زمان سلاح روز شمیر بوده به اینصورت مطرح شده است و تعبیر آن در این زمان و در آینده، اسلحه تکنولوژیک است. یک منظر دیگر این است که بگوییم منظور، دقیقا همان شمشیر ذکر شده در حدیث است و مهدی عج حقیقتا با شمشیر قیام می‌کند. لازمه این نگاه این است که در چنین حالتی همه سلاح‌های تکنولوژیک در آن زمان بی اثر باشند تا اینکه بتوان با شمشیر جنگید و یک جبهه عظیم را به پیش برد و به پیروزی رسانید. چرا که اگر در آن زمان اسلحه روز فعال باشد و مورد استفاده قرار گیرد اینکه گروهی با شمشیر نبرد کنند بی‌معنا جلوه می‌کند.

پیروان این فرضیه، آخرالزمان و فضایی را که مهدی عج در آن قیام می‌کند، فضایی جدید، عجیب و غیر عادی می‌دانند و آخرالزمان را پایان این دنیا و شروع تدریجی دنیایی جدید می‌پندارند. لذا معتقدند در فضایی که دنیا در حال دگرگونی است تعبیر وقایع مذکور در روایات به مقولات دنیایی، کار به جایی نیست. چه بسا معتقدان به این فرضیه، وقوع رخدادهای غیر عادی و متناقض با قوانین طبیعی در برخی اقوام گذشته در فضایی عاری از تکنولوژی امروز را دلیلی بر امکان وقوع این رویدادها در آینده، بدون حضور تکنولوژی می‌دانند.11

از سوی دیگر، علاقه‌مندان به تعبیر وقایع آخرالزمان به مقولات امروزی، برخی رویدادهای مذکور در احادیث را که نظیر آن حتی در این زمان (با وجود فناوری‌های پیشرفته ) دیده نمی‌شود مربوط به تکنولوژی می‌دانند که در آینده بوجود خواهد آمد.

همچنین برخی دیگر از محققین با زیر سؤال بردن سند روایات مطرح کننده این وقایع، چنین رویدادهایی را غیرممکن می‌دانند. در حالیکه با توجه به کثرت احادیث ذکر کننده حوادث آخرالزمان به نظر می‌رسد اینگونه برخورد با احادیث شبیه به پاک کردن صورت مسئله است و کمکی به تبیین آخرالزمان نمی‌کند. همچنین با وجود برخی احادیث غیر مستند نمی‌توان تعداد کثیر روایات مربوط به آخرالزمان را زیر سؤال برد.

 

آیا در آخرالزمان و زمان ظهور، دنیا تغییر می‌کند؟

 دنیا یا نشئه اول(نشأة الأولی) به مجموعه‌ای بزرگ از اشیاء مادی اطلاق می‌شود که قوانینی مادی بر آنها حاکم است. مطالعه در این قوانین منجر به ایجاد علوم ریاضی و فیزیک و شیمی و ... شده است. همه فناوری‌های پیشرفته امروزی بر اساس این قوانین ابداع شده و در چارچوب این قوانین عمل می‌کند. حال، بروز تغییر در مجموعه اشیاء مادی و قوانین موجود در نشئه اول تا حدی که دیگر نتوان آن را نشئه دنیا نامید، باعث ایجاد نشئه‌ای جدید می‌گردد که بدان نشئه‌ای دیگر یا «نشأة الأخری» اطلاق می‌شود12. مثلا در قیامت که طبق آیات قرآن زمین و آسمان تغییر می‌یابند و حوادث عجیب و هولناکی روی می‌دهد نشئه‌ای دیگر برپا می‌شود که می‌توان آن را «نشئه قیامت» نامید. چرا که قوانین حاکم در آن فضا، قوانینی جدید و متفاوت با قوانین حاکم در نشئه قبل از قیامت است. طبق آیات و روایات در قیامت انسان‌ها کتاب خویش را می‌بینند، نیت‌ها عیان است، هیچکس سخن نمی‌گوید مگر به اذن خداوند رحمان، اعضا و جوارح انسان‌ها شهادت می‌دهند و... این مقولات ناشی از برپایی نشئه‌ای جدید است که در آن، اشیاء با قوانینی جدید و متفاوت از گذشته اداره می‌شوند.13

 از طرفی طی بررسی آیات و روایات مربوط به آخرالزمان و ظهور، به وقایعی برمی‌خوریم که در نشئه دنیا رایج نیست، یعنی اینکه بوسیله قوانین حاکم در نشئه فعلی، بروز چنین اتفاقاتی عادی و ممکن نیست. این موضوع این سؤال را بر می‌انگیزد که آیا در زمان ظهور، نشئه اول تمام و نشئه‌ای دیگر برپا می‌گردد؟ در جواب این پرسش برخی معتقدند وقایع عجیب و غیرعادی که در اینگونه روایات مطرح شده همگی در چارچوب قوانین فعلی مادی امکان وقوع دارند اما توسط فناوری‌های بسیار پیشرفته‌ای که در آینده ابداع خواهد شد. لذا اینگونه افراد دوران حکومت حقه در زمان ظهور را ادامه نشئه فعلی می‌دانند. اگر چنین جوابی صحیح و منطبق بر واقعیت باشد می‌توان همین موضوع را برای قیامت قائل شد و مطرح نمود که تمام اتفاقات غیر عادی که در قیامت رخ می‌دهد توسط فناوری فوق مدرنی است که در آینده اختراع خواهد شد، و سپس این استدلال را دائما تکرار کرد و تا درجه انتهایی بهشت همه چیز را تکنولوژیک تصور نمود! اما چنین فرضیه‌ای توسط هیچکس مطرح نمی‌شود و غالبا قیامت نشئه‌ای جدید قلمداد می‌گردد. اگر در قیامت رخدادهای عظیم و عجیب وجود دارد در زمان ظهور نیز وقایعی غیر عادی رخ می‌دهد. اگر قیامت محل حساب است در آستانه ظهور نیز با ظالمین تا حدی تسویه حساب می‌شود. اگر قیامت نشئه‌ای جدید است آیا نمی‌توان ملک عظیم اهل‌بیت ع را در زمان ظهور، نشئه‌ای جدید دانست؟

 

جایگاه آخرالزمان شناسی

پرداختن به آخرالزمان چه ضرورتی دارد؟ می‌دانیم که حکومت حقه امام زمان عج در آخرالزمان و پس از ظهور ایشان واقع می‌شود. ما در آیات قرآن و احادیث بسیار به ظهور دعوت شده‌ایم. در حال و هوای ظهور بودن، دعا برای فرج، انتظار و زمینه‌سازی برای ظهور، در قرآن و روایات مورد تأکید قرار گرفته است.14

در تاریخ نیز که می‌نگریم انبیاء ع را با آخرالزمان و ظهور آشنا می‌یابیم. ایشان قوم خود را به سوی آینده دعوت می‌کردند و آنان را با امام زمان عج آشنا می‌ساختند. در کتب انبیاء  گذشته وصف صحنه‌هایی از آخرالزمان و سپس گسترانیده شدن عدل و داد بر روی زمین را می‌یابیم.15

گویا از ابتدا حکومت موعود خدایی (دولت الله) آرمان نیکان و صالحان بوده و همه جهت‌گیری‌ها به آن سو انجام می‌شده و مردم در طول تاریخ توسط پیامبران ع در این راستا حرکت داده می‌شدند. 16

 پس از اینکه حضرت آدم ابوالبشر و حوا سلام الله علیهما از بهشت بیرون برده شدند، رسیدن به حکومتی الهی و زندگی در فضایی بهشت گونه همیشه آرمان بشر بوده است و خوبان از بشر تلاش داشته‌اند مسیر رسیدن به این هدف را هموار و مقدمات وصول به آن را فراهم سازند. در مقابل، دشمنان انسانیت که در ابتدا نیز به دنبال اخراج حضرت آدم ع از بهشت بودند اکنون نیز در مسیر نیل انسان به هدف خویش سنگ‌اندازی می‌کنند و مانع رسیدن او به آرمانش می‌شوند.

 در این زمان دشمن سعی می‌کند با تغییر آموزه‌های کتب مقدس مسیحیت و یهود و با ارائه تبیین نادرست از آخرالزمان فضا را به نفع خود تغییر دهد تا اینکه هنگام فرارسیدن صحنه‌های آخرالزمان بیشترین بهره‌برداری را داشته باشد. در این زمان آنان می‌کوشند نبردهای آخرالزمان را نبرد بین اسلام و مسیحیت و یا میان اسلام و یهود و در کل نبردی میان ادیان جلوه دهند. در حالیکه جنگ‌های آخرالزمان میان دو سپاه حق و باطل است. افراد حق با هر دینی درون لشگر حق و افراد باطل با هر کیش و آیینی درون لشگر باطل قرار می‌گیرند.

دشمنان سعی در پیاده‌سازی وقایع آخرالزمان از دیدگاه خود دارند و در این مسیر به طور جدی وارد عرصه عمل شده‌اند. برخی تحلیلگران مسایل سیاسی، لشگرکشی‌های اخیر امریکا به منطقه را  برای دسترسی به منافع نفتی و ... عنوان کرده‌اند. در حالیکه برخی دیگر از دانشمندان، با نگاهی همه‌جانبه‌گرایانه باور دارند این لشگرکشی‌ها ارتباط تنگاتنگی با عقاید مذهبی افراط‌گرایانه هیئت حاکمه امریکا دارد. دستگیری علمای عراقی و سؤال از آنان در مورد مهدی موعود توسط فرماندهان ارتش امریکا و وقایع مشابه دیگر، این رابطه را بیشتر مشخص می‌سازد17.

 در این باور، به تأسیس رژیم اسرائیل نیز در راستای آخرالزمان و تحقق اهداف صهیونیستی  نگریسته می‌شود. در نگاه اینگونه تحلیلگران، صهیونیسم عقیده دارد برای زمینه‌سازی ظهور مسیح، باید دولتی یهودی در فلسطین تشکیل شود (یعنی محل ملک گذشته بنی‌اسرائیل در زمان حضرت سلیمان ع)، مسجد الاقصی ویران شود و به جای آن معبد سلیمان بنا گردد، گوساله‌ای سرخ‌موی در پیشگاه آن معبد قربانی شود و جنگی جهانی به پا گردد.18

آنان با تشکیل دولت اسرائیل در اواسط قرن بیستم انگیزه بیشتری برای ادامه کار پیدا کردند و رؤیاهای از دست یافته خویش را بار دیگر دست‌یافتنی دیدند. هم اکنون صهیونیست‌ها بنای معبد سلیمان را آماده کرده‌اند و به دنبال ویران کردن مسجد‌الاقصی هستند. آنان همچنین با استفاده از علم ژنتیک گوساله‌ای سرخ موی را به وجود آورده‌اند و آن را برای زمان قربانی نگه داشته‌اند. جبهه صهیونیسم که نه تنها در اسرائیل بلکه در هیئت حاکمه امریکا نیز وجود دارد19، برای برپایی جنگ جهانی مقدمه ساز ظهور مسیح، با انهدام برج‌های دوقلو در ایالات متحده بهانه‌ای به وجود آوردند تا به خاورمیانه، محل اصلی بروز و ظهور وقایع آخرالزمان، لشگرکشی کنند20.

از سویی در جبهه دیگر، مسلمانان با وجود منابع عظیم و غنی از معلومات صحیح نسبت به آخرالزمان که بر خلاف ساختگی بودن آن در مکتب صهیونیسم، الهی می‌باشد متأسفانه عموما همتی کافی در پرداختن به آن معلومات و تبدیل آن‌ها به تفکر و یک برنامه مشخص نداشته و در قبال رفتارهای صادر شده از جبهه صهیونیسم موضعی منفعلانه اتخاذ نموده‌اند. غفلت از آخرالزمان منجر به این شده است که مسلمانان  معنی رفتارها و رویه‌هایی را که صهیونیست‌ها در پیش می‌گیرند متوجه نشوند و ارتباط آن رفتارها را با آخرالزمان درنیابند.

مسلمانان اگر هم نخواهند به آخرالزمان اعتنا کنند با گروهی طرف هستند که آخرالزمان برای آن بسیار مطرح است و حاضر است تمام سرمایه‌های خود را در این مسیر خرج نماید. آنان در این راستا برای مسلمانان برنامه دارند و خواهان نه تنها شکست دادن و خوار و ذلیل کردن آنها بلکه خواستار نابودیشان هستند21. برای مسلمانان چاره‌ای نمی‌ماند جز بیداری و حرکت در جهت خنثی نمودن توطئه دشمن و اشاعه تفکر صحیح نسبت به آخرالزمان و حاکم کردن آن در جوامع اسلامی و بلکه تمام جهان.

این هدف مستلزم مقدماتی است. تحقیق و تفحص در منابع اسلامی برای یافتن تبیین صحیح نسبت به آخرالزمان. تبدیل این معلومات به یک تفکر و اشاعه آن در جوامع اسلامی. تبدیل این تفکر به یک برنامه و قرار گرفتن آن به عنوان یک استراتژی مشخص در جهت‌گیری‌های کلی کشورهای اسلامی.

  

پی‌نوشت‌ها

 

1 آخرالزمان، اصطلاحي (است) كه در فرهنگ اديان بزرگ دنيا ديده مي‌شود و در اديان ابراهيمي از اهميت و برجستگي ويژه‌اي برخوردار است. عقايد مربوط به آخر الزمان بخشي از مجموعة عقايدي است كه به پايان اين جهان و پيدايش جهان ديگر مربوط مي‌شود و اديان بزرگ دربارة آن پيشگوييهايي كرده‌اند.

دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی ج1 ص 134

2اين اصطلاح(آخرالزمان)، در كتابهاي حديث و تفسير در دو معني به كار رفته است: نخست، همة آن قسمت از زمان كه بنابر عقيدة مسلمانان، دوران نبوت پيامبر اسلام است و از آغاز نبوت پيامبر تا وقوع قيامت را شامل مي‌شود. دوم، فقط آخرين بخش از دوران ياد شده كه در آن مهدي موعود ظهور مي‌كند و تحولات عظيمي در عالم واقع مي‌شود.

دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی ج1 ص 134

 3 دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی ج1 ص 134

 4 یوم الخلاص، تألیف کامل سلیمان، ترجمه حجة‌الاسلام مهدی‌پور - همچنین مراجعه کنید به کتاب «الامام المهدی عند اهل السنه ».

 5 در نظر عده‌اي از مفسران متأخر مسلمان، در قرآن آياتي است كه نظر به آيندة جوامع انساني دارد و دربارة حكومت توحيد و عدل در آيندة زندگي انسان مطالبي بيان مي‌كند. اينان معتقدند كه آيات مربوط به استخلاف انسان در زمين، فرمانروا شدن نيكوكاران زمين (وراثت صالحان) و پيروزي حق بر باطل به رغم جولان دائمي باطل، آياتي هستند كه سرنوشت آيندة بشريت را پيشگويي مي‌كنند و مستقيماً به مسألة آخرالزمان مربوط مي‌شوند. محمد رشيد رضا (9/80)، محمدحسين طباطبايي (14/330) و سيد قطب‌ (5/3001، 3002) به ترتيب در ذيل آيات 128 از سورة اعراف، 105 از سورة انبياء و 171ـ172 از سورة صافات قرآن، اين عقيده را توضيح داده‌اند. (به نقل از دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی ج1 ص 134)

 6 احاديث آخرالزمان را بسياري از محدثان از جمله بخاري (19/49)، ابوداود (4/113)، ابن ماجه (1/49)، احمد بن حنبل (3/5) و مجلسي (52/185، 207، 212، 261) آورده‌اند.

 7 « در فرهنگ عامة مسلمانان مخصوصاً شيعه، اصطلاح آخرالزمان حكايت از عصري مي‌كند كه مهدي موعود در آن ظهور مي‌كند و تحولات ويژه‌اي در جهان رخ مي‌دهد. در روايات مسلمانان براي اين عصر مشخصات ويژه‌اي (به نام علائم آخرالزمان) نقل شده است.»

افزون بر اصطلاح «علائم آخرالزمان»، در فرهنگ مسلمانان اصطلاح مشابه ديگري است و آن «اَشْراطُ السّاعَه» (علادم برپا شدن رستاخيز) است. گرچه اين اصطلاح به علائم وقوع قيامت اختصاص دارد، ‌ولي از بررسي رواياتي كه زير اين عنوان در كتابهاي حديث نقل شده است، بر مي‌آيد كه مضمون اين روايات، مطالب مشترك بسياري با روايات آخرالزمان دارد و بسياري از علائم، در هر دو دسته از روايات ذكر شده است (ابن ماجه، 2/1341، 1342، 1343). با وجود اشتراك در مضمون روايات ياد شده، اين مطلب مسلم است كه در همة ادوار تاريخ مسلمانان، مسألة آخرالزمان به صورت آشكاري از مسألة قيامت تفكيك شده است. به عقيدة مسلمانان، قيامت همان احوالي است كه پس از فناي اين عالم مادي واقع مي‌شود، ولي دورة آخرالزمان، قسمت پاياني همين عالم است و به اين عقيده مربوط مي‌شود كه عالم اجسام (دنيا) سرانجام فاني خواهد شد و زمان به پايان خواهد رسيد. (به نقل از دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی ج1 ص 134)

 8 علامه حلی، نگاهى بر زندگى دوازده امام، ترجمهٔ محمد محمدى اشتهاردى

9 بحارالانوار 6/313 – بحارالانوار 53/1 – تأویل‌الآیات 780 – بحارالانوار 24/398/120 – البرهان 5/679

همچنین برخی از محققین، ظهور امام زمان عج و قیام ایشان را به «قیامت صغری» تعبیر نموده اند.

 10 بحارالانوار 52/389/210 - کفایة‌الاثر 147، صراط‌المستقیم 2/153 – کمال‌الدین 1/321/3

 11 با مراجعه به  قرآن و همچنین تاریخ درمی‌یابیم در خلال عمر بشر وقایعی رخ داده که با قواینی طبیعی سازگار نبوده است. درشت‌ترین این وقایع معجزاتی است که به دست پیامبران علیهم السلام و اوصیاء بزرگوارشان جاری می‌شد. غیر طبیعی بودن اینگونه رویدادها، به معنی نظام‌مند نبودن آنها نیست، بلکه این معجزات تحت حکومت قوانین موجود در فضای ماوراءالطبیعه در عالم مادی جاری می‌شوند. به عبارت دیگر در طول تاریخ به طور محدود، قوانین غیر مادی در دنیا جاری می‌شده و از این طریق معجزات رخ می‌داده است. حال اگر قوانین غیر مادی (البته بسیار پایین‌تر از حد معجزات) به طور شامل و غیر محدود، در دنیا جاری شود، تعداد بیشتری از افراد و بلکه عموم افراد قادر خواهند بود از این قوانین استفاده کنند. اگر در آخرالزمان و زمان ظهور، چنین ماجرایی واقع شود، آنگاه شاهد وقایعی خواهیم بود که در احادیث آمده است. مانند جابجا شدن افراد از جایی به جای دیگر در کسری از زمان(بحار 52/368)، از جای کندن کوه‌ها با یک ضربه شمشیر(معجم احادیث امام مهدی عج حدیث639 و 1598، بحار 52/307 )، سخن گفتن اشیاء با افراد(محجه بحرانی 86) ، فرورفتن زمین(سبأ 51 – مسند احمد 6/287)، فتح شهرها توسط یاوران مهدی عج بوسیله تکبیر(بشارة الاسلام ص297) ، شنیده شدن صدایی در آسمان به گونه‌ای که همه اهل عالم آن را بشنوند (بحار 52/290)، بسیار طولانی شدن عمرها(بحار 52/330)، دیده شدن افراد و اشیاء از فواصل بسیار دور (بحار 52/391و236)، متوجه شدن شیعیان حکم امام خویش را با نگاه کردن به کف دست خود (غیبت نعمانی 319) و ...

 12 واقعه 62 / نجم 47 / عنکبوت 20 - مفهوم «آخرت» در مورد نشئاتی به کار می‌رود که پس از نشئه دنیا برپا می‌گردند.

 13 انیکه انسان‌ها با نگاه به یکدیگر نیت هم را ببینند در دنیا رایج نیست چرا که دنیا ظرفیت این را ندارد که در آن، نیت انسان‌ها بروز پیدا کند. لکن در قیامت فضایی حاکم خواهد بود که درون آن، نیت‌ها آشکار می‌شود.

 14 این آیات و روایات در جای خود مطرح خواهد شد.

 15 این مطلب در قرآن و احادیث ، کتب انبیاء پیشین  و آثار باستانی مشخص است.

16 الامام الصادق عليه السلام ) " ما زال مذ خلق الله آدم : دولة لله ، ودولة لابليس ، فأين دولة الله ؟ أما هو إلا قائم واحد "

زراره از امام صادق ع  روايت كرده كه حضرت دربارهء آيه شريفه " وتلك الايام نداولها بين الناس " فرمود : پيوسته از زمان حضرت آدم ع ، خدا دولت وحكومتى داشته وابليس نيز صاحب دولت بوده است ، بنابر اين دولت خدا كجاست ؟ هان ، آگاه باش آن جز يك قائم نخواهد بود "

العياشي 1/199/145

إثبات الهداة 1/135-136/258 - عن العياشي .

البرهان 1/318/2 - عن العياشي .

البحار 51/54/38 - عن العياشي.

نور الثقلين 1/395/374 - عن العياشي .

معجم الاحادی الامام المهدی عج حدیث 1487

 عده‌اي از مفسران متأخر مسلمان ، ايات و روايات مربوط به تحولات آخرالزمان را بيانگر نوعي فلسفة تاريخ مي‌دانند. اين مفسران كه از روحية خاص عصر ما يعني جست‌وجوي نوعي فلسفه براي تاريخ انسان متأثرند، در صدد كشف فلسفة تاريخ از ديدگاه اسلام برآمده‌اند و آن را در اين آيات و امثال آن يافته‌اند. در نظر اينان، تحولات آخرالزمان كه در روايات بيان شده، چيزي جز آيندة طبيعي جامعة انساني نيست. عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شكوفايي تكامل اجتماعي و طبيعي نوع انسان. چنين آينده‌اي امري است محتوم و مسلمانان بايد انتظار آن را بكشند. نظر جمعي از علما آن است كه اين انتظار هرگز نبايد به گونة چشم دوختنِ منفعلانه به وقوع حوادث باشد، بلكه بايد حالتي باشد سراسر پر از فعاليت و اميدواري. مسلمانِ خواهان صلاح جامعة انساني و آگاه از تحقق قطعي اهداف تاريخي انتظار بايد سرشار از اميد، آمادگي و كوششي در خور اين انتظار باشد: انتظاري مثبت، نه منفي.

در چارچوب اين برداشت فلسفي، آخرالزمان قطعة معيّني از تاريخ نوع انسان است كه نه ممكن است پيش افتد و نه ممكن است واپس افكنده شود. نوع انسان بايد حركت تكاملي تدريجي خود را كه بر مبناي پيروزي تدريجي حق بر باطل صورت مي‌گيرد، همواره دنبال كند تا به دورة آخرالزمان برسد.
در نقطة مقابل اين تصور كه طرحي براي فلسفة تاريخ است، در آثار اكثر مسلمانان قديم اعم از شيعه و سني مسألة آخرالزمان ظاهراً به فلسفة تاريخ ربط داده نشده است.

علماي قديم نه در تفسير آيات سخن از تحول طبيعي جامعة انساني به سوي حكومت توحيد و عدل به ميان آورده‌اند و نه روايات آخرالزمان را به چنين فلسفه‌اي براي تاريخ مربوط كرده‌اند. در نظر آنان تحولات آخرالزمان امري است غيرعادي كه در آخرين بخش از زندگي نوع انسان واقع مي‌شود و به تحولات قبلي جامعة انساني مربوط نمي‌گردد. در آثار آنها تاريخ عبارت است از مجموعة حوادث پراكنده؛ و پيروزي حق بر باطل در آخرالزمان حادثه‌اي است مخصوص همان عصر و نه فلسفه‌اي كه تاريخ براساس آن حركت مي‌كند. مبناي عقيده به حكومت توحيد و عدل در آخرالزمان نيز صرفاً همين است كه چنين مطلبي از طريق روايات پيشگويي شده است. فكر تكامل اجتماعي انسان در طول تاريخ براي آنان ناشناخته است. در چهارچوب تصور اين پيشينيان، برخلاف آنچه در برداشت فلسفي از آخرالزمان ديده مي‌شد، ممكن است كه هر قطعه‌‌اي از تاريخ نوع انسان، آخرالزمان باشد. چيزي كه هست، فقط خدا مي‌داند اين قطعه كدام است. تفاوتي كه ميان علماي قديم شيعي و سني در اين مسأله هست، اين است كه علماي اهل سنت آياتي را كه در آنها وعدة پيروزي حق بر باطل و وراثت مؤمنان در زمين داده شده، مربوط به پيروزيهاي صدر اسلام مي‌دانند، ولي علماي شيعه معتقدند كه اين آيات مربوط به عصر مهدي موعود است.

آنچه دربارة‌ فقدان فلسفة تاريخ در آثار اكثر علماي قديم اسلام گفته شد، به اين معني نيست كه در هيچ‌يك از متون قديمي مسلمانان مجال چنين استنباطي نيست. در پاره‌اي از متون به تعبيراتي دربارة آيندة جوامع بشري بر مي‌خوريم كه فهميدن آنها به صورت فلسفة تاريخ مناسب‌تر از فهميدن آنها به صورت نوعي پيشگويي به نظر مي‌آيد. در رسايل اخوان الصفا چنين آمده است: ظهور دولت در ميان بعضي از مردم و امتها و افزايش قدرت برخي از پادشاهان و خروج بعضي از شورشگران و تجديد ولايات در حوزة ملك و حوادث ديگري از اين‌گونه، در جهت صلاح شأن جهان و رساندن آن به ترقي و كمال است. نيز هر چند عوامل تباهي مانند جنگها و فتنه‌ها و غارتگريها، در ميان مي‌آيند و در نتيجة آنها برخي شهرها ويران مي‌گردند و رشد و رونق بعضي اقوام از ميان مي‌رود، سرانجامِ همة آنها به سوي صلاح و بهبود است (3/264). ابن خلدون نيز از جمله كساني است كه در مقدمه خود به نوعي فلسفة تاريخ قائل شده است.

(به نقل از دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی ج1 ص 134)

 17 به نقل از سایت مؤسسه ‌فرهنگی موعود www.mouood.org

 18 ر.ک ماهنامه فرهنگی موعود شماره41 بهمن‌و‌اسفند 82

 19 عنوان «صهیونیسم مسیحی» یا «مسیحیت صهیونیستی» به مسیحیانی اطلاق می‌شود که گرایش صهیونیستی دارند.

 20 با مراجعه به اخبار آخرالزمان در منابع، در می‌یابیم بسیاری از حوادث، فتنه‌ها، جنگ‌ها و درگیریها در آخرالزمان در محدوده خاورمیانه روی می‌دهد. برخی، تلاش صهیونیسم را در جهت افزایش حضور و گسترش نفوذ خود در خاورمیانه، برای در دست گرفتن و غلبه بر اوضاع، در آخرالزمان می‌دانند.

 21 با تأمل در اندیشه‌های نژادپرستانه صهیونیسم و اهداف آنان در تأسیس رژیم اشغالگر، مانند آرمان نیل تا فرات، این مطلب به دست می‌آید.

+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:58 |

آخرالزمان

 

چکیده

آخرالزمان یا پایان دوران اصطلاحی است که در فرهنگ عامه مسلمانان بکار می‌رود و به معنی زمانی است که در آن مهدی موعود عج ظهور می‌کند و تحولاتی عظیم در عالم واقع می‌شود. این مفهوم، که انبیاء الهی علیهم‌السلام نیز با آن آشنا بوده‌اند در کتب آسمانی یافت می‌شود. موضوع آخرالزمان و ظهور تقریبا در میان تمام فرق اسلامی پذیرفته شده است و اختصاص به تشیع ندارد اما اینکه مهدی موعود چه کسی است، آیا اکنون زنده است یا در آینده به دنیا می‌آید مورد اختلاف است. در قرآن کریم آیات بسیاری وجود دارد که برخی صراحتا و برخی دیگر به استناد احادیث، مربوط به آخرالزمان و ظهور امام زمان عج می‌ باشد. همچنین تعداد کثیری از روایات در منابع یافت می‌شود که بیان‌ کننده وقایعی عظیم، عجیب و شدید است که در آخرالزمان و پس از ظهور رخ می‌دهد. دو رویکرد نسبت به این احادیث در میان دانشمندان مسلمان به چشم می‌خورد. برخی این وقایع را به مقولات امروزی تعبیر می‌کنند و اسباب آن ‌ها را تکنولوژیک می‌پندارند، اما برخی دیگر چنین وقایعی را معلول تغییراتی می‌دانند که در پهنه آسمان‌ها و زمین رخ می‌دهد و عقیده دارند در آخرالزمان دنیا و قوانین مادی دگرگون شده و قوانینی جدید جایگزین آن می‌شود. ضرورت اعتقاد به آخرالزمان موضوعی است که در قرآن ، احادیث و تعلیمات انبیاء پیشین بر آن  تأکید شده است. به باور برخی از دانشمندان برپایی ملک عظیم اهل‌بیت ع پس از ظهور، آرمانی است که بشر از ابتدا دنبال می‌‌کرده و انبیاء الهی در این مسیر تلاش می‌نمودند و اقوام خود را با این موضوع آشنا و در این راستا حرکت می‌دادند. در مقابل این هدف، دشمنان انسانیت در طول تاریخ در این مسیر سنگ‌اندازی می‌کردند و اکنون نیز در تلاش هستند تا مانع نیل انسان به آرمان خویش شوند. بنابراین بر انسان‌ها در جبهه حق لازم است عزم خویش را جزم کرده، نقص‌های گذشته را اصلاح و عقب‌ماندگی ها را جبران نمایند تا در مجموع از جبهه باطل پیشی گرفته و مسیر را برای وصول به هدف هموار سازند.

 

مقدمه

‹‹آخرالزمان›› یا پایان دوران همانگونه که از نام آن برمی‌آید به انتهای یک دوره اطلاق می‌شود و مقطعی از زمان است که در آن تغییر از یک دوره به دوره‌ای جدید رخ می‌دهد.  از آنجا که اکنون دوره دنیا برپاست آخرالزمان به انتهای دوره دنیا مربوط می‌شود. 1

 آخرالزمان از ديدگاه اديان به دوراني گفته مي‌شود كه وقايعي عظيم و عجيب در آن رخ مي‌دهد و حاكي از انتهاي زندگي به شيوه فعلي بر روي زمين است. انتظار مي‌رود با سپري شدن آخرالزمان دوره جديدي فرا برسد كه بسيار با وضعيت پيشين آن متفاوت باشد. همچنين در اين زمان است كه اديان الهي به ظهور مردي بشارت داده اند كه ظلم و جور را از زمين بر مي‌چيند و آن را پر از عدل و داد مي‌سازد2. نمونه چنين بشارت هايي در کتب آسمانی آمده است.

 

آخرالزمان در ادیان

یهود:

تصور آخر الزمان به معنی پایان دوره جهان و پیوستن آن به قیامت کبری در دین یهود از سده‌های دوم و سوم قبل از میلاد پیدا شده، پیش از این زمان بنی‌اسرائیل که خود را قوم برگزیده خداوند می‌دانستند، در انتظار روزی بودند که در آن وعده الهی تحقق یابد و خداوند قوم برگزیده خود را در سرزمین موعود مستقر، و دشمنان آن را نابود کند، و عدل و احسان خود را بر سراسر جهان بگستراند. در دوره‌های بعد از حکومت حضرت داوود و سلیمان ع که این قوم از لحاظ دینی و اخلاقی گرفتار فساد و انحطاط شده و گرایش به شرک و الحاد در میان آنان شدت گرفته بود، غایت این آرزو و انتظار بازگشت قدرت و وحدت و خلوص دوران گذشته بود و انتظار زمانی می‌رفت که خداوند بار دیگر پیشوائی بفرستد و قوم را از تیره بختی نجات دهد.

مسیح :

نظریاتی که درباره آخر الزمان در چهار انجیل آمده است یکسان نیست. ولی به طور کلی وقوع آخر الزمان به صورت‌های زیر بیان شده است :

1- الیاس باید پیش از آمدن مسیح بیاید و ظهور وی وقوع داوری بزرگ را اعلام کند.

2- بعد از مرگ مسیح و رستاخیز و صعود او، در هنگام رجعت او این واقعه محقق می‌گردد.

3-رجعت عیسی و آغاز روز بزرگ و داوری نهائی، ناگهانی است وهیچ علامتی ندارد.

4- حوادثی پیش از رجعت مسیح در جهان روی میدهد که از آن جمله جنگ‌ها و بلاهالی سخت و زلزله است.

زرتشت:

در گاهان (گاثها) که سروده‌های خود زرتشت است و در آنها می‌توان عقاید وی را یافت اشاره چندانی به پایان جهان نشده است، اما چنین می‌نماید که در بندی از گاهان (یسن ۴۳ بند ۳) سخن از مردی است که در آینده می‌آید و راه نجات را می‌یابد، همچنین در گاهان چند بار به واژه سوشینت بر میخوریم که در ادبیات بعدی زرتشت به صورت سوشیانس در آمده و منجی نهائی زرتشتی به شمار می‌آید.3

بشارت ادیان الهی به ظهور منجی

 در کتب آسمانی، مطالبی دیده می‌شود که محتوای آن، نشان‌دهنده آشنایی پیامبران الهی با آخرالزمان و مقوله ظهور است. در زیر، چند نمونه از این مطالب آمده است:

 انجیل :

کمرهای خود را بسته، چراغ‌های خود را افروخته بدارید. و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می‌کشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند. تا هر وقت آید و در را بکوبد، بی‌درنگ برای او باز کنند. خوشا به حال آن غلامان که آقای ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد... پس شما نیز مستعد باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمی‌برید پسر انسان می‌آید.

انجیل لوقا فصل 12، بندهای 35و36

 تورات :

و نهالی از تنه یسی* بیرون آمده، شاخه‌ای از ریشه‌هایش خواهد شکفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت. مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد کرد. گرگ با بره سکونت خواهد کرد و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم، و طفل کوچک آنها را خواهد راند. در تمامی کوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند کرد زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد.

 * بنا به نوشته قاموس مقدس ص 951، «یسی» به معنی قوی، نام پدر حضرت داود ع است.

 تورات، اشعیا نبی، فصل 11، بندهای 1 تا 10

 زبور:

زیرا که شریران منقطع خواهند شد و اما منتظران خداوند، وارث زمین خواهند شد، هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود. در مکانش تأمل خواهی کرد و نخواهد بود. و اما حلیمان وارثان زمین خواهند شد... و میراث آنها خواهد بود تا ابدالآباد.

عهد عتیق، کتاب مزامیر، مزمور 37، بندهای 9 تا 12 و 17تا 18

 منابع زرتشتیان:

سوشیانس(نجات دهنده بزرگ) دین را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستی را ریشه‌کن سازد. ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم‌فکر و هم‌گفتار و هم‌کردار گرداند.

جاماسب نامه، ص121

 منابع هندوها:

این مظهر و یشنو(مظهر دهم) در انقضای کلی یا عصر آهن سوار بر اسب سفیدی در حالیکه شمشیر برهنه درخشانی به صورت ستاره دنباله‌دار در دست دارد ظاهر می‌شود و شریران را تماما هلاک می‌سازد و خلقت را از نو تجدید و پاکی را رجعت خواهد داد... این مظهر دهم در انقضای عالم ظهور خواهد کرد.

اوپانیشاد، ص737

+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:55 |
اينك آخرالزّمان: جنگ عراق، ايده وقوع آرماگدون


.: منطقه «هارمجدّو»؛ شمال فلسطين اشغالي.


جنگ با عراق، به پايان روزگار منجر خواهد شد. ما اين را مى‏دانيم، اسرائيل پابرجا نخواهد ماند، اسرائيل در طى آخرالزمان از بين خواهد رفت.



منبع: سایت «موعود»
 
----------------------------------------------------------------
اشاره:
با توجه به ظهور مسيحيت بنيادگرا (1) در كشور آمريكا و جنگ آمريكا عليه عراق، نظريه‏ پردازان مسيحى همچون جرى فالول، مورگان استرانگ، گرى‏ فريزر و ... نظرات خود را - كه غالباً مبتنى بر مكاشفات يوحنّا (بخش پايانى كتاب مقدس(2)) است - به مخاطبان القا مى‏كنند و از طرفى جنگ عراق را شاهدى بر تحقّق پيشگويي هاى كتاب مقدس (3) (انجيل) مى‏دانند و سعى مى‏كنند تا بدين‏وسيله ديدگاه هاى راست مسيحى را تبليغ و حقانيّت خود را به جهانيان عرضه دارند. در اين مقاله كه از يكى از سايت هاى اينترنتى گرفته شده با واژگانى همچون آرماگدون، جنگ آخرالزمان، ضد مسيح، ايده هزاره، راست مسيحى آشنا خواهيم شد و همچنين نگاهى كوتاه به نظرات آنها در مورد جنگ عراق و چگونگى تحقق پيشگوئي ها در بخش مكاشفات كتاب مقدس خواهيم داشت.
----------------------------------------------------------------
 
بعضى‏ها بر اين عقيده‏اند كه پيش‏بينى قابل توجهى درباره جورج دبليو بوش وجود دارد، مردى كه سخن خود را با يك خطابه مذهبى بسيار قوى و ورزيده القا مى‏كند، و همچنين عقايد مذهبى و باورهاى دينى را در سياست هاى خارجى‏اش دخالت مى‏دهد، پر واضح است كه بسيارى از حاميان مذهبى بوش، از حوادث عراق به عنوان تحقق يك پيشگويى تعبير كرده‏اند.
بيل بردوى (4) اخيراً طى مقاله‏اى در واشنگتن پست نوشت:
«حادثه‏هاى جهان - مخصوصاً حركت نظامى آمريكا به سوى عراق - موجب شده است تا اشخاصى با دلايل جديد براى تعبير و تفسير كردن آخرين حادثه جهانى خودنمايى كنند.»
در وب سايت هاى پيشگويى، اين بحث مشتاقانه بالا مى‏گيرد، گروه ها و مخصوصاً در كليساها به مطالعه كتاب مقدس مى‏پردازند، در جمعيت هاى مذهبى در آخر هر ماه بحث از پيشگويى مى‏شود، مثل چيزى كه در ماه گذشته تحت عنوان بيستمين كنفرانس بين‏المللى پيشگويى آخرالزمان در تامپا برگزار شد.
بردوى مى‏نويسد:
«به نظر بسيارى شواهدى دال بر نقش عراق در سناريوى آخرالزمان (5) در بخش هاى كليدى پيشگوئي هاى آخرالزمان كتاب مقدس وجود دارد.»
در اينجا و در ديگر كتاب هاى پيشگويى عهد عتيق و عهد جديد، ادبيات دوران باستان (كتاب مقدس) مالامال از تيترهاى خبرى است كه امروزه در مورد جنگ عراق در رسانه‏ها به كار مى‏رود.
مكاشفات (6)، بخش پايانى كتاب مقدس - به جز در برخى از نسخه‏هاى جديد - به عنوان نقشه حوادثى كه هم‏اكنون در عراق اتفاق افتاده است به حساب مى‏آيد. در قسمت شانزدهم از بخش مكاشفات نامى از آرماگدون (7) بيان گرديده است.
همانطور كه رود فرات اخيراً به‏وسيله مجموعه‏اى از تانك ها محاصره شده است، منطقه باستانى هارمجدون نيز در شمال اسرائيل در محاصره تانك ها است.
يوحنّا - به احتمال قوى نويسنده بخش مكاشفات كتاب مقدس - در شرح ماجراهاى آخرالزمان مى‏گويد:
«فرشته ششم جامش را بر رودخانه بزرگ فرات خالى كرد و آب رودخانه خشك شد. به طورى كه پادشاهان مشرق زمين توانستند نيروهاى خود را بدون برخورد با مانع به ‏سوى غرب ببرند، و ديگر فرشتگان در شيپورها مى‏دمند، هنگامى‏كه نيروها براى نبرد حق و باطل جمع مى‏شوند.»
بسيارى از مفسران مى‏گويند كه ساختار مدرن دولت اسرائيل، شمارش معكوس پيشگويى‏شده پايان روزگار را به راه انداخته است و اين پيشگويى با افزايش ضد مسيحي هاى (8) شرور، نزاع ها و اختلافات جهانى، آزار و اذيت كليساى مسيحى و ظهور يك مذهب دروغين، و درگيري هايى پيش از آغاز جنگ و نبرد حق و باطل در آخرالزمان، تكميل مى‏شود، البته بستگى به اين دارد كه شما متن هاى پيچيده كتاب مقدس را چگونه تفسير كنيد، عيسى مسيح زمانى مى‏آيد تا قبل از قضاوت نهايى مقدمه و راهگشاى يك قرن دوران صلح و حكومت صلح باشد، يا اين ‏كه او فقط زمانى مى‏آيد كه پيروانش مقدمه هزاره سلطنت (9) مسيح را فراهم كنند كه اين بيشتر شبيه يك حكومت دينى و مذهبى است.
در اين ماجراى تاريخى، مرحله‏اى به نام آزار و اذيت (10) براى مدت هفت سال وجود دارد كه ضد مسيحي هاى از بند آزاد شده، آزار و اذيتى زشت و زننده عليه مسيحي ها انجام مى‏دهند. براى مثال، از برخى از پيشگويي هايى كه در طى اين دوره مى‏شود، مى‏توان از مؤمنين واقعى‏اى نام برد كه در اين حادثه به آسمان برده مى‏شوند كه اسم اين مرحله در آخرالزمان را مرحله وجد و سرخوشى (11) گذاشته‏اند. اين يك پيشگويى است كه صحتش به‏ وسيله اتفاق ها و رويدادهايى كه در غرب رخ مى‏دهد تشديد مى‏شود. به‏طور مشخص، مى‏شود از جنگ عليه صدام حسين نام برد.
دكتر مورگان استرانگ (12) - استاد تاريخ خاورميانه دانشگاه ايالتى نيويورك آمريكا و مشاور برنامه‏هاى خبرى و مجله‏ها - مى‏گويد:
«جرى فالول (13) به طور كامل و بى‏هيچ ابهامى معتقد است كه ما بايد به جنگ با عراق برويم، تا حوادث مصيبت بارى را به راه بيندازيم كه موجب فراهم شدن دومين ظهور حضرت عيسى مسيح شود. جنگ با عراق، به پايان روزگار منجر خواهد شد. ما اين را مى‏دانيم، اسرائيل پابرجا نخواهد ماند، اسرائيل در طى آخرالزمان از بين خواهد رفت، هر يهودى‏اى كه در هر جا زنده بماند به مسيحيت خواهد گرويد.»
دكتر مورگان استرانگ اضافه مى‏كند:
«بر طبق علم آخرالزمان شناسى (14)، مسلمانها، بودائى‏ها، هندوها، كاتوليك ها، آنيمى‏ها و هركس ديگر، در جنگ آخرالزمان (15) هلاك خواهند شد و يا اين ‏كه به مسيحيت اصول‏گرا و بنيادگرا ايمان خواهد آورد.»
همه جنگ عراق را نشانه بزرگى بر شمارش معكوس آخرالزمان مى‏دانند، ولى همه نسبت به ايدئولوژى آخرالزمان تعلق خاطرى ندارند.
مارك هيتچكوك (16)، كشيش كليساى «فيث بايبل» واقع در آدموند در ايالت اوكلاهما مى‏گويد:
«مهم‏ترين مطلبى كه بايد بگويم اين است كه آنچه كه آنجا (عراق) در حال رخ دادن است تحقق دقيق پيشگويي ها نيست.»
او اضافه مى‏كند:
«بعضى از مردم جنگ عراق را آغاز آرماگدون خواهند دانست، اما ديدگاه كلى من اين است كه جنگ عراق چيزى فراتر از بازگويى يك سناريو است.»
او مؤلف 9 كتاب در عنوان هاى مهم پيشگويي هاى كتاب مقدس است كه مى‏گويد:
«جنگ در عراق بيشتر يك عامل گرم‏كننده و عامل شتاب دهنده‏اى است براى حوادث نگران كننده‏اى كه رخ خواهد داد.»
در دانشگاه باب جونز (17) - جايگاه پرورش بنيادگراها - دكتر استفان هنكينز (18) به طور كامل اعتقاد دارد كه جنگ در عراق نقطه پايان پيشگويي ها نيست. به ‏زودى بشريت با حوادثى كه در بخش هاى مختلف كتاب مقدس از جمله مكاشفه يوحنا تصوير شده است، روبرو خواهد شد. او معتقد است كه بشريت در آستانه جنگى است كه عيسى مسيح عليه گروهى از ملت هايى كه به وسيله ضد مسيح رهبرى مى‏شوند انجام خواهد داد، كه پس از آن يك دوره هفت ساله از رنج و مصيبت را خواهيم داشت.
كسانى كه به كتاب مقدس معتقدند با آروين باكستر - كشيشى در ريچموند در ايالت ايندياناى آمريكا و مؤسس مجله آخرالزمان - موافقند، آروين باكستر مى‏گويد:
«ماجراى عراق با پيشگويي هاى عهد عتيق و عهد جديد مو نمى‏زند.»
باكستر همچنين ميزان بالايى از تلفات در هجوم نظامى آمريكا به عراق را پيش‏بينى كرد و هشدار داد كه ديگر كشورها جنگ در عراق را به ديده فرصتى براى سامان دادن سياست هاى خود مى‏نگرند. براى مثال، ممكن است چين سعى كند تا تايوان را اشغال كند. يا این که هند و پاكستان مى‏توانند دست به جنگ تمام عيارى عليه منطقه بى‏ثبات كشمير بزنند.
اين ماجرا به گفته باكستر سرآغاز جنگ جهانى دوم و كشتار يهوديان به دست نازي ها بود كه به ‏وسيله يوحنا در بخش مكاشفات كتاب مقدس پيشگويى شده است.
اگر نشانه‏ها و علامت هايى بر اين نظريه وجود داشته باشد كه در آخرالزمان آمريكا پيشرفت مى‏كند. اين، يك موفقيت شگفت‏انگيزى براى كتاب بر جاى مانده (19) نوشته تيم لاهايه (20) و جرى جنكينز (21) است.
اگر چه كه بيشتر كتاب هايى كه به موضوع آخرالزمان پرداخته‏اند ويژه قشر مذهبى تهيه شده‏اند؛ لكن، اين مجموعه برجاى مانده طيف وسيعى از مخاطبان سكولار را جذب كرده و فروشى بيش از 50 ميليون نسخه را به خود اختصاص داده است. حتى بخش چهارم اين كتاب رتبه اول ليست پرفروش‏ترين كتاب هاى نيويورك تايمز را - كه مورد غبطه همگان است - را به خود اختصاص داده است. لاهايه كه سابقاً يك كشيش بود و همچنين از فعالان حقوق مذهبى و آموزش در دانشگاه باب جونز است كسى است كه جرى فالول را در سازمان دهى مؤسسه «اكثريت اخلاقى» مساعدت كرد.
اخيراً، فالول دانشكده پيشگويى تيم لاهايه را در دانشگاه آزاد خود افتتاح كرد، اين يك نشانه بسيار قوى بر فراگير شدن عقيده آخرالزمان در ميان اقشار كم فرهنگ و بنيادگراى در حال رشد است.
لاهايه به نظريه رويكرد الهى مجموعه برجاى مانده پرداخته و مؤلف ديگر كتاب نقش روايت گر را ايفا كرده است. در حالي كه طرح كلى داستان و شخصيت هاى آن را هم ارائه كرده است، خط سير داستان از ابتداى مرحله آزار و اذيت شروع مى‏شود. اين در زمانى است كه ترس و وحشت ناشى از آزار و اذيت همه جا را فرا گرفته است. در بخش آرماگدون اين كتاب، شيطان را در حال حكومت بر سياره زمين از پايتخت خودش كه همانا شهر بابل جديد كه همان عراق است، ترسيم مى‏كند.
الوا مارتين (22) رئيس مجمع حقيقى خداوند در شمال كارولينا مى‏گويد:
«عراق درست همان جايى است كه بابل قديم آنجا بود.»
او مى‏گويد:
«تصور مى‏كند كه روح يكى از پادشاهان قديم بابل در زمانى كه يهوديان برده و تحت شكنجه بودند در او حلول كرده است.»
معتقدانى مثل مارتين همچنين به پيام هايى از متون مقدس اشاره مى‏كنند، از جمله مى‏توان از فاحشه بابل نام برد كه بر هفت تپه مى‏نشيند - درست هم زمان با كسانى كه اين پيشگويي ها را به شهرهاى باستان كه توسط صدام حسين در حاشيه رودخانه فرات بازسازى شده است، نسبت مى‏دهند عده‏اى ديگرى معتقدند كه اين پيشگويي ها به كليساى كاتوليك روم اشاره دارند.
گرى فريزر (23) كسى كه درباره نشانه‏هاى ظهور دوم مسيح ايراد سخنرانى كرد، مى‏گويد:
«هركسی درباره آينده شديداً كنجكاو است.»
او اصرار داشت:
«نقشى كه اسرائيل و ديگر كشورها در منطقه بازى مى‏كنند، به نوعى اجراى پيشگويي هاى آخرالزمان است.»
و هشدار داد كه:
«حوادثى چون تروريسم و تشكيل اتحاديه اروپا قبلاً در كتاب مقدس پيش‏بينى شده بود.»
فريزر مى‏گويد:
«هم‏اكنون، سرتاسر جهان را بحران فرا گرفته است، اين صرف يك تضاد و درگيرى با عراق نيست، اين جنگ عليه تروريست است كه به صورت يك مبارزه جهانى درآمده است.»
او ادامه داد:
«مردم هر جايى مى‏دانند كه يك چيزى اتفاق افتاده است، خود همين دانش را از كتاب مقدس دارند. كتاب مقدس، تمام اين اتفاقات را پيشگويى كرده است.»
او معتقد است:
«مسيحيت نقش خاصى را در حادثه‏هاى هولناكى كه در بخش مكاشفات كتاب مقدس پيش‏بينى شده است، بازى خواهد كرد.»
اشخاص مشهورى كه به مسئله پيشگويى توجه زيادى نشان مى‏دادند از سرتاسر جهان در كنفرانس پيشگويى حضور چشمگيرى داشتند. يكى از اعضاى شركت كننده در اين كنفرانس كه خود يك كشيش كليسا است، مى‏گويد:
«حوادث كنونى در عراق، ويژگى ملكوتى بودن و آسمانى بودن كتاب مقدس را اثبات كرده است.»
او در ادامه مى‏گويد:
«پيام نجات و رستگارى در قسمت مكاشفات كتاب مقدس ديده مى‏شود.»
و در آخر به صراحت اعلام مى‏كند كه:
«خدا را شكر كه مسيح، پادشاه است، و بهترين چيز اين است كه ما پيروز هستيم.»

 

--------------------------------------------
پى‏نوشت:
نام اصلی مقاله: *iraq war fuels visions of armageddon end times :Apocalypse soon*
1. اصطلاحاً راست مسيحى يا مسيحيان راست‏گرا نيز ناميده مى‏شوند.
2.Biblical book
3. بازگشت دوم حضرت مسيح در آخرالزمان بعد از طى مراحلى كه در نهايت به جنگ بزرگ ختم مى‏شود از جمله اعتقادات مسيحيان بنيادگراست.
۴. Bill Broadway
۵. End time
۶. Revelation
7. Armageddon - آرماگدون كه در اصل «هارمجدو» مى‏باشد به معناى «كوه مجدّو» است، مجدّو در شمال فلسطين اشغالى در كرانه غربى رود اردن واقع شده است.
۸. Antichrist
9. ايده هزاره: هزار سال بايد طى شود تا مسيح ظهور كند.
10. Tribulation: حكومت ضد مسيح، هفت سال به طول مى‏انجامد و دوره «رنج يا آزمايش بزرگ» خوانده خواهد شد.
11.Rapture
12. Morgan strong
13. جرى فالول، كشيش بنيادگراى پروتستان و از رهبران سياسى و مبلغان راست مسيحى است.
۱۴. eschatology
15. جنگ هرمجدون يا آخرالزمان: جايى كه آخرين جنگ ميان نيروى حق (خير) و باطل (شر) قبل از روز داورى در رستاخيز به وقوع مى‏پيوندد.
16. Mark Hitchcock
۱۷. Bobjones university
18. stephen Hankins
19. «برجاى مانده» متضمن اعتقادات مسيحيان است در مورد نبردهايى كه قبل از «بازگشت دوم مسيح» به وقوع خواهد پيوست. اين كتاب تا كنون در 12 جلد انتشار يافته است و مجموعاً بيش از 50 ميليون نسخه فروش داشته است.
۲۰. Tim Lahaye
۲۱. Jerry jenkins
22. Elva Martin
۲۳. Gary Frazier

+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:52 |
هدف از تشکيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نگهباني از انقلاب و دستاوردهاي آن و کوشش در راه تحقق آرمان‏هاي الهي است. تقويت توان دفاعي جمهوري اسلامي از راه همکاري با ديگر نيروهاي مسلح و آموزش نظامي، از ديگر اهداف تشکيل اين نهاد شمرده مي‏شود و در اساس‏نامه سپاه پاسداران که به تصويب شوراي انقلاب رسيده، مبارزه قانوني با عوامل و جريان‏هايي که درصدد خراب‏کاري و براندازي نظام جمهوري اسلامي هستند يا با توسل به زور، مي‏خواهند حاکميت قوانين جمهوري اسلامي را از بين ببرند، از مأموريت‏هاي اين نهاد شمرده شده است. از ديگر وظايف اين ارگان، مي‏توان به خلع سلاح کساني که بدون مجوز قانوني، اسلحه دارند و همکاري با نيروهاي انتظامي در مواقع لزوم براي برقراري نظم و امنيت و حاکميت قانون در کشور اشاره کرد.

اگرچه سپاه براي مقابله با انواع تهديدهاي موجود، هويتي نظامي يافت ولي نظامي‏گري، در واقع يکي از جنبه‏هاي وجودي اين نهاد مقدس را تشکيل مي‏داد. پاسداري از دستاوردهاي انقلاب اسلامي در همه شئون کشور، اصلي‏ترين مأموريتي بود که از روزهاي نخست از سوي حضرت امام خميني (ره) و ديگر مسوولان کشور بر عهده سپاه گذاشته شد.

ايسنا، براي تبيين بيشتر اهداف و چرايي تشكيل اين نهاد مقدس انقلابي با عباس دوزدوزاني، از پايه گذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به گفت‌وگو پرداخته است.

وي كه پس از جواد منصوري فرمانده موقت سپاه، اولين فرمانده رسمي اين نهاد انقلابي بوده در رابطه با چرايي تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران در ارديبهشت 57 به خبرنگار تاريخ ايسنا‌ گفت: انقلاب اسلامي براي تمام جامعه ايراني داراي يك موقعيت و شان ويژه‌اي بود و همه براي حفظ آن تلاش مي‌كردند؛ كساني كه در سال‌هاي قبل و بعد از 15 خردادماه در جريان مسايل سياسي، اجتماعي و مبارزاتي قرار داشتند و در دو دهه پس از سال 42 فعاليت مي‌كردند به خوبي حركت‌ها و مقابله‌هاي رژيم طاغوت را به ياد مي‌آورند.

دوزدوزاني كه هم‌اكنون مديريت يك دبيرستان را به عهده دارد، ادامه داد: در سال‌هاي 40 و پس از رحلت آيت‌الله بروجردي كه حركت امام خميني (ره) به عنوان يك روحاني ويژه و استثنايي كه تفاوت‌هاي اساسي با روحاني‌هاي زمان خود در حوزه عليمه داشتند، عميق‌تر شد، شاهد مقابله‌هاي رژيم طاغوت با اين حركت‌ها بوديم ولي ايشان با زعامت خود در برابر رژيم پهلوي ايستادند.

دوزدوزاني خاطر نشان كرد: كساني كه از آن زمان در جريان مبارزات قرار داشتند، پس از گذشت دو دهه شاهد به ثمر رسيدن انقلاب و تحقق آرمان‌هايشان به رهبري امام خميني (ره) بودند و مشاهده كردند سلسله آرزوهايشان محقق شده است، در اين دوره به فكر حفظ و حراست از اين انقلاب افتادند؛ اين مساله از اساسي‌ترين مسايلي بود كه در ذهن كساني قرار داشت كه در جريان مبارزات شاهد تحقق آرمان خود بودند.

بايد يك بازوي نظامي محرم انقلاب به وجود مي‌آمد

وي تصريح كرد: طبيعي بود كه اين سوال در ابتداي كار مطرح بود كه چگونه مي‌توان از انقلاب حفاظت كرد؟ با توجه به شرايط و اوضاع موجود به نظر مي‌رسيد كه بايد يك بازوي نظامي محرم انقلاب به وجود آيد چون نيروهايي كه از گذشته باقي مانده بودند كفايت حفاظت از انقلاب را نمي‌كردند و شايد در بخشي از آنها اطمينان لازم وجود نداشت.

دوزدوزاني ادامه داد: بنده كه از زندانيان قبل از انقلاب بودم و تني چند از زندانيان آن دوره به دنبال آن بوديم كه اين بازوي نظامي - كه بايد اعتقادي و فكري باشد - شكل بگيرد. اين بازوي نظامي بايد در كنار نظامي‌گري ضرورت‌هاي جهان و زمان و آينده‌نگري لازم را مي‌داشت.

وي با بيان اينكه مشابه همين ديدگاه در سه جريان ديگر پس از انقلاب نيز وجود داشت اظهار كرد: جريان دولت موقت نيز با وجود تفكر خاصي كه داشت معتقد بود كه انقلاب نيازمند يك جريان نظامي و بومي براي حفاظت از خود است؛ در آن مقطع جريان‌هاي نظامي و انتظامي موجود نمي‌توانستند به تنهايي موفق باشند.

دوزدوزاني تصريح كرد: در آن مقطع جرياني تازه از مجموع مبارزان قبل از انقلاب تشكيل شده بود كه به دلايل متعدد با يكديگر هماهنگ شده بودند و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي آن روزها را تشكيل دادند؛ اين جريان، جرياني ديگر بود كه به دنبال شكل‌گيري چنين بازوي نظامي بود.

وي افزود: در آن مقطع نيز جريان ديگري تحت رهبري شهيد محمد منتظري و دو افسر شايسته و نخبه يعني شهيد نامجو و كلاهدوز شكل گرفت كه آنها با دوستانشان به شهيد منتظري متصل شده بودند و ايشان سادجا را تشكيل داده بود و فعاليت اين گروه را سازمان‌دهي كرده بود.

دوزدوزاني با تاكيد براينكه ارتباط تنگاتنگ عناصر اين چهار جريان توانست سپاه را تشكيل دهد گفت: در آن مقطع يك شوراي 12 نفره از اين چهار جريان تشكيل شده بود كه از طرف سادجا شهيدان منتظري، نامجو و كلاهدوز از طرف سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي شهيد بروجردي، آقاي محسن رضايي، محسن سازگارا و گاهي الويري از طرف دولت موقت آقاي رفيق دوست، آقاي دانش‌جعفري و دكتر افروز و از طرف زندانيان سياسي قبل از انقلاب آقاي جواد منصوري، ابوشريف، بنده و برخي مواقع ابراهيم محمدزاده و همچنين از طرف شوراي انقلاب آقاي موسوي اردبيلي و گاهي آقاي هاشمي رفسنجاني در جلسات شركت مي‌كردند كه در اين جلسات درباره تشكيل اين بازوي نظامي بحث و گفت‌وگوي بسياري صورت گرفت.

وي تصريح كرد: حضور نمايندگاني از سوي شوراي انقلاب در جلسات اين هسته‌ي 12 نفره نشان‌دهنده اين بود كه هم اين جريان‌ها جا افتاده‌اند و هم با توجه به ارتباطشان با شوراي انقلاب حمايت اين شورا را كسب كرده‌اند؛ البته در ابتداي كار طبيعي بود كه هر جرياني نظرات خود را اهميت مي‌داد ولي آرام آرام پس از چندين جلسه ديدگاه‌ها به يكديگر نزديك‌تر شد و اين شوراي 12 نفره به وحدت رسيدند؛ شايد در بدنه هر تشكيلاتي ديدگاهي مطرح مي‌شد ولي در اصل مشكلي وجود نداشت.

دوزدوزاني ادامه داد: در آخرين روز فروردين سال 58 كه امام خميني (ره)‌ در قم به سر مي‌بردند، اعضاي اين شوراي 12 نفره به اين نتيجه رسيدند تا براي كسب تكليف از امام (ره) خدمت ايشان برسند و نتيجه تصميمات خود را به ايشان برسانند به همين جهت اين شورا تصميم گرفت تا بنده و آقايان محسن رضايي و رفيق‌دوست خدمت امام (ره) برسيم.

وي افزود: ما امام خميني (ره) را در اتاقي كه ايشان تفسير سوره حمد مي‌فرمودند ملاقات كرديم؛ در آن ديدار امام (ره) رو به ما فرمودند "مساله‌اي كه دنبال مي‌كرديد چه شد؟" من گفتم "تقريبا به نتيجه رسيده‌ايم ولي هنوز دولت موقت به ويژه آقاي يزدي معتقدند كه بايد سپاه را دولت تشكيل دهد". امام (ره) هم اين مساله را نفي كردند و فرمودند برويد سپاه را تشكيل دهيد و ما اين فرموده امام (ره)‌ را فرمان دانستيم.

دوزدوزاني خاطر نشان كرد: ما با شور و شعف به تهران بازگشتيم و در جلسه شوراي 12 نفره، سخنان امام (ره) را به دوستان اعلام كرديم؛ در آن جلسه نيز دوستان به بنده ماموريت دادند تا بيانيه تشكيل سپاه پاسداران انقلابي را بنويسم و در روز دوم ارديبهشت 58 اين بيانيه در روزنامه اطلاعات به چاپ رسيد؛ ما در آن بيانيه ضرورت، اهداف و وظايف سپاه را شرح داده بوديم.

تشكيل سپاه موجب تقويت ساير نيروهاي نظامي شد

وي با تاكيد بر اينكه تشكيل سپاه موجب تقويت ساير نيروهاي نظامي شد اظهار كرد: در آن مقطع پس از تشكيل سپاه برخي از جريان‌ها كه قابل اعتماد نبودند و ضعف‌هايي هم داشتند تقويت مي‌شدند؛ در آن روز به فراخور حال "سپاه" تشكيل شد تا رفع نگراني كند و در پي آن ارتش نيز تقويت شد؛ با وجود آنكه جنگ مساله خوبي نيست ولي ضرورت تشكيل سپاه در مقطع جنگ به خوبي مشاهده شد.

از همان ابتدا ارتش و سپاه مانند دو بردار بودند

دوزدوزاني با اشاره به اينكه نسبت به تشكيل سپاه هيچ مخالفت كلي و عمومي وجود نداشت خاطر نشان كرد: از همان ابتدا ارتش و سپاه مانند دو بردار بودند و برخي مخالفت‌ها مانع تشكيل سپاه نمي‌شد؛ از سوي ديگر اين مساله كه تلاش مي‌شد تا مديريت در سپاه مديريتي معنوي، اخلاقي و داراي جنبه‌هاي سياسي و نظامي باشد، موجب مي‌شد تا مخالفتي با تشكيل اين بازوي نظامي وجود نداشته باشد.

وي با بيان اين‌كه از اولين اولويت‌هاي تشكيل سپاه، تعيين فرمانده آن بود تصريح كرد: در ابتدا دوستان تصميم گرفتند آقاي جواد منصوري را به طور موقت و به مدت 6 ماه فرمانده سپاه كنند ولي پس از گذشت چندي، اشاره دوستان به بنده شد تا من فرماندهي سپاه را بپذيرم. من نيز در ابتدا فكر مي‌كردم پذيرش اين مسووليت كار درستي نباشد لذا مدتي آن را نپذيرفتم؛ تا اينكه گفته شد امام (ره) فرموده‌اند كه فلاني تكليف شرعي دارد و بايد بپذيرد و بنده هم اين مسووليت را پذيرفتم.

دوزدوزاني تصريح كرد: با وجود آنكه دوران مسووليت بنده طولاني نبود ولي از حساسيت بالايي برخوردار بود؛ در آن مقطع كودتاي نوژه، تسخير سفارت آمريكا، مساله طبس و همچنين حضور برخي جريان‌ها در كشور و تحركات آنها حساسيت شرايط را بالا برده بود ولي در دوران مسووليت بنده اين مسايل به بهترين نحو و با كمترين خسارات حل شد. وجود چنين اتفاقاتي مستلزم اين بود كه بنده و رييس ستاد كه شهيد كلاهدوز بودند در تمام صحنه‌ها حضور داشته باشيم كه اين گونه بود.

بني‌صدر مخالف سرسخت سپاه در آن مقطع بود

وي با اشاره به اينكه بني‌صدر مخالف سرسخت سپاه در آن مقطع بود به ايسنا گفت: بني‌صدر تصور مي‌كرد اگر با سپاه مخالفت كند مي‌تواند در ميان ارتشيان موقعيت كسب كند و تكيه به ارتش موقعيت بيشتري را براي او فراهم مي‌كند تا شايد در آينده به اهداف خود به ويژه مخالفت با اساس انقلاب بپردازد؛ البته در آن مقطع ما وضعيت ذهني او را شناخته بوديم و در شوراي امنيت ملي كه رياست آن بر عهده بني صدر بود حضور داشتيم؛ بنده در آن جلسات موضع انقلاب را به عنوان فرمانده سپاه مطرح مي‌كردم كه اين موضع‌گيري‌ها به مرور زمان مخالف سرسختانه بني‌صدر را با بنده برانگيخت.

دوزدوزاني گفت: از طرف ديگر بني‌صدر فكر مي‌كرد مي‌تواند با نزديك شدن به ابوشريف به هدف خود برسد و من را كنار بگذارد و وي را فرمانده سپاه كند ولي من از سال‌هاي قبل ابوشريف را مي‌شناختم و مي‌دانستم قدرت ايمان، صفا و معنويت وي به او اجازه نخواهد داد كه بگذارد تا بني‌صدر از او سوءاستفاده كند.

وي خاطر نشان كرد: بني‌صدر براي آنكه فرماندهي مرا زير سوال ببرد در پادگان خليج، جلسه‌اي تشكيل داد و تمام فرماندهان سپاه در سراسر كشور را فراخواند كه حدود 130 فرمانده در اين جلسه شركت كردند. بني‌صدر مي‌خواست در اين جلسه با يك رفراندوم، مرا كنار بگذارد ولي پس از راي‌گيري از اين 130 نفر، 100 نفر به من راي دادند كه باقي بمانم، 20 نفر راي ممتنع دادند و 10 نفر با من مخالفت كردند كه اين مساله باعث شد تا وي با بدنه سپاه هم كينه‌ورزي كند.

دوزدوزاني ادامه داد: تمام اين مسايل به حضرت امام خميني (ره) گزارش مي‌شد، به همين جهت بني‌صدر با ما مخالفت سرسختانه‌اي مي‌كرد؛ در آن مقطع در جلسه‌اي كه با حضور اينجانب، شهيد كلاهدوز، ابوشريف و بني‌صدر تشكيل شده بود، بحث و گفت‌وگوي فراواني انجام داديم؛ در آن جلسه ابوشريف گفت "بر اساس آيه‌اي از قرآن كريم كساني كه توان جسمي و علمي بيشتري دارند بايد در راس قرار بگيرند" و گفتن اين مطلب باعث شد تا بني‌صدر نيز نسبت به ما جبهه‌گيري كند اما آنها مي‌دانستند كه مساله فرماندهي ضرورت‌هاي ديگري دارد. پس از اين مطلب من به ابوشريف گفتم "اگر من مسووليت را بپذيرم و كنار بروم، فرمانده شما بني‌صدر مي‌شود. آيا بني‌صدر اين دو ويژگي كه گفتيد را دارد؟" پس از اين مطلب بنده در دو خط استعفاي خود را نوشتم و شهيد كلاهدوز نيز زير همان استعفاي خود را نوشت.

دوزدوزاني گفت: در دوره فرماندهي من يك فرماندهي كاريزماتيك حاكم بود، هيچ كس به دنبال دنيا به سپاه نيامده بود. در سال 59 كه تصميم گرفتيم به نيروهاي خود حقوق بدهيم آنها حقوقشان را نمي‌پذيرفتند و كسر شان مي‌دانستند و مي‌گفتند ما براي دنيا به سپاه نيامديم.

وي با بيان اينكه در آن مقطع توجه به مسايل نظامي به دليل شرايط حساس امري ضروري بود اظهار كرد: در تهران هنوز گروهك‌هاي ضد انقلاب فعال بودند و در شب ما شاهد تيراندازي‌هاي هوايي بوديم. گروه‌هاي چماقدار نيز ناامني ايجاد مي‌كردند. اطراف كشور هم گروه‌هايي تشكيل مي‌شدند كه مذاكره با آنها گاهي به نتيجه نمي‌رسيد و نيازمند قوه قهريه بود. به‌همين جهت تشكيل سپاه با رويكردي نظامي امري ضروري به نظر مي‌رسيد.

انقلاب ما انقلابي زودرس بود

دوزدوزاني با تاكيد بر اين كه هدف ما حفظ انقلاب به عنوان دستاوردي بزرگ بود تصريح كرد: به نظر من انقلاب ما انقلابي زودرس بود. چون جامعه در بهمن 57 هنوز براي انقلابي به اين بزرگي تربيت نشده بود. رهبر انقلاب يك رهبري مذهبي و جامع الشرايط بود. ايشان شخصيتي ويژه داشتند و اسم و سخنانشان حركت دهنده بود ولي به نظر مي‌رسيد جامعه براي چنين انقلاب بزرگي تربيت نشده و آمادگي از بين بردن يك جريان دو هزار و پانصد ساله را نداشت.

وي ادامه داد: امروز هم نواقصي كه ديده مي‌شود به اين دليل است كه هنوز جامعه ما كه داعيه اسلامي‌گري دارد، آب و رنگ اسلاميت نگرفته است. شريعتي در يكي از سخنراني‌هاي خود در حسينيه ارشاد گفت "هر پنجره‌اي را كه باز مي‌كنيد صداي حسين حسين مي‌آيد، وقتي مي‌پرسيم اين حسين كيست؟ هيچ كس پاسخي به ما نمي‌گويد. اسلاميت، تشيع و حسيني بودن به اين شيوه هيچ مشكلي را حل نخواهد كرد".

دوزدوزاني با تاكيد بر اينكه جواناني كه در آن مقطع وارد سپاه مي‌شدند روحيه‌اي نظامي - معنوي داشتند و اطلاعات سياسي قوي و بالايي پيدا مي‌كردند به خبرنگار تاريخ ايسنا گفت: در آن مقطع جواناني متخصص تربيت مي‌شدند و ما در آن مقطع به درستي وارد مسايل شديم.

بعد مذهبي، فكري، اعتقادي و سياسي در شكل‌گيري سپاه مدنظر بود

وي با اشاره به اينكه بعد مذهبي، فكري و اعتقادي و سياسي در شكل‌گيري سپاه مدنظر بود خاطرنشان كرد: در دوره‌هاي دو هفته‌اي آموزش سپاه در آن مقطع آنقدر خوب عمل مي‌شد كه شهيد نامجو كه مسوول دانشگاه افسري ارتش بود از ما خواست تا نيروهايي كه مي‌خواهند وارد اين دانشگاه شوند، در ابتدا دو هفته در اين كلاس‌ها دوره ببينند و پس از آن وارد پادگان شوند. اين نشان‌دهنده كار فكري، اعتقادي و نظامي بود كه در آن مقطع مدنظر ما قرار داشت.
+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:36 |

خادمان مهدی (عج) جلوه های زیبای پیوند امام خمینی با مولا و مقتدای خود حضرت مهدی(عج) را می توان در جای جای سخنانش ردیابی کرد که چند نمونه از آن در نوشتار کوتاه زیر می آید.

باجرات تمام می توان گفت که انقلاب اسلامی ایران با عنایات غیبی و امدادهای خداوند متعال و توجه خاص حضرت بقیه الله به ثمرنشست و همانگونه که امام عزیزمان از ان تعبیر به انفجار نور کردند جلوه های نورانی معنویت در این انقلاب سراسر این مملکت را فرا گرفت و هیچ قدرتی نتوانست در این عزم برخواسته از حول و قدرت الهی رخنه ای ایجاد کند و عاقبت یک حکومت اسلامی و مطلوب الهی را در این سرزمین ایجاد نمود. این همان وعده قران مجید است که می فرماید : "ان ینصرکم الله فلا غالب لکم " اگر خداوند شمارا یاری کند هیچ کس نمی تواند برشما غالب شود.

حضرت امام (ره) از ابتدای قیام خویش تا انتهای ان همیشه از ساحت مقدس ولی عصر استعانت می جست و در یک کلام می توان او را شاگرد واقعی مکتب اهل بیت (ع) و پیرو راستین عقیده مهدویت نامید. کسی که عمر خود را دربسط وگسترش این فرهنگ ناب الهی سپری نمود.

جلوه های زیبای پیوند حضرت امام با مولا و مقتدای خود حضرت مهدی را می توان در جای جای سخنانش ردیابی کرد که چند نمونه از آن در نوشتار کوتاه زیر می آید.

1. لحظه شماری برای ایام ظهور و فرج:
انتظار بزرگترین عبادتی که شیعیان درایام غیبت امام عصر می توانند انجام می دهند و این انتظار در معنای درست آن یعنی استفاده از تمام ظرفیت های موجود درزمینه های فرهنگی اقتصادی سیاسی ونظامی و ایجاد آمادگی لازم برای آن ایام درخشان و. درسایه چنین انتظار مثبتی است که تمامی رفتار و اعمال مسلمین اصلاح می گردد.

حضرت علی (ع) دراین باره می فرمایند: "انتظرو الفرج ولا تیاسوا من روح الله فان احب الاعمال الی الله عزوجل انتظار الفرج" منتظر ظهور باشید واز رحمت خداوند ناامید نشوید زیرا بزرگترین اعمال درنزد خداوند متعال انتظار فرج می باشد.

امام خمینی با تمام وجودشان از ایام ظهور یاد می کردند وعشق واقعی مسلمانان رادرآن زمان معرفی می کردند و این انقلاب را مقدمه ای برای ظهور حضرت مهدی می دانستند و در بیشتر سخنان خود برای ظهور آن حضرت دعا می نمودند.


2. مملکت ایران سربازان حضرت مهدی (عج):

ایده اساسی حضرت امام این بود که این سرزمین اسلامی را تبدیل به یک کانون اصلی برای ترویج فرهنگ اسلام ناب و مکتب اهل بیت (ع)نماید ودراین کار خود به آحاد مردم چنین می فرمودند که خود را درحقیقت یاران حضرت مهدی بدانند وچه فضیلتی بالاتر از اینکه انسان بتواند حتی درایام غیبت آن حضرت درزمره ی اصحاب او قرار گیرد ودوشادوش آن بزرگوار اهداف دینی و اسلامی را برجهان سیطره دهد . امام کاظم (ع) دروصف یاران ودوستان واقعی حضرت مهدی وقرب منزلت آنان درنزد خداوند متعال چنین می فرمایند : "خوش به حال ان دسته از شیعیانی که درغیبت امام قائم چنگ به دوستی ما میزنند وبر محبت ما ثابت می مانند واز دشمنان ما بیزاری می جویند .آنها ازما وما از انها هستیم آنها به ما امامان دل بسته اند وما نیز انها را شیعیان خود می دانیم واز آنها خوشنود می باشیم خوشا به حال انها .به خدا قسم انها درروز قیامت دردرجه ی ما خواهند بود ".

به راستی تمامی این صفات در شخص حضرت امام جمع شده بود ایشان خود و این ملت اسلامی را یکی از لشگرهای امام زمان محسوب می کرد چنانچه امام عزیزمان فرمودند: "شما امروز قوای نظامی مملکت اسلامی هستید ورهبر ومقتدای همه شما وما وجود مقدس بقیه ا... میباشد باید ما وشما طوری رفتار کنیم که رضایت ان بزرگوار را که همان رضایت خداست به دست آوریم".

3. امام زمان پشتوانه عظیم ایران اسلامی:
بی شک وجود اقدس حضرت مهدی (عج) هیچگاه ازاوضاع و احوال شیعیان ودوستانش غافل نمی باشد و با علم الهی خویش بر ریز و درشت امورات انان آگاهی دارد واحاطه ی کامل بر وضعیت جهان دارند وحضرت امام (ره)برچنین حقیقتی تاکید داشت ومطمئن بود که هیچگاه سایه پرفیض آن حضرت ازچنین جامعه ای جدا نمی شود وهمیشه آن حضرت یار و مددکار آنان خواهد بود چنان چه نمونه عینی آن را در شکست حکومت چندین هزار ساله شاهنشاهی وهمچنین هشت سال دفاع مقدس مشاهده نمودیم جنگی که میان دو کشور نبود وپای تمامی کشورهای استعمارگر ودین ستیز بویژه امریکا واسرائیل ودول مستکبر غربی در میان بود .ودیدیم که چطور در تمامی این دوران به لطف وعنایت حضرت مهدی مایوس وسرشکسته گردیدند.حضرت امام (ره)می دانست که اگر با اعتقاد کامل وعزمی راسخ ازدین الهی دفاع کنیم امدادهای غیبی الهی ووعده های تخلف ناپذیر او محقق خواهد شد . حضرت مهدی در یکی از توضیحاتی که به شیخ مفید صادر فرمودند ازحمایت خود ولطفش به شیعیان ودوستانش خبری می دهد وچنین می فرمایند:"مااگر چه درمکان های دور از ظالمان به سر می بریم ولی خداوند متعال صلاح ما وشیعیان مارا مادام که دنیا دردست فاسقان است چنین خواسته است . مابه ماجرای زندگی شما کاملا مسلط هستیم واز اخبار و آزاری که ازطرف دشمنان به شما می رسد باخبریم .ولی ما شما را فراموش نمی کنیم و توجه کامل به شما داریم وگرنه سخت در فشار قرار می گرفتید ویادشمن شما را نابود می کرد تقوا وپرهیزگاری را پیشه خود قرار دهید ..."

امام خمینی از توجه ان حضرت به ملت ایران چنین پرده بر میدارد: "خداوند شما وما را در محضر مبارک امام زمان آبرو مند کند ...شما غم نداشته باشید که پشتیبان شما خداست وامام عصر به تمامی این امور واقف هستند .خداوند انشا ا...به ملت اسلام درسراسر دنیا وبه ملت ایران قدرتی عنایت کند که بتوانیم مقاصد الهی را پیدا بنماییم..."

پی نوشت ها:
1-قرآن کریم-آل عمران -160.
2-بحار الانوار-ج52-ص122.
3-صحیفه امام (ره)-ج12-ص475.
4-بحارالانوار-ج51-ص151.
5-صحیفه امام (ره)ج14-ص140.
6-بحارالانوار-ج53-ص147.
7-صحیفه امام (ره)-ج12-ص479.
کد مطلب: 3514
مرجع : آینده روشن
+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:28 |
GPS چیست و چگونه کار می کند؟ چاپ ايميل
رفتن به
GPS چیست و چگونه کار می کند؟
ماهواره‌های جی پی اس
جی‌پی‌اس چگونه کار می‌کند
روش تعيين موقعيت توسط GPS
روش محاسبه مسافت ازماهواره
مزاياي سيستم GPS
روش محاسبه مسافت ازماهواره
انواع گیرنده‌های جی‌پی‌اس
اصول كارگيري GPS
كاربردهای GPS چیست؟

جی‌پی‌اس یا سیستم موقعیت‌یاب جهانی (Global Positioning Systems)، یک سیستم راهبری و مسیریابی ماهواره‌ای است که از شبکه‌ای با حداقل ۲۴ ماهواره تشکیل شده است. این ماهواره‌ها به سفارش وزارت دفاع ایالات متحده ساخته و در مدار زمین قرار داده شده‌اند. جی‌پی‌اس در ابتدا برای مصارف نظامی تهیه شد ولی از سال ۱۹۸۰ استفاده عمومی آن آزاد و آغاز شد.

خدمات این مجموعه در هر شرایط آب و هوایی و در هر نقطه از کره زمین در تمام شبانه‌روز در دسترس است و استفاده از آن رایگان است.

علاوه بر جی‌پی‌اس، دو سیستم کمابیش مشابه دیگر نیز وجود دارد: سیستم گلوناس که دولت شوروی ساخته و اکنون به‌دست کشور روسیه اداره می‌شود و سیستم گالیله که کشورهای اروپائی آن را برای وابسته نبودن به سیستم آمریکائی جی‌پی‌اس ساخته اند.

قطب نماهایی که با نیروی مغناطیسی زمین جهت یابی می‌‌کنند، به تدریج جای خود را به گیرنده‌های جی‌پی‌اس خواهند داد؛ جی‌پی‌اس، سامانه‌ای است که به کمک گروهی از ماهواره‌ها جهت یابی می‌‌کند. ماهواره‌هایی که هرکدام در مدارهای خود به دور زمین در گردشند؛ این ماهواره‌ها با ایستگاه‌های ویژه‌ای بر روی زمین در تماس اند و همواره موقعیت آن‌ها در فضا مشخص است. دستگاه گیرندهٔ جی‌پی‌اس شما، با ارتباط با تعدادی از این ماهواره ها، فاصلهٔ شمارا تا آن‌ها تعین می‌‌کند و سپس موقعیت دقیق شما روی زمین بدست می‌‌آید.

در واقع اساس کار این سامانه، فرستادن سیگنال‌های رادیویی با فرکانس بالا و به طور پیوسته است که زمان و مکان ماهواره را نسبت به زمین مشخص می‌‌کند و یک گیرندهٔ جی‌پی‌اس روی زمین، با گرفتن این اطلاعات از سه ماهواره یا بیشتر، آن‌ها را پردازش می‌‌کند و موقعیت کاربر را در هر نقطهٔ زمین، در هر ساعتی از شبانه روز و در هر وضعیت آب و هوایی به او نشان می‌‌دهد.

با چندین اندازه گیری متعدد، گیرنده به محاسبهٔ سرعت، مدت زمان سفر، فاصلهٔ شما تا مقصد، مختصات جغرافیایی (طول و عرض جغرافیایی و ارتفاع از سطح دریا)، زمان طلوع و غروب خورشید و ماه (در تقویم نجومی)، تعداد ماهواره ها، زمان محلی و ... می‌‌پردازد و آن را در اختیار کاربر قرار می‌‌دهد. به طور میانگین، هشت ماهواره از 24 ماهواره، در اطراف هر نقطه از کرهٔ خاکی که باشید در آسمان گشت می‌‌زنند.

هرچه گیرندهٔ شما به ماهواره‌های بیشتری وصل شود، اطلاعات دقیق تری را برای شما محاسبه می‌‌کند. جی‌پی‌اس، در ابتدا تنها استفادهٔ نظامی داشته است، ولی از سال 1980 به بعد تصمیم گرفته شد تا از آن در فعالیت‌های غیر نظامی هم استفاده شود ؛ تا جایی که امروزه حتی در ماهی گیری و شکار هم مورد استفاده قرار می‌‌گیرد. این ماهواره‌ها به سفارش وزارت دفاع ایالات متحده ساخته و در مدار زمین قرار داده شده‌اند.

سيستم تعيين موقعيت جهاني GPS متشكل از 24 ماهواره است كه درارتفاع 20000 كيلومتري ازسطح زمين قراردارند ودر 6 مدار كه هرمدار 4 ماهواره قرارداد وبا زاويه ميل 55 درجه وپر يود ساعتي 12 ساعته درگردشند .

هرماهوارهGPS دوموج با دو فركانس درباند امواج الكترومغناطيسي (L1, L2 ) ارسال مي كند موج L1 با فركانس1575 MHZ  و موج L2 با فركانس1227 MHZ  مي باشد.

+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:21 |

 

آخرین خبر:  نقشه جدید GPS تهران و ایران با 14000 تغییر نسبت به نقشه قبلی به فروشگاه اضافه شد.  این تغییرات شامل اصلاح هندسی معابر - افزوده شدن معابر جدید و حذف معابری است که دیگر وجود ندارند. برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید

GPS چیست ؟
سیستم موقعیت یاب جهانی (
Global Positioning Systems)، یک سیستم راهبری و مسیریابی ماهواره ای است که از شبکه ای با 24 ماهواره تشکیل شده است. این ماهواره ها به سفارش وزارت دفاع ایالات متحده ساخته و در مدار قرار داده شده اند. این سیستم در ابتدا برای مصارف نظامی تهیه شد ولی از سال 1980 استفاده عمومی آن آزاد و آغاز شد.

خدمات این مجموعه در هر شرایط آب و هوایی و در هر نقطه از کره زمین در تمام ساعت شبانه روز در دسترس است. پدید آورندگان این سیستم، هیچ حق اشتراکی برای کاربران در نظر نگرفته اند و استفاده از آن رایگان است.

هر چه نقشه های منطقه ای که در حافظه گیرنده بارگذاری می شود دقیق تر باشد، سرویسهایی که از GPS می توان دریافت داشت نیز ارتقا می یابد. برای مثال، می توان از GPS مسیر نزدیکترین پمپ بنزین، تعمیرگاه و یا ایستگاه قطار را سوال نمود و مسیر پیشنهادی را دنبال کرد. دقت مکان یابی این سیستم در حد چند متر می باشد، که بسته به کیفیت گیرنده تغییر می کند.

هر کس که بخواهد بداند کجاست و به کجا می رود به این سیستم نیازمند است، با توجه به نزول شدید بهای گیرنده های این سیستم، و افزایش امکانات آنها، این تکنولوژی در آینده نزدیک بیش از پیش در اختیار همگان قرار خواهد گرفت.

از سیستم موقعیت یابی جهانی می توان در کارهایی چون نقشه برداری و مساحی، پروژه های عمرانی، کوهنوردی، برف نوردی ، صحرانوردی ،  شکار،  کایت سواری، سفر در مناطق ناشناخته، اتومبیلرانی ، کشتیرانی و قایقرانی، عملیات نجات هنگام وقوع سیل و  زمین لرزه و هر فعالیت دیگر که نیازمند محل یابی باشد، بهره برد.


فروشگاه GPS


نقشه و نرم افزار

+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:19 |
همه چيز درباره ي سيستم هاي GPS



سيستم مكان ياب جهاني (Global Positioning Systems) يا GPS يك سيستم راهبري و مسيريابي ماهواره اي است كه از شبكه اي با ۲۴ ماهواره ساخته شده است.

به گزارش بخش آموزش شبكه فن آوري اطلاعات ايران ، از خبرگزاری موج، اين ماهواره ها به سفارش وزارت دفاع ايالات متحده ساخته و در مدار قرار داده شده است . اين سيستم در ابتدا براي مصارف نظامي تهيه شد ولي از سال ۱۹۸۰ استفاده ي همگاني از آن آزاد و آغاز شد.
خدمات اين مجموعه در هر شرايط آب و هوايي و در هر نقطه از كره ي زمين در تمام ساعت شبانه روز در دسترس است. پديد آوردنگان اين سيستم، هيچ حق اشتراكي براي كاربران در نظر نگرفته اند و استفاده از آن كاملا رايگان ميباشد.
GPS چگونه كار مي كند؟
ماهواره هاي اين سيستم، در مداراتي دقيق هر روز ۲ بار بدور زمين مي گردند و اطلاعاتي را به زمين مخابره مي كنند. گيرنده هاي GPS اين اطلاعات را دريافت كرده و با انجام محاسبات هندسي، محل دقيق گيرنده را روي كره ي زمين محاسبه مي كنند.
در واقع گيرنده زمان فرستاده سيگنال توسط ماهواره را با زمان دريافت آن مقايسه مي كند. از اختلاف اين دو زمان فاصله گيرنده از ماهواره تعيين مي گردد. حال اين عمل را با داده هاي دريافتي از چند ماهواره ديگر تكرار مي كند و بدين ترتيب محل دقيق گيرنده را با اختلافي ناچيز در ميبابد.
گيرنده به دريافت اطلاعات همزمان از حداقل ۳ ماهواره براي محاسبه ۲ بعدي و يافتن طول و عرض جغرافيايي، و همچنين دريافت اطلاعات حداقل ۴ ماهواره براي يافتن مختصات سه بعدي نيازمند است.
با ادامه ي دريافت اطلاعات از ماهواره ها گيرنده اقدام به محاسبه سرعت، جهت، مسيرپيموده شده، فواصل طي شده، فاصله باقي مانده تا مقصد، زمان طلوع و غروب خورشيد و بسياري اطاعات مفيد ديگر مي نمايد.
ماهواره هاي سيستم
۲۴ ماهواره ي GPS در مدارهايي بفاصله ۳۶۶۰۰ كيلومتري از سطح دريا گردش مي كنند. هر ماهواره دقيقا طي ۱۲ ساعت با سرعت ۱۱ هزار كيلومتر بر ساعت يك دور كامل بدور زمين مي گردد.
اين ماهواره ها نيروي خود را از خورشيد تامين مي كنند ولي باتري هايي نيز براي زمانهاي خورشيد گرفتگي و يا مواقعي كه در سايه ي زمين حركت مي كنند بهمراه دارند. راكتهاي كوچكي نيز ماهواره ها را در مسير درست نگاه مي دارند. به اين ماهواره ها NAVSTAR نيز گفته مي شود.
در اينجا به برخي مشخصه هاي جالب اين سيستم اشاره مي كنيم:
• اولين ماهواره GPS در سال ۱۹۷۸ در مدار زمين قرار گرفت.
• در سال ۱۹۹۴ شبكه ۲۴ عددي NAVSTAR تكميل شد.
• عمر هر ماهواره حدود ۱۰ سال است كه پس از آن جايگزين مي گردد.
• هر ماهواره حدود ۲۰۰۰ پاوند وزن دارد و درازاي باتري هاي خورشيدي آن ۵.۵ متر است.
• انرژي مصرفي هر ماهواره، كمتر از ۵۰ وات ميباشد.
گيرنده ي GPS
بسته به نوع مصرف و بودجه مي توانيد از گستره ي زيادي از گيرنده هاي GPS بهره ببريد. همچنين، بايد از در دسترس بودن نقشه ي مناسب و بروز (up-to-date) براي منطقه ي مورد استفاده تان، اطمينان حاصل كنيد.
امروزه بهاي گيرنده هاي GPS بطور چشمگيري كاهش پيدا كرده و هم اكنون در اروپا با بهايي برابر با يك گوشي متوسط موبايل نيز مي توان گيرنده GPS تهيه كرد.
امروزه در كشورهاي توسعه يافته از اين سيستم جهت كمك به راهبري خودرو، كشتي و انواع وسايل نقليه ي ديگر بهره گيري مي شود.
هر چه نقشه هاي منطقه اي كه در حافظه گيرنده بارگذاري مي شود دقيق تر باشد، سرويسهايي كه از GPS مي توان دريافت داشت نيز بهتر ميشود.
براي نمونه مي توان از GPS مسير نزديكنرين پمپ بنزين، تعميرگاه و يا ايستگاه قطار را پرسيد و مسير پيشنهادي را دنبال كرد. دقت مكانيابي اين سيستم در حد چند متر است كه بسته به كيفيت گيرنده تغيير مي كند.
از سيستم مكان ياب جهاني مي توان در كارههايي چون نقشه برداري و مساحي، پروژه هاي عمراني، كوهنوردي، كايت سواري، سفر در مناطق ناشناخته، كشتي راني و قايقراني، عمليات نجات هنگام وقوع سيل و زمينلرزه و هر فعاليت ديگر كه نيازمند محل يابي باشد، بهره برد.

+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:14 |

راهنمای طراحی قالب وبلاگ و کدهای بلاگفا

کاربران بلاگفا این توانایی را دارند که علاوه بر امکان انتخاب قالب وبلاگ خود  از فهرست قالبهای آماده در بلاگفا ، بر اساس سلیقه و نیاز خود شکل و قالب وبلاگ خود را تغییر دهند و یا قالب جدیدی برای وبلاگ خود طراحی کنند.
معمولا قالبهای وبلاگ مجموعه ای  از کدهای
HTML و بلاکها و کدهای مخصوصی هست که جایگاه عناصر مختلف وبلاگ مانند ایمیل، نام نویسنده یا نام وبلاگ را مشخص میکنند.هنگام مشاهده وبلاگ،خوانندگان به جای کدهای وبلاگ مقدار واقعی آنها (مثلا نام نویسنده) را خواهند دید.
تگها و کدهایی که بلاگفا آنها را پشتیبانی میکند به شرح زیر میباشد.

کدهای عمومی
این تگها را میتوانید در هر جایی از کد
HTML قالب قرار دهید. توجه داشته باشید که بلاگفا نسبت به کوچکی و بزرگی حروف انگلیسی حساس است و بنابراین هنگام استفاده از آنها در نحوه تایپ آنها دقت کنید.
 

توضیح

کد

کد معرفی کننده نام کاربری وبلاگ. بطور مثال اگر آدرس وبلاگ demo.blogfa.com باشد ، نام کاربری آن demo میباشد.

<-BlogId->

آدرس اینترنتی وبلاگ .مانند http://demo.blogfa.com

<-BlogUrl->

نام صفحه نمایش دهنده محتوای XML وبلاگ که بصورت RSS میباشد.
مانند rss.aspx

<-BlogXmlLink->

نام مدیر و نویسنده اصلی وبلاگ . مانند علیرضا

<-BlogAuthor->

آدرس ایمیل نویسنده وبلاگ . توجه کنید که این با آدرس ایمیل خصوصی نویسنده وبلاگ متفاوت هست. مانند demo@yahoo.com

<-BlogEmail->

توضیحات وبلاگ که معمولا معرفی کننده نویسنده و یا نوع مطالب وبلاگ است.

<-BlogDescription->

عنوان وبلاگ . مانند وبلاگ آزمایشی

<-BlogTitle->

نام صفحه آرشیو وبلاگ. مانند archive.aspx

<-BlogArchiveLink->

فاصله زمانی از وقت گرینویچ. یکی از کاربردهای تنظیم تاریخ و زمان درج نظرات خوانندگان است

<-BlogTimeZone->

کدهای HTML و اسکریپتهای خاص کاربر مانند اسکریپت ابزارهای آمار بازدیدکننده که در بخش تنظیمات وبلاگ وارد شده است

<-BlogCustomHtml->


بلاک <
BLOGFA>
بلاکها میتوانند شامل مجموعه از کدهای عمومی یا اختصاصی همان بلاک باشند.  بلاک <
BLOGFA> تعیین کننده جایگاه و نحوه نمایش مطالب وبلاگ است.این بلاک توسط کد <BLOGFA> شروع و توسط کد پایان می یابد.کدهای که تنها در این بلاک قابل استفاده هستند به شرح زیر میباشد.
 

توضیح کدهای استفاده شده در بلاک BLOGFA

کد

عنوان مطلب ارسال شده

<-PostTitle->

متن کامل مطلب ارسال شده

<-PostContent->

تاریخ ارسال یا تنظیم مطلب ( شکل و شیوه نمایش تاریخ در تنظیمات وبلاگ قابل تغییر است)

<-PostDate->

زمان ارسال یا تنظیم مطلب ( شکل و شیوه نمایش زمان در تنظیمات وبلاگ قابل تغییر است)

<-PostTime->

شماره شناسایی و مشخص هر مطلب

<-PostId->

نام صفحه (لینک) هر مطلب که شامل اسم صفحه آرشیو ماه یا هفته و شماره شناسایی مطلب میباشد.

<-PostLink->

کد یا شماره موضوع مطلب ارسال شده

<-PostCategoryId->>

عنوان موضوع  مطلب ارسال شده

<-PostCategory->

کد یا شماره نویسنده مطلب ارسال شده

<-PostAuthorId->

عنوان نویسنده مطلب ارسال شده

<-PostAuthor->

ایمیل نویسنده مطلب ارسال شده

<-PostAuthorEmail->

لینک به صفحه آخرین مطالب نوشته شده توسط نویسنده مطلب

<-PostAuthorLink->

بلاک <BlogComment>
این بلاک مشخص کننده شیوه نمایش تعداد یا متن توضیح نظرات هر مطلب ارسالی است.توجه کنید که استفاده از این بلاک تنها در بلاک <
BLOGFA> مجاز و قابل استفاده هست. این میتوانید از اکثر کدهای عمومی و یا کدهای قابل استفاده در بلاک <BLOGFA>  نیز استفاده کنید.همچنین محتوای این بلاک تنها در مواقعی نمایش داده خواهد شد که امکان درج نظر برای مطلب (post) توسط خوانندگان باشد.

بلاک <
BlogExtendedPost>
این بلاک برای نمایش لینک ادامه مطلب  یا متن کامل برای مطالب و پستهایی میباشد که دارای ادامه مطلب هستند. در صورتی که مطالبی دارای ادامه مطالب باشد محتوایت این بلاک نمایش داده خواهد شد. توجه کنید که استفاده از این بلاک تنها در بلاک <
BLOGFA> مجاز و قابل استفاده هست.در این میتوانید از اکثر کدهای عمومی و یا کدهای قابل استفاده در بلاک <BLOGFA>  نیز استفاده کنید.

بلاک <
BlogArchive>
این بلاک مشخص کننده جایگاه آرشیو مطالب ماهانه یا هفتگی است.محتوای درون این بلاک به تعداد ماهها یا هفته های مطالب آرشیو شده تکرار میشود. همچنین شما میتواند تعیین کنید که تنها چند ماه یا هفته آخر نمایش داده شود. این کار نیز با تعیین خواصی برای این بلاک انجام شدنی است. برای نمونه اگر شما بلاک را به شکل زیر تعریف کنید.

در اینصورت تنها شش ماه یا هفته آخر نمایش داده و در انتها لینکی به صفحه آرشیو با عنوان دیگر صفحات نمایش داده خواهد شد.در این بلاک کدهای زیر قابل استفاده هستند. البته میتواند از این بلاک بدون تعیین خواص نیز استفاه کنید. مانند    <BlogArchive> ... BlogArchive>
 

توضیح کدهای استفاده شده در بلاک BlogArchive

کد

عنوان آرشیو که با توجه به ماهانه یا هفتگی بودن شیوه آرشیو و تنظیمات وبلاگ نمایش داده میشود. مانند آذر 1383

<-ArchiveTitle->

مشخص کننده آدرس صفحه آرشیو ماه یا هفته.

<-ArchiveLink->

بلاک <BlogLinks>
این بلاک مشخص کننده جایگاه و نحوه نمایش پیوندهای وبلاگ است.کدهای درون این بلاک به تعداد پیوندهای (لینکها) وارده شده توسط نویسنده وبلاگ تکرار خواهد شد.کدهای استفاده شده در این بلاک به شرح زیر است.
 

توضیح کدهای استفاده شده در بلاک BlogLinks

کد

عنوان پیوند . مانند سایت بلاگفا

<-LinkTitle->

آدرس پیوند (URL) .مانند  http://www.blogfa.com

<-LinkUrl->

بلاک <BlogLinksBlock>
این بلاک به عنوان نگهدارنده بلاک  <BlogLinks> می باشد و در حقیقت در صورتی که هیچ پیوندی ثبت نشده باشد محتوای این بلاک نمایش داده نمی شد. این مورد بخصوص در مواردی که مثلا پیوندها در یک جدول مخصوص نمایش داده می شود و می خواهید در صورتی که پیوندی وارد نشده جدول نیز نمایش داده نشود به کار می رود.

بلاک <
BlogProfile>
این بلاک برای تعیین جایگاه و نحوه نمایش تصویر نویسنده وبلاگ و یا لوگو وبلاگ و همچنین توضیحاتی است که نویسنده وبلاگ درباره خود یا محتوای وبلاگ خود داده است.تمام کدها و محتوایی که داخل این بلوک باشد تنها موقعی نمایش داده خواهد که یا تصویر و یا توضیحات وبلاگ  توسط نویسنده وبلاگ تعیین شده باشد.این بلوک همچنین میتواند شامل بلوک  <BlogPhoto> نیز باشد.

 

توضیح کدهای استفاده شده در بلاک BlogProfile

کد

توضیحات در مورد نویسنده و یا وبلاگ

<-BlogAbout->

بلاک تعیین کننده چگونگی نمایش تصویر یا لوگوی انتخابی برای وبلاگ

بلاک  <BlogPhoto>
این بلاک برای تعیین چگونگی نمایش تصویر نویسنده  وبلاگ و یا لوگو استفاده میشود.با توجه به این ممکن است کدهایی که برای نمایش یک تصویر در قالب وبلاگ بکار میرود در صورتی که کاربر تصویری را برای وبلاگ خود انتخاب نکند بدون استفاده باشند و حتی باعث بهم ریختگی شکل وبلاگ شوند. محتویات داخل این بلاک تنها وقتی نمایش داده می شود که نویسنده وبلاگ، تصویری را برای وبلاگ خود انتخاب کند.

 

توضیح کدهای استفاده شده در بلاک BlogPhoto

کد

لینک یا آدرس مستقیم تصویر تعیین شده برای وبلاگ توسط نویسنده

<-BlogPhotoLink->

لازم به ذکر است که کدهای  <-BlogAbout-> و  <-BlogPhotoLink-> میتوانند در خارج از بلاکهای <BlogProfile> یا <BlogPhoto>  نیز  قرار گیرند و این بلاکها بیشتر برای محافظت از  بهم ریختگی شکل نهایی وبلاگ در صورت تعیین نکردن تصویر  یا توضیحات وبلاگ است.


بلاک <
BlogLinkDump>
این بلاک مشخص کننده جایگاه و نحوه نمایش پیوندهای وبلاگ است.کدهای درون این بلاک به تعداد پیوندهای (لینکها) وارده شده توسط نویسنده وبلاگ تکرار خواهد شد.کدهای استفاده شده در این بلاک به شرح زیر است.
 

توضیح کدهای استفاده شده در بلاک BlogLinks

کد

عنوان پیوند . مانند سایت بلاگفا

<-LinkTitle->

آدرس پیوند (URL) .مانند  http://www.blogfa.com

<-LinkUrl->

توضیحات وارد شده برای پیوند

<-LinkDescription->

بلاک <BlogLinkDumpBlock>
این بلاک به عنوان نگهدارنده بلاک  <BlogLinkDump> می باشد و در حقیقت در صورتی که هیچ پیوندی در بخش پیوندهای روزانه  ثبت نشده باشد محتوای این بلاک نمایش داده نمی شد. این مورد بخصوص در مواردی که مثلا پیوندها در یک جدول مخصوص نمایش داده می شود و می خواهید در صورتی که پیوندی وارد نشده جدول نیز نمایش داده نشود به کار می رود.


بلاک <
BlogCategories>
این بلاک مشخص کننده جایگاه و نحوه نمایش آرشیو موضوعی مطالب وبلاگ است.کدهای درون این بلاک به تعداد موضوعات تعریف شده توسط مدیر  و نویسنده وبلاگ تکرار خواهد شد.کدهای استفاده شده در این بلاک به شرح زیر است.

 

توضیح کدهای استفاده شده در بلاک BlogCategories

کد

عنوان موضوع

<-CategoryName->

آدرس صفحه آرشیو  موضوع و نمایش آخرین مطالب مرتبط با این موضوع

<-CategoryLink->

بلاک <BlogCategoriesBlock>
این بلاک به عنوان نگهدارنده بلاک  <BlogCategories> می باشد و  در صورتی که هیچ موضوعی برای مطالب وبلاگ تعریف نشده باشد محتوای این بلاک نمایش داده نمی شد. این مورد بخصوص در مواردی که مثلا موضوع در یک جدول مخصوص نمایش داده می شود و می خواهید در صورتی که موضوعی  تعریف نشده جدول نیز نمایش داده نشود به کار می رود.

 

بلاک <BlogAuthors>
این بلاک مشخص کننده جایگاه و نحوه نمایش آرشیو و نام نویسندگان وبلاگ است.کدهای درون این بلاک به تعداد  نویسندگان تعریف شده برای  وبلاگ تکرار خواهد شد. کدهای استفاده شده در این بلاک به شرح زیر است.

 

توضیح کدهای استفاده شده در بلاک BlogAuthors

کد

نام نویسنده

<-AuthorName->

آدرس صفحه آرشیو و نمایش آخرین مطالب نوشته شده توسط این نویسنده 

<-AuthorLink->

بلاک <BlogAuthorsBlock>
این بلاک به عنوان نگهدارنده بلاک  <BlogAuthors> می باشد و  در صورتی که نویسنده دیگری به غیر نویسنده اصلی  مدیر وبلاگ تعریف نشده باشد محتوای این بلاک نمایش داده نمی شد. این مورد بخصوص در مواردی که مثلا نام نویسندگان در یک جدول مخصوص نمایش داده می شود و می خواهید در صورتی که نویسنده ای  تعریف نشده جدول نیز نمایش داده نشود به کار می رود.



بلاک <
BlogPreviousItems>
این بلاک مشخص کننده جایگاه و نحوه نمایش عناوین آخرین مطالب وبلاگ است.بصورت پیش فرض عناوین ده مطلب آخر  وبلاگ نمایش داده خواهد شد با اینحال با تغییر در پارامتهای این بلاک میتوانید تعداد موارد نمایش داده شده را بین یک تا سی مورد تغییر دهید.برای نمونه کد زیر باعث نمایش عناوین پانزده مطالب آخر وبلاگ خواهد شد.
 

توضیح کدهای استفاده شده در بلاک BlogPreviousItems

کد

عنوان مطلب

<-PostTitle->

تاریخ ارسال یا تنظیم مطلب ( شکل و شیوه نمایش تاریخ در تنظیمات وبلاگ قابل تغییر است)

<-PostDate->

زمان ارسال یا تنظیم مطلب ( شکل و شیوه نمایش زمان در تنظیمات وبلاگ قابل تغییر است)

<-PostTime->

شماره شناسایی و مشخص هر مطلب

<-PostId->

نام صفحه (لینک) هر مطلب

<-PostLink->

بلاک <BlogPreviousItemsBlock>
این بلاک به عنوان نگهدارنده بلاک  <BlogPreviousItems> می باشد و  در صورتی که هیچ مطلبی در وبلاگ وارد نشده باشد محتوای این بلاک نمایش داده نمی شد. این مورد بخصوص در مواردی که مثلا عناوین در یک جدول مخصوص نمایش داده می شود و می خواهید در صورتی که وبلاگ بدون مطلب باشد  جدول نیز نمایش داده نشود به کار می رود.


صفحات آرشیو
در بلاگفا برای هر بلاگ صفحه ویژه ای اختصاص داده شده است که فهرست صفحات آرشیو در آن نمایش
داده میشود. شکل و طرح این صفحه نیز مانند قالب وبلاگ قابل تغییر است .البته در قالب آرشیو علاوه  بر کدهای عمومی تنها بلاک <BlogArchive> قابل تعریف خواهد بود.


صفحات جداگانه
در بلاگفا کاربران می توانند صفحات جداگانه و متعددی  را برای انتشار مطالب جدا از پستهای روزانه  بسازند. بصورت پیش فرض محتوای این صفحات در قالب انتخابی یا قالب مشخص شده در بخش ویرایش قالب برای صفحات جداگانه نمایش داده می شوند. این بخش نیز دارای کدهای مختص خود است در ادامه اشاره شده است.

توضیح کدهای استفاده شده در قالب صفحات جداگانه

کد

عنوان وبلاگ همراه با عنوان صفحه

<-BlogAndPageTitle->

عنوان صفحه

<-BlogPageTitle->

آدرس اینترنتی صفحه

<-BlogPageLink->

کد (بخشی از آدرس) صفحه که توسط کاربر مشخص شده

<-BlogPageId->

محتوای اصلی صفحه که توسط کاربر مشخص شده است. در مورد صفحاتی که با امکان ویرایش کامل کد صفحه ایجاد شده است. این کد فعال نخواهد بود.

<-BlogPageContent->


همچنین در صفحات جداگانه برخی از کدهای عمومی (مانند نام وبلاگ، توضیحات، درباره و...) نیز فعال هستند اما بلاکهای دیگر (مانند موضوعات، پیوندهای روزانه،عناوین پستهاو...) غیر فعال هستند.



در صورتی که به هر دلیلی بعد از تعریف قالب طراحی شده در نمایش صفحه اصلی یا آرشیو وبلاگ مشکلی پیش آمد و یا مطالب بصورت بهم ریخته نمایش داده شد احتمالا در بکارگیر کدها و بلاکها اشتباه شده است .
در ادامه نمونه ای بسیار ساده از ترکیب کدهای
HTML و کدهای بلاگفا درج خواهد شد.





عنوان وبلاگ : <-BlogTitle->

آدرس وبلاگ :<-BlogUrl->

نام نویسنده:<-BlogAuthor->

توضیح وبلاگ:<-BlogDescription->



    تصویر نویسنده یا لوگوی وبلاگ:

   
        <img src="<-BlogPhotoLink->">
    </BlogPhoto>
   

    توضیحاتی در مورد نویسنده یا وبلاگ :

   <-BlogAbout->
</BlogProfile>

مطالب نوشته شده در وبلاگ:


    عنوان مطلب:<-PostTitle->

    تاریخ ارسال مطلب:<-PostDate->

    متن مطلب:

    <-PostContent->
   

    لینک کامل مطلب : <-BlogUrl-><-PostLink->


   


آرشیو مطالب:


<-ArchiveLink->"><-ArchiveTitle->




+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:7 |

 

مناطق غواصی در جزیره کیش

 

                                 

غواصي در جزيره كيش


جزيره كيش از نظر محيط زيست طبيعي، يكي از بكرترين مناطق خليج فارس بوده و بجرات می توان گفت که ريفهای مرجانی شرق جزيره کيش از غنی ترين و زيبا ترين مناطق و مساعد ترين سايتهای غواصی در کشورمان را در برگرفته است. پوشش مرجاني اين جزيره در سواحل شرقي آن واقع گرديده که هرساله مورد بازديد بسياری از علاقه مندان غواصی قرار می گيرد. غواصی در کيش در تمامی طول سال امکانپذير بوده و سايتهای کم عمق اين جزيره برای غواصی تمامی افراد و حتی اشخاص مبتدی بسيار مناسب است. همچنين وجود مراکز آموزشی و تفريحی غواصی درکيش اين جزيره را تبديل به قطب غواصی کشور نموده است. در زير به معرفي سايتهاي مرجاني و مناسب غواصي اين جزيره مي پردازم:

 

بيگ كورال و ژوراسيك پارك


از سايتهاي زيباي اين جزيره مي توان به سايتهاي بيگ کورال و ژوراسيك پارك اشاره کرد. اين ريفهاي مرجاني که در شرق جزيره واقع گرديده اند، داراي اکوسيستم غني و زيبائي مي باشند که خيره کننده چشمان هزاران غواص ايراني و خارجي در طول سال است. عمق اين دو سايت به هنگام مد کامل متجاوز از 6 تا 8 متر و هنگام جزر کامل کمتر از 5 متر ميباشد اين سايتها از تنوع فراواني از آبزيان برخوردار اند.
از انواع ماهيها ميتوان به : جراح - دخترناخدا - هامور - جاش - ساردين - باراکودا - تون - اژدرماهي - موري ايل - استون فيش - اسکورپيون - دلقک و ريف شارک همچنين سفره ماهيان، اشاره کرد. انواع لابستر و لاکپشتهاي پوزه عقابي و پشت سبز ،همپنين مرجانهاي طبقاتي و مغزي و نيز گاها انواعي از سافت کورال در اين سايت ديده ميشوند. پوشش مرجاني سايت که شمالي- جنوبي و در امتداد ساحل به صورت نواري کشيده شده است در جنوب متراکم تر و در شمال کمتر است.
براي دسترسي به اين سايتها ميتوانيد از مراکز غواصي موجود در جزيره و قايق هاي غواصي استفاده کرده و يا مي توان با اتومبيل به ساحل هتل سيمرغ و از آنجا به سايت بيگ كورال به آساني رسيد . اين سايت براي اسنورکلينگ و نيز نايت دايو بسيار مناسب است.
همچنين در سايت بيگ کورال صخره هاي زير آبي بسيار زيبائي پديدار مي گردند که مملو از آبزيان ريز از جمله انواع خرچنگها ، ميگوها و عنکبوتهاي دريائي بوده که براي عکاسي ماکرو بسيار مناسب است.

 

ساترن كرك


از ديگر سايتهاي غواصي در اطراف جزيره كيش ساترن كرك يا شكاف جنوبي مي باشد كه بسيار زيبا بوده ،

اما به دليل دوري نسبي ،كمتر ملاقات كننده اي دارد.

اين ريف در 3 مايلي جنوب جزيره واقع گرديده است و از شكافي تشكيل شده است كه تا عمق 22 متري نيز ادامه مي يابد.

دسترسي به اين سايت فقط با قايق و با استفاده از مراكز سطح جزيره كيش امكانپذير مي باشد.
از آبزياني كه در اين سايت به چشم مي خورند ، مي توان دسته هاي بزرگ باراكودا، بلك تيپ و خفاش ماهيان

را نام برد. با توجه به جريان آب اين منطقه ، غواصي در اين سايت نياز به تجربه و تبحر فراوان در غواصي داشته و جهت افراد تازه کار مناسب نمي باشد.

كشتي داما


اين كشتي باربري سنگالي كه در عمق 33 متري آبهاي جنوب شرقي كيش آرميده است در يكي از شبهاي پائيزي سال 1384 به دليل آبگرفتگي موتورخانه ، اعلام وضعيت بحراني نمود، اما از درخواست كمك سر باز زد. صبح روز بعد به دلايل نامعلومي غرق و براي هميشه معماي مرموز خود را به اعماق برد. در تحقيقات بعدي مشخص گرديد كه در مدارك كشتي دستبرده شده است و كشتي 10 سال جوانتر از تاريخ ساخت خود معرفي گرديده است. اين دليلي كافي براي عدم پرداخت بيمه كشتي و بار موجود در آن ( سينك آشپزخانه، سراميک و تخته هاي MDF) براي شركتهاي بيمه بود. در هر صورت اين كشتي اكنون پس از گذشت كوتاه مدتي كه در اعماق آرميده است تبديل به زيستگاهي مصنوعي براي آبزيان و همچنين سايت جديدي براي غواصي گرديده است.
غواصي در اطراف اين مغروق که در فاصله 4 مايلي از جزيره به پهلوي راست خود خوابيده است، نياز به تبحر خاصي نداشته اما جهت ورود به بدنه کشتي ، فراگرفتن دوره تخصصي کشتيهاي غرق شده الزاميست.
ورود به بدنه کشتي از طريق پنجره کابين فرماندهي امکان پذير بوده و عبور از راهروي پشتي کابين فرماندهي و ورود از طريق در آن شما را به آشپزخانه و خوابگاه هدايت مي نمايد. پروانه کشتي نيز که مکان مناسبي جهت عکاسي به شمار مي رود در عمق 30 متري قرار دارد. از آبزيان اين منطقه مي توان خفاش ماهيان، باراکودا ، انواع سنگسر، سرخو و نيز اژدرماهيان را نام برد
دستيابي به اين كشتي مغروق كه مكان زيبا و مناسبي براي آموزش دوره تخصصي كشتيهاي غرق شده مي باشد فقط با قايقهاي غواصي امكانپذير بوده اما اينجانب مختصات جي.پي.اس آن را نيز كه به شرح زير است در اختيارتان خواهم نهاد.

 

کلبه هور


اين سايت که در غربي ترين دماغه جزيره کيش و در مکاني به همين نام واقع گرديده است نيز از نقاط مساعد غواصي در جزيره کيش و به خصوص به هنگام وزش بادهاي شرقي که غواصي در سواحل شرقي جزيره کيش را نامساعد مي نمايد مي باشد.
ورود به سايت از طريق ساحل کوچک جنوب آن و يا از طريق پرتگاه صخره اي غرب آن امکان پذير مي باشد. بستر سايت صخره اي بوده و از آبزيان آن مي توان ، هامور ، سرخو ، سنگسر ، انواع صدفها و لاکپشتها را نام برد. همچنين در ساحل جنوبي آن ( محل ورود و خروج به سايت) غاري کوچک به طول 5 متر وجود داشته که عبور از آن به هنگام مد کامل بسيار لذت بخش خواهد بود. عمق سايت غواصي کلبه هور از شمال به جنوب بيشتر گرديده و تا 8 متر نيز ادامه دارد.


کشتي يوناني


اين مکان که کمتر از سايتهاي ديگر مورد توجه قرار گرفته است نيز از نقاط مساعد غواصي در جزيره کيش به هنگام وزش بادهاي شرقي و نامساعد بودن سواحل شرق جزيره کيش مي باشد. اگرچه عمق 4 تا 5 متري آب در اين سايت نياز به تجهيزات غواصي را محسوس نمي نمايد و حس کنجکاوي شما با استفاده از اسنورکلينگ ارضا خواهدگرديد، اما لذت بازديد از پروانه اين کشتي بسيار مشهور به هنگام غواصي وصف ناشدني است. عمق آب در قسمت پروانه 8 متر بوده و بستر اطراف اين کشتي به گل نشسته پوشيده از آهن آلات و قطعات فولادي مي باشد. جالب است بدانيد که وجود اکسيد آهن در اين منطقه باعث سرخ فام شدن شنهاي اطراف کشتي يوناني گرديده است.
ورود به سايت از طريق پله هاي تعبيه شده در پارک ساحلي مقابل کشتي تسهيل گرديده و به آساني با شناي بر سطح در عرض چند دقيقه مي توان به زنجير لنگر رسيد.همچنين بازديد از درون اين کشتي نيز از حفره شمالي آن امکانپذير مي باشد. البته ورود به بدنه به دليل پوسيدگي آن بسيار خطر ناک است.

سايت سمبارون

 

اين سايت زيبا و نهفته که در غرب کيش و مابين جزيره کيش و هندورابي قرار گرفته است نيز از زيبا ترين ريفهاي مرجاني اطراف کيش مي باشد که در صورت مساعد بودن اوضاع جوي و دسترسي به اين نقطه، شما

 مي توانيد از زيبا ترين لحظات غواصي خويش در خليج فارس لذت ببريد. دسترسي به سايت سمبارون از طريق اجاره روزانه قايق از بندرگاه کيش و همچنين به هنگام بازگشت از هندورابي امکان پذير است. فاصله سمبارون تا کيش 10 و تا هندورابي 7 کيلومتر مي باشد.

عمق اين تپه زير آبي 10 تا 12 متر بوده و گونه هاي متفاوتي از آبزيان خليج فارس در اين نقطه سکنا گزيده اند.

اين سايت مکان مناسبي براي نايت دايو و اسنورکلينگ بوده اما جريان نسبتا شديد آب را در اين نقطه مي بايست در نظر گرفت.

 

یا علی مدد .

محمدعلی دریابار

+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 0:25 |

 

تجهیزات غواصی

 

                                               

·                     ۱ تجهیزات غواصی

·                     ۲ ماسک

·                     ۳ Shnoker اشنوکر

·                     ۴ کمربند وزنه

·                     ۵ فین ها

·                     ۶ وت سوت و درای سوت لباس غواصی

·                     ۷ تانک هوا

·                     ۸ رگلاتور تنظیم کننده فشار هوای تنفسی

·                     ۹ گژ فشار سنج هوا

·                     ۱۰ گژ عمق سنج

·                     ۱۱ وسیله کنترل شناوری BCD

·                     ۱۲ ساعت

·                     ۱۳ چاقو

·                     ۱۴ راهنمای شناور نشانه دار

·                     ۱۵ چراغ قوه غواصی

·                     ۱۶ قطب نما

تجهیزات غواصی

 

 

                                  

ماسک

برای داشتن وضوح و قابلیت دید بیشتر در زیر آب باید از ماسک استفاده کرد. با پوشیدن ماسک، یک فضای هوایی ما بین چشمان غواص و آب ایجاد می‌شود. بنابراین می‌توان بر اشیا به طور کاملاً مناسبی فکوس (تمرکز) کرد و آنها را به وضوح دید یک ماسک عبارت است از عدسیهای که از یک شیشهٔ ایمنی، سبک و فشرده ساخته شده‌است.

دامنه که از سیلیکون (شفاف یا سیاه) یا پلاستیک است این وسیله باید به طور کاملاً مناسبی از صورت محافظت کند به این منظور که از ورود آب به درون ماسک جلوگیری می‌کند. این وسیله معمولاً باید فضای راحتی برای بینی داشته باشد و برجستگیهای انعطاف پذیری برای جبران شکل و حالت بینی داشته باشد.

 

صفحه صورت که از ماده