تبليغاتX
محمدعلی دریابار

غواصی

 

غواصی فن شناوری در زیر آب – با ، یا بدون وسایل تنفس مصنوعی - است. غواصی علاوه بر اینکه کاربردهای صنعتی، پژوهشی، و نظامی دارد، برای ورزش و تفریح هم انجام می‌شود. تنفس زیرآب با استفاده از هوای فشرده تاریخچه‌ای کوتاه دارد. اما غوص در دریا و سفر به عمق دریا از دیر باز توسط بسیاری از ملل جهان انجام می‌‌پذیرفته است.

 

                                              

 

·                     ۱ قدمت غواصی در ایران

·                     ۲ ورزش غواصی

·                     ۳ غواصي آزاد

 

 

قدمت غواصی در ایران

گویند که ژرف‌روی و غواصی که در جنوب ایران آن را صیف و صیافی می‌‌نامند به قرن‌ها قبل از میلاد برمی گردد. در دوران خشایارشاه، ایرانیان از غواصان برای بیرون کشیدن صندوقچه‌های طلا و جواهرات کشتیهای غرق شده استفاده مینموده‌اند.

آثار حاصل از حفاریهای باستانشناسی نشان می‌دهد که قرنها قبل از میلاد ساحل‌نشینان دریای پارس از این فن برای تحصیل مروارید استفاده مینموده‌اند.

دکتر تاکر ابوات در کتاب کینگدوم اف سی شل بدین طریق اشاره نموده است و ایرانیان را در زمره پیشگامان پایه گذاری صید و پرورش مروارید قلمداد نموده است.

در سندی دیگر، آپولونیوس فیلسوف یونانی ساکن رودز اشاره دارد که غواصان دریای پارس در حالی که ظرف کوچکی حاوی گیاهی خوشبو و تهییج کننده در دست داشتند به سمت صدف رفته و باعث می‌شدند تا صدف لب از لب بگشاید، سپس شاخه‌ای میان تهی را به میان آن فرو برده و مایه موجود را به بیرون میکشیدند و آن را به سطح آب آورده و در ظروفی آهنین قرار میدادند، البته آنان هیچگاه موفق به پرورش مرواریدهایی اینچنینی نشدند اما شیوه‌ای را بدین طریق بنیان نهادند. اما در اشارت به ابزار غواصی آن دوران پر واضح است که در آن دوران به اتکای هوای محبوس شده در ششهای خود به عمق فرو رفته و باز می‌آمدند، روشی که هم اکنون نیز در پاره‌ای از جزایر دریای پارس چون لاوان و کیش و قشم کماکان پا بر جاست.

ورزش غواصی

اینک ورزش غواصی به صورتی همگانی درآمده و به شکل گسترده‌ای در بسیاری از کشورهای جهان فعالیتی مفید، مفرح، لذت‌بخش و نیز منبع درآمد در صنعت اکوتوریسم شده است.

دوست‌داران این ورزش می‌توانند با گذراندن دوره‌های آموزشی غواصی در مدتی کوتاه موفق به دریافت گواهینامه بین المللی غواصی از انجمن مربیان حرفه‌ای غواصی شوند.

·                     استاندارد اروپا برای ایمنی غواصی

غواصي آزاد

يكي از روشهاي غواصي ،غواصي آزاد مي باشد كه ورزشي بسيار سنگين و فرح بخش مي باشد.در اين ورزش اولين هنر غواص ،استفاده صحيح از شش ها در تنفس صحيح و حمل اكس‍يژن كافي در غواصي مي باشد در ابتدا اين ورزش براي جستجوي مرواريد در سطح دريا مورد استفاده قرار مي گرفته است ولي بعد پا به عرصه ورزش حرفه ايي گذاشته باشگاه هاي ويژه ايي براي اينكار بوجود آمده اند.

 تعریف ساده ی این ورزش چنین است که شخصی به زیر آب شیرجه می رود و تنها هوایی که در اختیار دارد :اکسیژنی است که در شش های خود ذخیره کرده است . در واقع این ورزش در نوع خود : از قدیمی ترین ورزش های آبی جهان شناخته می شود که مثال بارز آن جستجوی مروارید است که در حدود چهار هزار سال پیش در دریای مدیترانه انجام میشد و اشخاص برای خارج کردن دانه های مروارید و یافتن صدف های مروارید دار : به اعماق مدیترانه شیرجه می رفتند و دقایقی چند را تنها با تکیه بر هوای ذخیره شده در شش های خود :به جستجو برای مروارید می پرداختند.

اما این پدیده : در حقیقت یک پایه و اساس علمی هم دارد : چرا که بدن در زیر آب با شرایط تازه ای مواجه می شود که در نتیجه قلب :سیستم گردش خون و عضلات انسان  :همگی به گونه ای عمل می کنند تا اکسیژن را در بدن ذخیره کنند. غواصی آزاد ورزشی با کلاس و پر رازو رمز است که به خصوص طی پنجاه سال گذشته توجه پژوهشگران و اهل علم را به خود جلب کرده است .

 در دهه پنجا ه میلادی یعنی بین 1950 تا 1960 پزشکان به شیرجه روها هشدار دادند که در عمق بیشتر از پنجاه متر نگهداشتن نفس مساوی با کشته شدن است . چرا که فشار آب در چنین عمقی باعث می شود تا قفسه ی سینه و دنده ها مانند کاغذ مچاله شده در دست انسان در هم شکسته شوند اما امروز مشاهده می کنیم که غواصان آزاد به عمق دویست متری هم مي روند .

 جالب است گفته شود که این عمق حتی از عمقی که زیر دریایی ها در جنگ جهانی دوم توان رسیدن به آن را داشتند: بیشتر است . آنچه باعث پیشرفت های اعجاب انگیز در این ورزش و توانایی های غواصان شده : تحقیقات درخشان فیزیولوژِی است که جمعی از پدیده های مختلف در رابطه با آب را در بدن کشف کرده است . تجهيزات مورد نياز اين ورزش يك جفت كفش غواصي(فين) ، عينك غواصي و يك شلنگ 30 سانتيمتري مخصوص( اشنوركل) مي باشد.

 

یا علی مدد.

محمدعلی دریابار

 

+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 1:13 |

 

                                                                              

آوا :دَرْ

نوع لغت :اِ مرکب

شرح :(دريا+ بار،پسوند مکان ). درياي بزرگ. (ناظم الاطبا:(
نه عود گردد هر چوب کان به رنج و به جهد
به گل فروکني اندر کنار دريابار.

فرخي .


چو شهريار زمانه به باره اندر شد
خبر شنيد که رفت او [ راي هند ] ز راه دريابار.

فرخي .


به يک خدنگ دژآهنگ جنگ داري تنگ
تو بر پلنگ شخ و بر نهنگ دريابار.

عنصري .


به دريابار باشد عنبر تر
به کوه اندر بود کان خماهن .

منوچهري .


مرد دُرجوي رابه دريابار
جان و سر دان هميشه پاي افزار.

سنائي .


رفتمي گه گهي به دريابار
سودها ديدمي در آن بسيار.

نظامي .


بر لب دريابار نظارگيان نشسته باشندو غواصان سنگ و در برمي آرند. (کتاب المعارف)

چشمه از سنگ برون آرد و باران از ميغ
انگبين از مگس نحل و در از دريابار.

سعدي .


ز بحر طبع تو امروز در معاني عشق
همه سفينه دُر ميرود به دريابار.

سعدي .


مردم دريابار از حدود چين و جاوه و بنگاله ... نفايس و ظرائف ... به آن بلده [ بندر هرموز ] آورند.

 (نسخه خطي مطلع السعدين کتابخانه ملي تهران ص 610 و از سعدي تا جامي ص434 )
به سلک دوازده عقدي کزان دو لولو را
علي است ابرمطير و بتول دريا بار.

عرفي (از آنندراج)


نرفت از گريه داغ تيرگي از چهره بختم
ز عنبر کي سياهي آب دريابار مي شويد.

صائب (از آنندراج)

 

از عالم رودبار و جويبار است . (از بهار عجم ). ساحل دريا. کنار دريا. ساحل . زمينهاي ساحلي:
هند چون درياي خون شد چين چو دريابار او
زين قبل رويد به چين بر شبه مردم استرنگ.

عسجدي .


آنکه آسيب تيغ او برسد
از لب سند تا به دريابار.

ابوالفرج روني .


سرخروئي برآب جوي مجوي
زانکه زردند اهل دريابار.

سنائي .

 

 ولايتي را گويند که برکنار دريا باشد. (برهان ).ولايتهاي کنار دريا. (انجمن آرا) (آنندراج ).

 مملکت ساحلي . ناحيت دريا. بلاد ساحلي دريا. (يادداشت مرحوم دهخدا). شهري که کنار دريا باشد.

(ناظم الاطباء): پريان احوال ديو مردم شنيده بودند و ترسيده و در دريابارها و جزاير رفته بودند.

(اسکندرنامه نسخه سعيد نفيسي(

جزاير. (لطايف از آنندراج ): عبادة الصامت را به غزوه دريابار فرستاده تا آن همه جزيره ها بگرفتند.

(تاريخ سيستان )

اصطلاح تصوف : کنايه از ساحل بيکرانه توحيد.

(فرهنگ لغات و تعبيرات مثنوي (
رحمتي بي علتي بي خدمتي

آيد از دريا مبارک ساعتي
اللّه اللّه گرد دريابار گرد
گرچه باشد اهل دريابار زرد.

مولوي .

  باران مانند سيل . (ناظم الاطباء(

  جايي که هجوم آب دريا بسيار باشد. (آنندراج )

  طغيان رودخانه ها. (ناظم الاطباء)

 

یا علی مدد .

محمدعلی دریابار

+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 3:24 |

 

حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها

 

                                                                                     

 

تاريخ چشم به راه فاطمه اي ديگر است. انتظار به سر مي آيد و شميم دلنوازي، خانه خورشيد را فرا ميگيرد. خنكاي حضور دوباره فاطمه (س) در فضاي مدينه جاري مي شود و كوثر فاطمي، جوشيدن ميگيرد. به كوچه باغهاي حرم تو پناه مي آورم و در سايه سار ملكوتي آن، نفسي تازه مي نمايم. كنار نهر استجابت مي نشينم و قطره اي مي شوم در آبي زلال اشك هاي زائرانت. ضريح نوراني ات را در آغوش ميگيرم و از بين شبكه هاي آن، مزار مطهر تو را تماشا مي كنم. باورم نمي شود! آيا به اين سادگي به زيارت تو آمده ام! تو كه زيارتت، همسان زيارت ياس گمشده مدينه است!

 

حضرت معصومه (س)

 در روز اول ذیقعده سال 173 هجری، در شهر مدینه چشم به جهان گشود. این بانوی بزرگوار، از همان آغاز، در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگي و پاکدامنی و نیز یاد خدا، از صفات برجسته این خاندان پاک سیرت و نیکو سرشت به شمار مي رفت. پدران این خاندان، همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت، گوهرهای تابناک امامت و سکان داران کشتی انسانیت بودند.

حضرت معصومه علیهاالسلام نیز چون حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام داراى مقام شفاعت ‏است. و احتمالا نامیده شدن وى به فاطمه بى ‏ارتباط با این مقام‏ نبوده است. به هر تقدیر به واسطه این بانوى گرامى بسیارى از شیعیان داخل بهشت مى‏گردند. در این‏ باره امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: بدانیدبراى بهشت هشت در است؛ سه تا از آنها به سوى قم‏ باز مى‏شود. در آنجا بانویى قبض روح مى‏شود. او از جمله ‏فرزندانم، و نامش فاطمه دختر موسى است. به شفاعت او همه شیعیان ‏داخل بهشت مى‏گردند

امام رضا علیه‌السلام فرمود:«من زار المعصومه بقم كمن ‏زارنى‏»؛ هر كس معصومه را در قم زیارت كند، مانند كسى است كه مرا زیارت كرده است.

كریمه اهل‏بیت (س)

حضرت معصومه در زبان علما و فقهاى شیعه به لقب «كریمه ‏اهل‏بیت‏» یاد مى‏شود. از میان بانوان اهل‏بیت این نام زیبا تنها به او اختصاص یافته است.

بر اساس رویاى صادقه نسب‏ شناس گرانقدر مرحوم آیة الله ‏سیدمحمود مرعشى نجفى(م 1338 ه .) این لقب از طرف امام ‏صادق علیه‌السلام بر حضرت معصومه اطلاق شده است. در این رویا امام ‏صادق علیه‌السلام به آیة الله نجفى كه با دعا و راز و نیاز تلاش پى‏گیرى‏ را براى یافتن قبر مطهر حضرت زهرا علیهاالسلام آغاز كرده بود، خطاب ‏فرمود: «علیك بكریمه اهل‏بیت‏»؛ بر تو باد به كریمه اهل‏بیت.

حضرت معصومه (س)

دختر امام موسى بن جعفر(ع )و حضرت نجمه است .ايـن بانوى دانشمند و راوى حديث , از نظر مقام علمى و معنوى , در رتبه بسيار بالايى قرار دارد تا آن جـا كـه بزرگان دين ,مقام معنوى او را درميان فرزندان امام هفتم (ع ) و بعد از حضرت على بن موسى الرضا(ع ), بالاتر از همه مى دانند.پـس از آن كـه مامون , برادر ايشان (امام رضا(ع) را در سال دويست هجرى , از مدينه به مرو خواند, فاطمه معصومه ى همچون تعدادى از علويان , درسال 201 هجرى به ديار ايران روى آورد. وقتى كه آن بانوى متقى و پرهيزگار به ساوه رسيد, بيمار شد.در ساوه از همراهان خود پرسيد:تا قم چقدر فاصله است ؟.گفتند: نزديك است .حضرت معصومه  به همراهان خود دستور داد تا وى را به قم ببرند.بدين ترتيب آن زن دانشمند راهى قم شد.پـسـران سـعـد اشعرى ـكه از شيعيان برجسته بودندـ و بزرگان قم كه از موضوع حركت فاطمه معصومه  به سمت قم باخبر شده بودند, از وى استقبال باشكوهی به عمل آوردند.حضرت معصومه  به خانه موسى بن خزرج بن سعد اشعرى وارد شد.

مـدت هـفـده روز در آن خانه اقامت گزيد و آن گاه در سن18 سالگى , در حالى كه هنوز ازدواج نكرده بود, زندگى را بدرود گفت .بـدن پاك اورا در مقبره بابلان , جايى كه هم اكنون حرم و زيارتگاه آن بانوى پارسا و عالمه است , به خاك سپردند و سقفى از بوريا روى آن برپاكردند.سرانجام , زينب , دختر امام جواد(ع ), بر آن تربت پاك , گنبدى بنا كرد.ارزش زيـارت حـضـرت فـاطـمه معصومه ى به قدرى زياد است كه امام رضا(ع ) در اين خصوص فرمودند:كسى كه مرقد مطهر حضرت معصومه ى را بادانايى و معرفت به حق او, زيارت كند, سزاوار بهشت مى شود.مقام و منزلت آن بانو بسيار بالا است .چنانچه در زيارتنامه وى مى خوانيم :اى فاطمه !.براى من بهشت را شفاعت كن , چرا كه از براى تو در پيشگاه خداوند, مقام ارجمند و خاصى است. هـمـيـن بـس كه به بركت وجود مبارك ايشان , قم , مركز نشر فرهنگ اسلامى ومركز ثقل انقلاب اسلامى ايران شناخته شد و امروزه نيز به عنوان اميدجهان اسلام , در سطح گيتى مى درخشد.اين اعتبار, همان تبيين سخن امام هفتم (ع )است كه فرمود:قم , خانه و پايگاه آل محمد و شيعيان آنان است .

 

مقام علمى حضرت معصومه (س)

حضرت معصومه سلام الله عليها در خاندانى كه سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقى بودند، نشو و نما يافت. پس از آن كه پدر بزرگوار آن بانوى گرامى به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام يعنى حضرت رضا عليه السلام عهده‌دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز متكفل گرديد. در اثر توجهات زياد آن حضرت هر يك از فرزندان امام كاظم عليه السلام به مقامى شامخ دست يافتند و زبانزد عام و خاص گشتند. ابن صباغ مالكى در اين باره گويد: "هر يك از فرزندان ابى الحسن موسى معروف به كاظم فضيلتى مشهور دارد."  اربلى در اين زمينه مى‌نويسد: "براى هر يك از فرزندان ابى الحسن موسى عليه السلام فضيلت و منقبتى معروف وجود دارد."

آنچه مسلم است اين كه در ميان فرزندان امام كاظم عليه السلام بعد از حضرت رضا عليه السلام، حضرت معصومه سلام الله عليها از نظر علمى و اخلاقى، والا مقام‌ترين آنان است. اين حقيقت از اسامى و القاب و تعريف‌ها و توصيفاتى كه ائمه اطهار عليهم السلام از وى نموده‌اند، هويداست. و با توجه به اين حقيقت كه ارتباط تنگاتنگ و غير قابل انفكاكى ميان تهذيب نفس و طى مدارج اخلاقى و عرفانى و حصول علوم اصيل الهى و حكمت وجود دارد، مى‌توان به رتبه و مقام علمى غيرقابل توصيف حضرت معصومه سلام الله عليها پى برد و به اين نكته واقف گشت كه ايشان نيز چون حضرت زينب سلام الله عليها عالمه غير معلمه بود.

آنچه سخن فوق را تاييد مى‌كند، روايت صالح بن عرندس حلى، عالم بزرگوار شيعى قرن نهم در كتاب "كشف اللئالى" است. وى گويد: روزى جمعى از شيعيان به قصد ديدار حضرت موسى بن جعفر عليه‌السلام و پرسيدن سوالاتى از ايشان به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام كاظم عليه السلام در مسافرت بود، سوالات خود را به حضرت معصومه كه در آن هنگام كودكى خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداى آن روز براى بار ديگر به منزل امام شرف حضور پيدا كردند، ليكن هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. چون ناگزير به بازگشت بودند، مسائل خود را مطالبه نمودند تا در مسافرت بعدى خدمت امام برسند. غافل از اين كه حضرت معصومه جواب پرسش‌ها را نگاشته است. وقتى پاسخ‌ها را ملاحظه كردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزارى فراوان شهر مدينه را ترك گفتند. از قضاى روزگار در بين راه با امام موسى بن جعفر عليه السلام مواجه شده، ماجراى خويش را باز گفتند. چون امام پاسخ سوالات را مطالعه كرد، سه بار فرمود: "فداها ابوها" ؛ پدرش فدايش.

   

فضيلت بي نظير 

 شيخ محمد تقي تُستري، در قاموس الرجال، حضرت معصومه (س) را به عنوان بانوي اسوه معرفي کرد و فضيلت وي را در ميان دختران و پسران حضرت موسي بن جعفر (ع)، غير از امام رضا (ع) بي نظير دانسته است. ايشان در اين زمينه چنين مي نويسند:  ?در ميان فرزندان امام کاظم (ع) با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا (ع) کسي هم شأن حضرت معصومه (س) نيست.  بي گمان اين گونه اظهار نظرها و نگرش به شخصيت فاطمه دختر موسي بن جعفر (ع) بر برداشت هايي استوار است که از متن و روايات وارده از ائمه اطهار (ع) به دست آمده است. اين روايت ها، مقام هايي را براي فاطمه معصومه (س) برشمرده اند؛ مقامي که نظير آن، براي ديگر برادران و خواهران وي ذکر نکرده اند و به اين ترتيب، نام فاطمه معصومه (س) درشمار زنان برتر جهان قرار گرفته است.

  

 به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام          به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو          بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام

به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار           هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام 

صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح          بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام

در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو            ز پای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام

به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين           ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام

منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد           به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام

 

غروب غمگين

حضرت فاطمه (س) پس از  ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قيد حيات بود و سپس دعوت حق را لبيک گفت و به سوي بهشت برين پرواز کرد. اين حادثه در سال 201 هجري رخ داد. سلام بر اين بانوي بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب. درود بر روح تابناک معصومه (س) که اينک آفتاب حرم باصفايش، زمين قم را نوراني کرده است. سلام بر سالار زنان جهان و فرزند پيام آوران مهر و مهتران جوانان بهشتي. اي فاطمه! در روز قيامت، شفيع ما باش که تو در نزد خدا، جايگاهي ويژه براي شفاعت داري.

زيارت حضرت معصومه (س) از منظر روايات

 

 درباره فضيلت زيارت حضرت معصومه (س) روايات فراواني از پيشوايان معصوم رسيده است. از جمله، هنگامي که يکي از محدثان برجسته قم، به نام «سعد بن سعد» به محضر مقدس امام رضا (س) شرفياب مي شود، امام  هشتم خطاب به ايشان مي فرمايد: «اي سعد! از ما در نزد شما قبري است». سعد مي گويد: فدايت شوم! آيا قبر فاطمه دختر موسي بن جعفر (س) را مي فرماييد؟ مي فرمايد: «آري، هر کس او را زيارت کند، در حالي که به حق  او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.»

 

یا علی مدد .

محمدعلی دریابار

+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 2:6 |

 

زندگينامه امام عسگري ( ع )

 آسمان دیده بر زمین گشوده بود و مدینه، شب انتظارش را به دست صبح امید مي سپرد که ناگاه در صبح دمي حیات بخش آفرینش، تولدي دوباره کرد و یازدهمین روشنگرش را به هستي بخشید. عرش به برکت میلاد جهان افروز امام عسکری (ع) بزم شادی گستراند. تولد او موعودي را بشارت دهنده است که ظهورش، سپیده دمي است به سوي روشنايي و  مرهمي  برتمامي رنج ها و مقصد تمام رفتن ها و رسیدن ها.به امید ظهورش!

حضرت امام حسن عسکری  ) ع )

 امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدينه چشم به جهان گشود . مادر والا گهرش سوسن يا سليل زنی لايق و صاحب فضيلت و در پرورش فرزند نهايت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شايسته است پرورش دهد . اين زن پرهيزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنيا رحلت کرد . کنيه آن حضرت ابامحمد بود .

دوران امامت
به طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع ) به سه دوره تقسيم مي گردد : دوره اول 13سال است که زندگی آن حضرت در مدينه گذشت . دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت . دوره سوم نزديک 6 سال امامت آن حضرت مي باشد . باری ، امام حسن عسکری (ع ) بيش از 29سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و رياست روحانی اسلامی ، آثار مهمی  از تفسير قرآن و نشر احکام و بيان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی  شيعيانی که از راههای دور برای کسب فيض به محضر امام (ع ) مي رسيدند بر جای گذاشت . در زمان امام يازدهم تعليمات عاليه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی  را تجديد کرد ، و فرهنگ شيعی - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته های ديگر نيز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون يعقوب بن اسحاق کندی  ، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعليمات آن امام ، گرديد . در قدرت علمی  امام (ع ) - که از سرچشمه زلال ولايت و اهل بيت عصمت مايه گرفته بود - نکته ها گفته اند . از جمله : همين يعقوب بن اسحاق کندی فيلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ايرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است ، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانيد و بعدها از دوستداران و در صف پيروان آن حضرت درآمد.

 

 

اوضاع سياسي و اجتماعي عصر امام حسن عسكري ( ع )
يكي از سخت‌ترين دوران‌ها و شديد‌ترين عصرها كه بر عموم علويين به خصوص بر اهل بيت (ع) گذشت، دوران حكومت و زمامداري حكّام ظالم و فاجر بني‌عباس بود. خلفاي بني عباس حكومت خويش را با شعار دفاع از اهل بيت (ع) و نفي حكومت غاصب بني اميه آغاز كردند، ولي بعد از استحكام پايه‌هاي حكومتي خويش، خلقاي عباسي از هرگونه اعمال فشار و محدوديت نسبت به علويين، به ويژه نسبت به امامان معصوم (ع) دريغ نورزيدند. اين فشارها در عصر امام جواد و امام هادي و امام عسكري عليهم السلام در سامرا به اوج خود رسيد. شدت اين فشارها به قدري بود كه سه پيشواي بزرگ شيعه كه در مركز حكومت آنها (سامرا) مي‌زيستند، با عمر كوتاهي جام شهادت نوشيدند و اين حاكي از شدّت صدمات رسيده بر آنهاست. ولي در اين ميان محدوديت‌هاي زمان امام حسن عسكري(ع) به دو علت از دو پيشواي ديگر بيشتر بود؛ نخست اين كه در زمان امام حسن عسكري (ع) شيعه به صورت يك قدرت عظيم درآمده بود و همه مردم مي‌دانستند كه اين گروه به خلفاي وقت معترض است و حكومت هيچ يك از عباسيان را مشروع و قانوني نمي‌داند؛ بلكه معتقد است امامت الهي، در فرزندان علي بن ابي طالب (ع) است و ديگر اين كه خاندان عباسي و پيروان آنان، بر اساس روايات و اخبار متواتره مي‌دانستند مهدي موعود كه تار و مار كننده كليه حكومت‌هاي خودكامه است، از نسل حضرت عسكري (ع) خواهد بود، از اين رو همچون فرعونيان، پيوسته مراقب رندگي حضرت بودند تا فرزند او را به چنگ آوردند.
حكومت عباسي به قدري از نفوذ و موقعيت مهم اجتماعي امام نگران بود كه امام را ناگزير كرد هر هفته روزهاي دوشنبه و پنج شنبه به دربار حاضر شود.(1) البته باوجود نيت پليد خليفه در هر بار رفت و آمد امام، صدها انسان مشتاق در مسير حركت امام اجتماع مي‌كردند و آن چنان شادي و ابراز احساسات مي‌كردند كه از كثرت جمعيت راه‌ها بند مي‌آمد و عبور و مرور قطع مي‌شد. به محض آنكه حضرت پاي به گذرگاه‌ها مي‌گذاردند خاموش مي‌شد و براي حضرت راه را باز مي‌كردند. و پس از عبور امام، وضع به حال طبيعي برمي‌گشت.(2) محبوبيت روز افزون امام دربار عباسي را به وحشت بيشتري انداخت، از اين رو «معتزر»‌ امام را بازداشت و زنداني كرد(3) و حتي به «سعيد حاجب» دستور داد امام را به سمت كوفه حركت داده و در راه او را به قتل برساند، ولي پس از سه روز، تركان، او را به هلاكت رساندند.
پس از او «مهتدي» نيز امام را بازداشت و زنداني كرد و تصميم به قتل حضرت داشت كه خداوند مهلت نداد و تركان بر ضد او شوريدند و وي را به قتل رساندند.(4)

ابعاد فعاليت‌هاي امام حسن عسكري ( ع )

  1. كوشش‌هاي علمي
  2. ايجاد شبكه ارتباطي با شيعيان مناطق مختلف
  3. حمايت و پشتيباني مالي از شيعيان
  4. تقويت و توجيه سياسي رجال و عناصر مهم شيعه

 

تاليفات امام حسن عسكري ( ع )

1-  تفسير قرآن منسوب به او

2-  نامه آن حضرت به اسحاق ابن اسماعيل نيشابوري

3-  مجموعه حكم، مواعظ و كلمات قصار امام كه در كتب حديث و تاريخ ثبت است.

4 -  «رساله المنقبه» درمسائل حلال و حرام كه منسوب به اوست و «ابن شهر آشوب» در كتاب «مناقب»        از آن سخن گفته است.

فرزندان

تنها فرزندش حجت بن حسن (مهدی) است.

اصحاب

شیخ طوسی تعداد شاگردان امام حسن عسکری را بیش از ۱۰۰ نفر ثبت کرده‌است. مشهورترین اصحاب و راویان ایشان عبارت‌اند از:

وفات

در روز جمعه ۸ ربیع الاول سال ۲۶۰ هجری در سن ۲۹ سالگی با زهر معتمد عباسی کشته شد در سامرا کنار پدرش امام هادی به خاک سپرده شد.

     یا علی مدد .

     محمدعلی دریابار

+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 1:3 |

روز 19 فروردین روز شرف الشمس را فراموش نکنید .

 

شكل ذكر شرف الشمس به چه نحوي است؟

   

اين شكل :

   كه شرف الشمس ناميده مي شود در كتاب «جنه الوافيه» مشهور به «مصباح كفعمي» آمده است (مصباح كفعمي كتابي نسبتا" معتبر در ادعيه است).

   گفتني است كه مرحوم كفعمي، سند معتبري براي اين مطلب ذكر نكرده و تنها گفته است : اين حروف شكل اسم اعظم است . بعد در حاشيه كتاب مي گويد: در بعضي از كتاب هاي علماي شيعه ديدم كه اين شكل از اميرالمؤمنين (ع) نقل شده است . به نظر مي رسد بيان چنين نقلي محكم نيست ; چون سند اين روايت تا اميرالمؤمنين (ع) ذكر نشده است . مرحوم شيخ بهايي هم همين شكل را در كتاب «سر المستتر» با اندكي تغيير آورده است.

   البته در كتاب هاي ياد شده اين شكل به «شرف الشمس» ناميده نشده است و احتمالا تشخيص اساتيد علم ختوم و اذكار اين بوده كه اين شكل در شرف شمس - كه نوزدهم فروردين ماه است - نوشته شود كه ساعت خوبي است و باعث تأثير بيشتر اين شكل خواهد بود. براي نوشتن اين شكل يا حك آن بر روي انگشتر، در نوزدهم فروردين سند مكتوبي يافت نشد; اما از برخي بزرگان (مثل مرحوم كشميري) اين مطلب شنيده شده است.

   در كتاب «هزار و يك نكته»، نكته 977، تأليف آيت الله حسن زاده آملي نيز مطالبي راجع به اين شكل آمده است.

 

   از سنگ شرف الشمس برای : چشم زخم ، گشايش امور ،برآورده شدن آرزوها  ،افزايش رزق و روزي استفاده می گردد.

یک نکته دیگر آنکه                                                         :
   در روز شرف الشمس شکل شرف الشمس که در پائین آمده است را از ساعت 11 ظهر تا ساعت 23 روی طلا ، عقیق زرد ، پارچه زرد کشیده و یا حک نموده و یا با خط زرد روی کاعذ و یا پارچه  می نویسید و دعای آورده شده را خوانده و نوشته و بعد هر حاجتی که از خدا دارید را زیر دعا می نویسید و درقرآن می گذارید انشاالله برآورده می شود.

                   

 

 

احاديث معتبردر فضيلت انواع انگشتر و عطر

امام صادق (ع): انگشتر عقيق در دست كنيد كه مبارك است و صاحب آن عاقبتش به خير و نيكي باشد.

:پيامبر (ص  هر كه انگشتر عقيق در دست داشته باشد حاجتش بر آورده مي شود



 :امام صادق (ع) انگشتر عقيق باعث ايمني در سفر است

امام صادق(ع): هر كه انگشتر عقيق در دست داشته باشد پريشان نشود و عاقبت كارش ا لبته نيكو باشد
.

پيامبر اكرم) ص): انگشتر عقيق در دست كنيد مادامي كه آدم آن را با خود داشته باشد اندوهي به او نمي رسد.

امام علي (ع): دو ركعت نماز با انگشتر عقيق بهتر است از هزار ركعت كه با آن نباشد .

علي بن موسي رضا (ع): انگشتر ياقوت در دست كنيد كه پريشاني را برطرف مي كند.

امام موسي كاظم(ع): انگشتر زرد در دست كنيد كه موجب آساني است و درآن هيچ دشواري نباشد .

امام رضا (ع): انگشتر " زبر جد " در دست داشتن فقر را بتوانگري بدل ميكند و هر كه انگشتري ياقوت زرد در دست كند فقير نشود.

پيامبر (ص) : خداوند عالميان مي فرمايد كه من شرم دارم از دستي كه بسوي من بلند شود به دعا و در آن انگشتر فيروزه باشد پس او را نا اميد بر گردانم .

امام صادق(ع): هر كه انگشتر فيروزه در دست كند دستش فقير نشود.

امام صادق (ع): بد نمي دانم در دست كردن انگشتر حديد را وقتي كه به ديدن كسي رود كه از او ترسد از اهل شر براي آنكه شر او ساكن مي شود و انگشتر حديد شياطين را دور مي كند و بدرستيكه هر كسي كه انگشتر " در " در دست كند با نظر كردن به آن خداوند زيارت يا حج يا عمره در نامه عمل او بنويسد كه ثوابش ثواب پيامبران و صالحان باشد .

امام صادق (ع) : حق تعالي زينت و اظهار نعمت را دوست مي دارد و ترك رينت و اظهار بد حالي را دشمن  و دوست مي دارد كه اثر نعمت را در بنده خود بيند به اينكه خود را خوشبو دارد و خانه را نيكو كند.

امام صادق (ع) : نماز كسي كه خوشبو باشد بهتر است از هفتاد نماز كه بي بوي خوش باشد.

پيامبر اكرم (ص): بوي خوش را ترك نكنيد كه ملائكه بوي خوش را مي بويند و در هر روز جمعه البته ترك مكن و هر چه صرف نمايي در بوي خوش اسراف نيست .

امام صادق (ع): هر كه در هر روز بوي خوش بر خود بمالد تا شب عقلش با او باشد .

منقولست كه امام علي(ع) چها رانگشتر در دست مي كردند . انگشتر ياقوت براي شرافت و زينتش . فيروزه براي نصرت و ياريش . حديد براي قوتش و عقيق براي حرز و دفع دشمنان و بلا ها

 منبع : حليه المتقين . علامه مجلسي . انتشارات پيمان . چاپ ششم . 1382 . صفحات 28 تا 32

 عقيق

عقيق سه قسم است: سرخ، زرد، سفيدظاهر بعضي روايات اينست که هر سه فضيلت دارند. در روايتي از پيامبر (ص) نقل شده است که فرمود: «انگشتر عقيق با خود برداريد که آن اول کوهي است که اقرار کرده است از براي خدا به يگانگي و از براي من به پيغمبري و از براي تو يا علي به امامت». بنابراين معلوم است که عقيق تشکيل شده عنصر معدني (سنگ) انگشتر عقيق اندوه را از بين مي برد. از خطرات محفوظ مي نمايد.موجب وسعت روزي و سلامتي از جميع بلاها و ايمني از شرور مي شود. از امير المومنين نقل شده که «نماز با انگشتر عقيق چهل درجه زيادتي دارد بر نماز بدون انگشتر عقيق».در روايت ديگري نقل شده که «دو رکعت نماز با انگشتر عقيق بهتر است از هزار رکعت که با آن نباشد».(( شرف شمس ))انگشتر شرف الشمس همان انگشتري عقيق است که بر آن اسماي مترکه نوشته شده است. بنابراين همان خواص و آثار انگشتر عقيق را دارد. در روايت آورده است که اميرالمؤمنان، انگشتري عقيق را براي حرز و دشمنان و بلاها در دست مي کرد. (حليه المتيقين، فصل سوم، ص 32) در حديث معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است که انگشتري عقيق در دست کنيد که مبارک است و اميد هست که عاقبت صاحبش مقرون به خير و نيکي باشد. (همان) در روايت ديگري آمده است که هر کس انگشتر عقيق در دست داشته باشد، حاجتش برآورده است. (همان) از حضرت صادق عليه السلام منقول است که انگشتر عقيق موجب ايمني است در سفر. (همان)در حديث ديگري از آن حضرت نقل شده که هر کس انگشتري اش عقيق باشد، پريشان نشود و عاقبت کارش نيکو باش. (همان، ص 34) استفاده از اين انگشتري ويژه فرد و گروه خاصي نيست، البته بايد حرمت آن را حفظ کرد و از آثار و فوائد آن آگاه بود.
فيروزه
از حضرت رسول اکرم (ص) منقول است که خداوند عالميان ميفرمايد که من شرم ميکنم از دستي که به سوي من بلند شود به دعا و در آن دست انگشتر فيروزه باشد پس او را نااميد برنگردانماز امام جعفر صادق (ع) منقول است که هر کس انگشتر فيروزه دست نمايد دستش فقير نشودامام صادق (ع) مي فرمايد: اي مُفضل فيروزه سيرگاه ديده هاي مردان و زنان مومنه است يا دور گرداننده دردهاست از ديده هاي ايشان .که فيروزه چشم را قوت ميدهدو سينه را گشايش مي دهد(( دُر نجف ))امام صادق (ع) فرمودند: دُر نجف که در نجف اشرف خدا ظاهر مي سازد بدرستي که هر که آن را دست کند بهر نظر کردني به آن خداوند زيارتي يا حجي يا عمره اي در نامه عمل او بنويسد که ثوابش ثواب پيامبران و صالحان باشد و اگر خدا رحم نمي کرد بر شيعيان ما هر آيينه هر نگين از آن به قيمت بسيار ميرسيد .تفصيل بحث را در کتاب «حليه المتقين»، علامه مجلسي(ره)، ص 30 به بعد ملاحظه نمائيد.

 

یا علی مدد. 

محمدعلی دریابار

+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 14:48 |

غلام  ورنی

                 

               

                                 

    در ایام نوروز و روزهای تعطیلی سال جدید شاهد سریال و مجموعه ای بنام " اس ام اس یا پیامک از دیار باقی " بودیم .

 

    مجموعه ای که حال و هوای طنز و کمدی داشت و در آن یک بازاری  طمّاع  و حریص بنام منصور سیم خواه که دست به کلاه برداری زده بود تصمیم میگیرد، برای فرار از دست طلب کاران، ضمن یک دعوای ساختگی وانمود کند مرده است . حال او که یک مرده محسوب میشود، باید به خاک سپرده شود . بنابر این تصمیم می گیرد شخص معتادی ( غلام ورنی ) را راضی نمایند تا با گرفتن مبلغی بجای او بخاک سپرده شود . اما با لو رفتن هویت معتاد ( یعنی غلام ورنی ) برای طلب کاران سیم خواه ناچار می شود خود بجای او موقت دفن شود ....

 

   تهیه کننده  این مجموعه آقای سید امیر سیّد زاده  و به کارگردانی آقای سیروس مقدم که کارگردان آثاری چون  پلیس جوان ، ریحانه ، نرگس ، پرواز در حباب و اغما و بازیگری آقای رضا شفیعی جم  در نقش ( غلام ورنی )  می باشد .  ما در اینجا به توانمندیها و نقاط ضعف و قوت این عزیزان و بزرگان نمی پردازیم  و حتی این کار شاید در جای دیگری مورد نقد و بررسی قرار بگیرد که مطمئا از چشم منتقدین و صاحب نظران پنهان و پوشیده نخواهد ماند .

 

   این حقیر بعنوان یک  کرمانشاهی  که در حال حاضر در خارج از استان مشغول کار و زندگی هستم از این بزرگواران و همچنین مدیریت محترم شبکه یک بعنوان یک در دل و گلایه سئوالی دارم .

 

  که چرا  ؟؟؟

 

   که چرا بعد از مدتها که سریالها و مجموعه های مختلفی که در سطح سراسری پخش گردیده و از گویش ها  و لهجه های مختلفی بجز لهجه کرمانشاهی استفاده نموده و این لهجه ها را به مردم عزیز کشور معرفی نمودید این بار، این لهجه را با یک تم کمدی و طنز و با یک کاراکتر و نقش معتاد ، تن پرور، راحت طلب و سوء استفاده گری که برای پول حاضر است دست به هر کاری حتی در قبر خوابیدن هم بزند معرفی و مطرح نمایید .

 

  آیا آیا آیا ....

 

آیا چهره مردم شریف این دیار شخصیت و نماد ( غلام ورنی ) است .

 

   آیا مردمی که هزاران شهید و جانباز و مفقودالاثر را تقدیم انقلاب کرده اند و 8 سال بدون هیچ چشم داشتی از کیان این مرز و بوم با تمام وجود به حراست پرداختند مزدشان بازی (غلام ورنی) بود . 

  

   آیا سابقه تاریخی و فرهنگی این دیار و سابقه علما و مجتهدین و رجال سیاسی و علمی این استان باید برای یک نقش (غلام ورنی) نادیده گرفته شود.

 

ای کاش صدا و سیما این لطف را در حق این استان نمی کرد و نام و لهجه کرمانشاهی را این چنین در کشور مطرح نمی کرد .

 

   بنده و امثال بنده که در خارج  از این استان زندگی می کنیم چوب مطلکها ومزاحها و طعنه های زیرکانه رندانی را می خوریم که همیشه حسرت صفا و صمیمیت ، مردانگی ، میهمان نوازی ، دست و دل بازی ، معرفت و بی توقع ای و تواضع این دیار را می خورند.  که جدیداً به سبک (غلام ورنی) وقتی که ما را می بینند به ما می گویند : (وی وی پخشه کوره خواردمان , کره برو آناناس و....) .

 

  بنده که حدود چهل و چند سال از عمرم میگذرد نمی دانم این سبک لهجه از کجا وارد این شهرو استان شده است . ولی با کمی تعمق می توان پی برد ( از ماست که بر ماست ) نگاهی به چند ساله گذشته اخیر صدا و سیمای مرکز استان و تولید برنامه های محلی کاری بر سر این استان آوردند که این مردم لهجه خودشان را از یاد بردند . و این شد که هر تهیه کننده  و هر مسئول صدا و سیمای استان به سبک و سلیقه خود گویش و لهجه این دیار را تغییر دهد .

 

   آری ( از ماست که بر ماست ) اگر در بدو ساخت برنامه های استانی با دید منتقدانه تری برنامه ها را زیر ذره بین نقد قرار میدادیم نمی شد آنچه که نماد این استان ( غلام ورنی ) باشد . 

        

  یا علی مدد

  محمدعلی دریابار

 

+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 3:0 |