تبليغاتX
محمدعلی دریابار

17 ربیع الاول

1ـ ميلاد مسعود خاتم الانبياء حضرت محمد بن عبد الله ‌(صلی الله علیه و اله)
2ـ ولادت با سعادت، امام جعفر صادق (علیه السلام)  ریيس مذهب شيعه

1ـ ميلاد مسعود خاتم الانبياء حضرت محمد بن عبد الله ‌(صلی الله علیه و اله)
در سحرگاه روز جمعه هفدهم ربيع الاول سال عام الفيل خورشيد تابناك رسالت از اُفق مکه طلوع كرد و با درخشش خود كائنات را جلوه‌اي ديگر بخشيد.
آري ! خاتم رسولان آمد تا بشر را از اسارت ناداني و كفر برهاند و آنها را به سرچشمه‌هاي نور و سعادت رهنمون سازد؛ آن رسالتي را كه انبيا هزاران سال با تحمل سخت‌ترين شكنجه‌ها بر دوش كشيدند، به نقطة كمال و اوج خود برساند.
نام گرامي آن حضرت را محمد و كنيه‌‌اش را ابوالقاسم نهادند. پدر گراميشان حضرت عبدالله و مادر بزرگوارشان حضرت آمنه بنت‌وهب بود .
ـ وقايع پيش از ولادت
در شب ميلاد مسعود آن اسوة پاكي‌ها و فضيلت‌ها، حوادث عجيبي در جهان رخ داد كه در اين جا به ذكر چند حادثه اكتفا مي‌كنيم:
1. آتشكدة فارس كه هزار سال خاموش نشده بود در آن شب خاموش شد.
2. درياچة ساوه كه آن را مي‌پرستيدند، يكباره خشك و به نمكزار تبدیل شد.
3. همة بتها در خانة كعبه فرو ريخت و اين ندا از آسمان شنيده شد: جَاءَ الحَقَّ وَ زَهَقَ الباطِل، ‎‎إِنَّ الباطِلَ كانَ زَهُوقا4. ايوان عظيم كاخ مدائن (كاخ پادشاه ايران) به لرزه درآمد و چهارده کنگره از آن فرو ريخت.
5. آب رود سماوه (رودي بين كوفه و شام)  زياد شد و به جريان افتاد. 
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «ابليس (پدر شيطان‌ها) در آسمانهاي هفتگانه، رفت و آمد مي‌كرد؛ هنگامي كه عيسي (علیه السلام) متولد شد، از پرواز به سه آسمان ممنوع گرديد ولي هنگامي كه پيامبر گرامي اسلام (صلی الله علیه و اله) متولّد شد، از پرواز به سوي همه‌ آسمانهاي هفتگانه ممنوع شد، و شيطانهايي كه به سوي آسمان مي‌رفتند با تيرهاي شهاب آسماني رانده مي‌شدند». 
ـ معجزات پيامبر اكرم ‌(صلی الله علیه و اله)
كتاب آسماني قرآن مجيد، معجزة جاودان پيامبرگرامي اسلام (صلی الله علیه و اله) به شمار مي‌رود اما گذشته از آن معجزات فراواني از آن حضرت مشاهده شد كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم:
1. سخن گفتن آن حضرت با حيوانات؛
2. مستجاب شدن دعاي آن حضرت در زنده شدن مردگان و بينا كردن كوران و شفايافتن بيماران؛
3. آگاهي پيامبر (صلی الله علیه و اله) به زبانهاي مختلف و سخن گفتن به همة آنها؛
4. تسبيح گفتن سنگريزه‌ها در دست مبارك آن حضرت به طوريكه مردم آن را مي‌شنيدند؛
5. وجود مقدس پيامبر (صلی الله علیه و اله) در آفتاب سايه‌ نداشتند؛
6. دست مبارك آن حضرت به هر طعامي كه مي‌رسيد با بركت مي‌شد و از طعام اندك، جمع كثيري را سير مي‌كرد؛
7. رسول خدا(صلی الله علیه و اله) هرگاه آب دهان مبارك را به چاهي مي‌افكندند، آن چاه بركت پيدا مي‌كرد و پر از آب مي‌شد؛
8 . رسول خدا(صلی الله علیه و اله) هر گاه بر زمين نرم راه مي‌رفتند، جاي پايشان نمي‌ماند و هنگامي كه بر سنگ سخت راه مي‌رفتند اثر پاي مباركشان مي‌ماند.


2 ـ ولادت با سعادت، امام جعفر صادق (علیه السلام) ، ریيس مذهب شيعه
در روز دوشنبه هفدهم ربيع الاول سال 83 هـ .ق. امام جعفر صادق (علیه السلام) در مدينه چشم به جهان گشودند و هستي را با نور جمالشان، صفا و طراوت بخشيدند. پدر بزرگوارشان امام محمد باقر (علیه السلام) و مادر گراميشان اُمّ فَروَه از زنان پرهيزگار، با ايمان و نيكوكار بودند. اسم مبارك آن امام، جعفر بود و كنية شريفشان ابوعبد الله و القاب آن حضرت، صابر، فاضل، طاهر و صادق بود كه مشهورترينشان همان صادق است.
در شمايل آن حضرت چنين نقل شده است كه امام ميانه قد و افروخته رو و سفيد بدن و كشيده بيني و موهاي ايشان سياه و مجعد و بر گونه‌شان خال سياهي بود. 
ـ تأسيس دانشگاه شيعه
در ميان امامان معصوم، براي هيچكدام همانند كاشف اسـرار حـقايـق، حضرت امام جعفرصادق (علیه السلام) فرصت و وضعیت مساعدي پيش نيامد تا بتوانند در سطح وسيع به انقلاب فرهنگي بپردازند و با تشريح فرهنگ غني و پر ماية اسلام و تأسيس دانشگاهها و مدارس، بر گسترش فرهنگ ناب تشيع بيفزايند؛ ولي در عصر امام صادق(علیه السلام) به سبب كشمش‌ها و رودررويي بني اميه و بني‌عباس چنين فرصتي به دست آمد. آن امام بزرگوار، از اين فرصت استفادة كامل و اسلام حقيقي را معرفي نمودند. آن حضرت غدير و فرهنگ آن را زنده كردند و به عنوان صادق آل محمد (صلی الله علیه و اله) در برابر دروغ سازان و نيرنگ بازان اموي و عباسي، چهرة راستين اسلام و فقه آل محمد (علیهم السلام) را آشكار ساختند.
ـ برترين فرد در علم و عمل
مالك بن انس مي‌گويد: «هيچ چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده و بر هيچ دلي خطور نكرده كـه در عـلم و عبـادت و پاكدامنـي و پرهـيزكاري كسي برتر از جعفر بن محمد صادق (علیه السلام) باشد» . در جاي ديگر نيز چنين مي‌گويد: «من نزد جعفر بن محمد بسيار مي‌رفتم؛ او مردي پر تبسّم بود. هنگامي كه در محضرش نام رسول خدا (صلی الله علیه و اله) برده مي‌شد، رنگش دگرگون مي‌شد. هرگز او را از سه حالت خارج نديدم : يا نماز مي‌خواند، يا روزه بود و يا به قرائت قرآن مشغول بود. هرگز بدون وضو از رسول خدا (صلی الله علیه و اله) حديث نقل نمي‌كرد و سخن بيهوده بر زبان نمي‌راند؛ از بزرگاني بود كه خوف خداوند سرتاسر وجودش را فراگرفته بود» .

+ نوشته شده توسط محمدعلی دریابار در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 17:52 |